وبلاگ ها گم و گور می شوند

وبلاگ ها گم و گور می شوند

"وبلاگ" امکان جدیدی است که در حوزه اینترنت فراهم شده است. دسترسی آسان و ارزان به این امکان، آرزوی همه را برای دسترسی به فضایی برای ارائه نظرات و دیدگاه های آنها فراهم کرده است. در سال های اخیر تعداد وبلاگ ها و وبلاگ نویسان افزایشی انفجاری داشته است. همه این وبلاگ نویسان تنها در این امید هستند، که خوانندگانی برای وبلاگ خویش پیدا کنند. گرفتن نظر از بازدید کنندگان یکی از مهمترین دغدغه های یک وبلاگ نویس است. اما آیا همه وبلاگ ها موفق می شوند که خوانندگانی دایمی را برای خویش پیدا کنند؟ چه عواملی باعث مطرح شدن و مشهور شدن یک وبلاگ می شود؟ فضای اینترنتی و هایپر لینک چه کارآمدی هایی در این زمینه دارد؟ اینها سؤالاتی است که در چارچوب ساختار اینترنتی در باره وبلاگ های مختلف جلب توجه می کند.

در گذشته همه به گونه ای بر این باور بودند، که محتوا به تنهایی می تواند از عوامل جذب مخاطب برای یک وبلاگ باشد. اما با افزایش تعداد وبلاگ های مختلف ، شاهد هستیم، که بسیاری از وبلاگ های پر محتوا برای همیشه فراموش می شوند و ماه ها حتی یک خواننده هم ندارند. در عوض وبلاگ های بی محتوا و سطحی دارای خوانندگان زیادی هستند. تا اینجا به این مسئله می رسیم که محتوای یک وبلاگ به تنهایی نمی تواند از عوامل جذب مخاطب برای یک وبلاگ باشد. در ادامه امکان اینترنتی هایپر لینک و کارایی آن را برای معرفی و شناسایی وبلاگ ها مورد توجه قرار می دهیم و سپس به عواملی در دنیای واقعی می پردازیم که بر معروفیت یک وبلاگ اثر گذار هستند.

آنچه که در این نوشته سعی شده بر آن تأکید شود، تمایز قائل شدن بین دو نوع نگاه به اینترنت است. از یک طرف نگاه خوشبینانه که اینترنت را به عنوان امکانی جدید و مهم برای توسعه تواناییهای بشری در نظر می گیرد و از طرف دیگر این دیدگاه که بر طبق آن اینترنت چارچوبی غیر عملی و سطحی است، که نتایج نامطلوبی را در زمینه اخلاقیات و سرگرم شدن و غیره به بار می آورد. در این نوشته هر دوی این دیدگاه ها مورد بررسی قرار می گیرد. دیدگاه اول دارای دیدی "پاستوریک" به اینترنت است و آن را به عنوان یک تکنولوژی جدید می بیند، که امکان برقراری ارتباطات از راه دور و همزمان را ممکن کرده است. (اسیلوان و دیگران،1385) این دیدگاه ارزش یک تکنولوژی را به عنوان چیزی ابزاری و کاربردی در نظر می گیرد و کمتر به عنوان یک فرآورده اجتماعی به آن نگاه می کند. در این نگاه تکنولوژی و در اینجا اینترنت دارای باری خنثی هستند، که کنشگران و به کارگیرندگان، آن را برای اهداف خود مورد استفاده قرار می دهند. اینترنت برای اعمال و کارکردهای متعددی، امکانات فراوانی را فراهم کرده است. این امکانات که هر روزه در حال گسترش است و هر روز ارزان تر می شود، برای همه قابل دسترس است. ظهور هر تکنولوژی امکان فراتر رفتن آدمی از محدودیت های ساختاری دور و بر را فراهم می کند. در اینجا اینترنت به عنوان فضایی جدید مطرح شده است، که در امتداد و گاهی در گسست با زندگی واقعی شکل می گیرد. اینترنت امکان تجربه زندگی جدیدی را می دهد که از محدودیت های دنیای واقعی فرار می کند و گاهی در راستای ارضای نیازهایی است که فرد در دنیای واقعی راهی برای ارضای آنها پیدا نمی کند.

وبلاگ به عنوان یک امکان اینترنتی، حوزه عمل فردی را به خارج از چارچوب ها و محدودیت های گذشته توسعه می دهد. وبلاگ جایی است برای انتشار ارزان و نسبتاً آزاد اندیشه های شخصی. در واقع یک نشریه است که کار زیادی نمی برد. فقط کافی است که چیزی برای نوشتن داشته باشی، آن را تایپ کنی و روی وبلاگ قرار دهی. انتشار افکار و اندیشه ها امکان به معرض نمایش گذاشتن آنها را فراهم می کند و دیگران می فهمند که فرد چه دیدگاهی دارد. وبلاگ امکان آگاهی یافتن از نظرات دیگران و ایجاد رابطه با آنها را ایجاد کرده است. از امکانات محدود تعاملی- که همان نظر دادن است- برخوردار است و این امکان تداوم ارتباط و گرفتن بازخورد را فراهم می کند. وبلاگ نویسی هیچ احتیاجی به داشتن امکانات و تکنولوژی های اولیه ندارد و مانند دیگر رسانه های سنتی به سازماندهی و یا ایجاد یک سازمان بروکراتیک احتیاج ندارد.

وبلاگ نویسی در اینترنت امکان سهل و آسانی است، که برای همه در دسترس است و این بزرگترین امتیاز آن است. اما پس از نوشتن یک وبلاگ چه اتفاقی می افتد؟ هر وبلاگ نویسی منتظر بازدید و نظرات دیگران می ماند و این موضوع برایش مهم است. موفقیت یک وبلاگ به عوامل گوناگونی وابسته است. در گذشته محتوا مهمترین عامل جذب مخاطب بود. اما اکنون با افزایش وبلاگ ها و رقابت بر سر جذب مخاطب، موفقیت را به چیزی مهمتر از محتوا وابسته کرده است و این راهکار جدید، "هایپرلینکگ"و پیوندهای اینترنتی است.

"هربرت دریفوس"(1383) در کتاب «نگاهی فلسفی به اینترنت» هایپرلینک را مورد بررسی قرار داده است و انتقاداتی را به آن وارد می کند. "هایپر لینک" ساختار کلی اینترنت را تشکیل می دهد. شبکه اینترنت در حال رشد است و اکنون بیش از یک میلیارد صفحه اطلاعات در اینترنت وجود دارد و این رقم به میزان دست کم یک میلیون صفحه در روز رشد می کند. این حجم بزرگ از اطلاعات فرد را با سردرگمی و عدم یافتن اطلاعات روبرو می کند. به نظر "دریفوس" این مشکل از نحوه سازماندهی یا عدم سازماندهی شبکه بر می خیزد. نحوه عمل شبکه این است، که هر جزء از این انبوه اطلاعات را به وسیله ابر پیوندها( هایپر لینک ها) با سایر اجزا پیوند دهد. چنین پیوندهایی می توانند هر جزء اطلاعات را به دیگر اجزاء پیوند دهند. پیوندهایی که بر مبنای ناگهانی یافته شدن و پیوند از طرف دیگران اتفاق می افتد. هیچ مرجعیت یا نظام فهرست بندی مورد توافقی، این ارتباطات پیوند دهنده را محدود نمی کند.

به قول "دریفوس"، هایپر لینک ها برای این عرضه نشده اند که نسبت به نظام قدیمی سلسله مراتبی در بازیابی اطلاعات کارآمدند. بلکه آنها نحوه طبیعی استفاده از سرعت و قدرت پردازش کامپیوترها برای ربط دادن مقدار بزرگی از اطلاعات هستند، بدون اینکه نیازی به فهمیدن آنها یا تحمیل هر نوع ساختار معتبر یا حتی پذیرش عموم بر آنها باشد. اما هنگامی که هر چیزی می تواند بدون توجه به مقصود و معنی به هر چیز دیگر پیوند داده شود، اندازه شبکه و دلبخواهی بودن پیوندها ممکن است، کار افراد علاقه مند به اطلاعات خاص را در یافتن اطلاعاتی که در جستجوی آن هستند، بیش از اندازه دشوار سازد.

در سازماندهی اطلاعات با هایپرلینک، به جای آنکه اطلاعات طبقه بندی شوند و سلسله مراتب رعایت شود، صرفاً اتصالی بینابین همه اجزاء وجود دارد. هیچ سلسله مراتبی وجود ندارد. هر چیز به هر چیز دیگر در سطحی واحد پیوند پیدا می کند. بنابراین هایپر‌لینک به کاربر اجازه می دهد، که مستقیماً از مدخل یک داده به دیگری حرکت کند و این کار تنها با ارتباط ناچیزی بین آنها امکان پذیر است. با توجه به اینکه در شبکه، پیوند هرچیزی با هرچیزی ممکن است، یافتن اطلاعات مناسب برای افراد، خیلی مشکل و گاه ناممکن است. افراد برای به دست آوردن اطلاعات به موتور های جستجو پناه می برند و موتورهای جستجو با جستجوی کلمات، اطلاعات ناخالص زیادی را به همراه اطلاعات مورد نیاز به کاربر می دهند. انتخاب از بین اطلاعات اضافی خود نیرو و وقت زیادی می طلبد و همچنین یک ریسک است.

حال این موضوع را با بحث وبلاگ ها مورد بررسی قرار می دهیم. وبلاگ ها هم مانند همه اطلاعات اینترنتی و کامپیوتری، در شبکه ای هایپرلینکی سازمان می یابند و برای معرفی خود نیاز به لینک شدن به موتورهای جستجو و سایتهای دیگر دارند. هایپر لینک به عنوان عاملی قوی در شناساندن وبلاگ یا سایت خاصی به مخاطبان، تا به حال معرفی شده است. در واقع اگر سایت‌های معروف، لینک وبلاگ شما را در سایت خودشان بگذارند، احتمال شناخته شدن و معروفیت شما بیشتر است. اما همیشه اینگونه نیست. هایپر لینک تنها دسترسی مخاطب را به سایت خاصی بدون معرفی و یا رتبه بندی آن از نظر محتوایی، امکان پذیر می‌کند.

بر اساس بحثی که از "دریفوس" عنوان شد، فضای اینترنتی به شدت فضایی از هم گسیخته و بدون نقشه و نامعلوم است، که اطلاعات بی نهایتی را در خود جای داده است. امکان هایپرلینکی نمی تواند برای شناسایی و معرفی یک وبلاگ کافی باشد. همه‌ی وبلاگ‌ها شانس لینک شدن به سایت‌های معروف را ندارند. بنابراین در فضای ناشناخته و بی‌نقشه‌ی اینترنت گم می‌شوند. از سویی دیگر اگر لینک باشند، به راحتی به خاطر ساختار معرفی هایپر لینکی مورد عدم توجه قرار می‌گیرند. در واقع مکانیسم های تعبیه شده در اینترنت خود برای اعلام و شناساندن یک وبلاگ نه تنها کافی نیستند، بلکه در ناشناخته ماندن آن هم دخیل هستند. اینکه یک وبلاگ چگونه مطرح می‌شود، متضمن توجه به رابطه‌ی دنیای واقعی و مجازی است. به نظر می رسد تنها عاملی که می تواند این از هم گسیختگی و عدم انسجام را به گونه ای سازمان دهد، ارجاع به دنیای واقعی است. بنابراین برای یافتن عوامل جذب مخاطب برای یک وبلاگ، باید به عواملی در دنیای واقعی توجه کنیم. به این معنی که روابط و مکانیسم‌های معرفی و شناسایی در دنیای واقعی به صورت معروفیت در دنیای مجازی هم عمل می‌کند. در سنت ارتباطات و نظریه های اقناع (بینگر،1376) به اعتبار منبع خیلی بها می دهند. اعتبار منبع به موقعیت اجتماعی نویسنده یک وبلاگ بر می گردد. به عنوان مثال، یک بازیکن معروف فوتبال که در دنیای واقعی شناخته شده و معروف است، در صورتی که یک وبلاگ بنویسد، هر چند که بی محتوا هم باشد به دلیل اعتباری که دارد خوانندگان خیلی زیادی خواهد داشت. ولی یک فرد گمنام با وجود آنکه وبلاگ پر محتوایی دارد مخاطبان خیلی کمتری می تواند جذب کند.

نطریه های خوشبین در مورد اینترنت تنها به اینترنت به عنوان یک امکان نگاه می کنند و در این چارچوب اینترنت به عنوان یک تکنولوژی حوزه های عمل زیادی را برای عمل آماده می کند. اما این دیدگاه از یک طرف فضای اجتماعی و زمینه فرهنگی استفاده از اینترنت را نادیده می گیرند و از طرف دیگر چگونگی به عمل درآمدن این امکانات را هم نادیده می گیرند. همانطور که آمد زمینه های اجتماعی و ارجاع به دنیای واقعی می تواند مبنایی عملی و مطمئن برای جذب مخاطب فراهم کند. در حالی که هایپر لینک در اینترنت و معرفی به سایت های بزرگ و معروف تنها یک شانس است که بسیاری از مواقع عملی نمی شود.

به عنوان نتیجه گیری می توان گفت، که هرچند وبلاگ نویسی امکانی مطلوب و با ارزش است، اما جذب مخاطب برای آن مهمتر است. و جذب مخاطب در اینترنت از طریق استفاده صرف از امکانات اینترنتی مبتنی بر هایپر لینک ، سخت و دشوار و غیر قابل اطمینان است. از این رو از هم گسیختگی و عدم انسجام و ناشناختنی بودن اینترنت به صورت عامل سر خوردگی وبلاگ‌نویسانی عمل می‌کند، که تنها به مکانیسم‌های معروفیت در فضای مجازی توجه می‌کنند.

منابع:

1. اسیلوان.ت و دیگران (1385)، مفاهیم کلیدی ارتباطات، ترجمه: میر حسین رئیس زاده، تهران انتشارات فصل نو

2. بینگر.ا (1376)، ارتباطات اقناعی، ترجمه: علی رستمی، تهران: نشر مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه های صدا و سیما

3. دریفوس،هیوبرت (1383)،نگاهی فلسفی به اینترنت، ترجمه: علی ملائکه، تهران: انتشارات گام نو