• ترجمه: زهرا صادقی
  • 1389-04-02 08:12:00
  • کد مطلب : 3214
خوانش، ابزاری برای مقاومت: پیام‌های جنسیتی در ادبیات و رسانه

در این مقاله سعی بر آن است که نحوه شکل گیری نظرات و دیدگاههای جنسیتی در افراد مورد بررسی قرار گیرد. مولف یک واحد درسی را برای دانش‌آمزان دبیرستانی تدوین کرده است که در آن سعی می شود با خوانش های بدیع و غیرمتعارف از متون رسانه، نحوه شکل گیری و جریان پیام های جنسیتی در متون ادبی و رسانه ای مورد بررسی قرار گیرد.

در این مقاله سعی بر آن است که نحوه شکل گیری نظرات و دیدگاههای جنسیتی در افراد مورد بررسی قرار گیرد. مولف یک واحد درسی را برای دانش‌آمزان دبیرستانی تدوین کرده است که در آن سعی می شود با خوانش های بدیع و غیرمتعارف از متون رسانه، نحوه شکل گیری و جریان پیام های جنسیتی در متون ادبی و رسانه ای مورد بررسی قرار گیرد.

***

خوانش، ابزاری برای مقاومت: پیام‌های جنسیتی در ادبیات و رسانه

دانشجویان از درک اینکه نکته که متون تصویری و چاپی، به چه میزان برداشت کلی ما از جنسیت را شکل می دهند، تعجب خواهند کرد. لارین والوتیز (Laraine Wallowitz) و همکارانش با تمرکز خاص بر چگونگی ساخت طبیعت زنانه بواسطه ادبیات و رسانه، واحد درسی را بنا نهادند که خوانندگان را قادر به تشخیص پیام های ممزوج رسانه درباره تصویر بدن و تصورات فرهنگی از جنسیت ساخت. 

در طی گفتگویی در باب 'جام گل' اثر سیلیوا پلات،  لاری به طور اتفاقی به این مورد اشاره کرد،  'پنج صفحه طول کشید تا دریافتم راوی یک دختر است.  تصور می کردم راوی مذکر باشد'. در کلاسهای مطالعات زنان‌ در دبیرستان، خوانندگان بسیاری وجود داشتند که مانند لاری درباره جنسیت تصوراتی برای خود ساخته بودند؛ تصوراتی که به واسطه خانواده، فرهنگ،  ادبیات،  رسانه و تحصیلات شکل یافته بودند.  با توجه به اینکه دانش آموزان به چه چیز می اندیشند و یا چه چیزی را احساس می کنند، می‌توانیم آشکارسازی پیش داوری را آموزش داده و تصورات عادی و پیش پا افتاده از جنسیت را به چالش بکشیم.

در طی سالها کارکردن به عنوان معلم یک مدرسه دولتی،  به همراه همکارانم نیکل روسی (Nicole Rossi) و کری بالدوین (Kerry Baldwin) یک کلاس مطالعات زنان برای دانش آموزان سال آخر دبیرستان طراحی و تدریس کردیم.  هدفمان ارائه دانشی به دانش آموزان برای تحلیل شیوه هایی بود که به واسطه آنان ساختهای اجتماعی جنسیت،  تجربه هایمان از مردان و زنان را شکل می دهند. از دانش آموزان خواسته شد چهار سوال اساسی را در نظر بگیرند:

- زنان چگونه از زبان برای فائق آمدن بر موانع بهره می‌گیرند‌؟

 - چگونه' زن' به عنوان یک ساخت فرهنگی در گذر زمان تغییر کرده است؟

- نژاد و جنسیت چگونه هویت را شکل می دهند؟

- ادبیات و رسانه چگونه بر تصورات زنانه تاثیر می گذراند؟

دانش آموزان رمان‌های چند فرهنگی،  داستان های کوتاه،  اسناد تاریخی،  تاریخ‌های شفاهی،  مقالات،  رشته های دانشگاهی،  فیلم،  مد،  تلویزیون،  تبلیغات و سایر انواع رسانه را مطالعه کردند. آنان فرا گرفتند که تشخیص دهند چگونه متون تصورات جنسیتی را شکل می دهند و چگونه در برابر این پیام ها مقاومت کنند.

در این مقاله سعی دارم به چهارمین سوال - ادبیات  و رسانه چگونه بر تصورات زنانه تاثیر می‌گذارند؟- و تاکیدش بر خوانش فرهنگ عامه و فرهنگ غالب بپردازم. در انتهای این واحد درسی؛ 'خوانش ابزاری برای مقاومت : پیام های ادبیات و رسانه'،  دانش‌آموزان طیف متنوعی از متون و رسانه ها را با اعمال نظریه فمینیستی 'برساخت معنا' تحلیل کرده بودند. می‌خواستم واقف باشند که خواندن یک متن از دیگاه فمینیستی درک‌شان از معنایش را تغییر می دهد،  که هم ادبیات و هم رسانه تصاویر زنانه و مردانه را خلق کرده و بازتاب می‌دهند و اینکه خوانندگان تصورات خودشان درباه جنسیت را بر متن فرافکنی می‌کنند. متون و فعالیت های این واحد خوانندگان نوجوان را قادر به تشخیص پیام‌های ممزوج در رسانه در حواشی تصویر بدن و تصورات جنسیتی زاییده فرهنگ می سازد.

این واحد و در واقع تمام این دوره آموزشی از مفاهیم و آموزه‌های آگاهی انتقادی(critical literacy) الهام می گرفت. خواننده منتقد به خوبی درک می کند که چگونگی خوانش متن به اندازه اینکه چه متنی را می خوانیم اهمیت دارد و پرسش هایی در زمینه ساختار متن مطرح می کنند: مخاطب مفروض چه کسی است؟  طرح و برنامه نهان متن چیست؟ چه مخاطب ایده‌آلی خلق می گردد؟ مایلز میرز (Mailes Myers) اظهار می داد که انتظار می رود دانش‌آموزان فرهیخته و با سواد در یک دنیای پست مدرن یاد بگیرند که چگونه از جایگاه های متفاوت بخوانند، به شیوه متعدد عقایدشان را ابراز دارند، بین رویدادهای زبانی (Speech Events) مختلف تغییر جهت دهند و از بین نظام‌های نشانه ای (sign systems) ترجمه کنند.  چنین تکلیفی معلمان را بر آن می دارد که همانطور که افراد مختلفی را برای شهروندی و اشتغال آماده می کنیم، به دنبال مفهوم جدیدی از آموزش و آگاهی - آگاهی انتقادی - برای راهنمایی و هدایت باشند (رجوع کنید به آگبو (Ogbu) سادکار و سادکار (Sadkar and Sadkdar)).

قدرتمند ساختن دانش‌آموزان با آموزش دادن چگونگی خوانش کلمه و جهان [اطراف]‌‌ مستلزم نگرش و تفکر جدیدی به آموزش زبان انگلیسی است.  به عقیده میرز آگاهی انتقادی مشوق پاسخ های متنوع به رویدادهای آموزش متعدد و مختلف است،  متن را مستعد تفاسیر جدید می سازد و اختلافات بین خوانش های ادبی و غیر ادبی را پالایش می نماید.  علاوه بر این دانش‌آموزان نیازمند شرکت فعالانه در خلق معنا هستند. خواندن فرآیندی غیر فعال نیست
 (بروکز و بروکز،  فریزو ماسدو (Frier and Macedo)،  لانگر (Langer)،  پروبست (Porbst)،  روزن‌بلت (Rosenblatt)).

آنگاه که تنها بر آنچه میرز 'آگاهی تحلیلی' می خواند اعتماد کرده و بر متون سنتی برای آگاهی از درک مان از خواندن اتکاء می کنیم از سایر متونی که به همان اندازه با اهمیت اما
 غیر سنتی‌اند (نظیر تلویزیون،  تبلیغ،  موسیقی،  پوشش،  فیلم،  هنر و سایر نظام های نشانه ای) چشم پوشی می کنیم. بدون داشتن درک وسیعی از گوناگونی متونی که خالق و انعکاس دهنده تصورات جنسیتی هستند (دانش‌آموزان مانند لاری) درباره متونی که با آنان سر و کاردارند و شخص خودشان، تصورات نادرستی پیدا می کنند.

آشکار سازی تصورات پنهان

زمانی که این دوره را آغاز کردیم دانش‌آموزان باور نمی کردند که توسط پیام های دریافتی از آنچه می خوانیم، می بینیم و می شنویم مورد بهره‌برداری قرار گرفته اند و در برابر باور این ادعا که اندیشمندان آزادی نیستند، مقاومت می کردند. آموزش اینکه چگونه تصورات ما از طبیعت مردانه و زنانه از بعد اجتماعی و فرهنگی زاییده موسیقی ای است که بدان گوش می دهیم،  کتابهایی که می‌خوانیم،  تلویزیونی که نگاه می کنیم و داستانهایی که در زمان رشد و نمومان شنیده ایم،  یکی از اهداف‌من در این واحد بود. با آشکارسازی تصورات از طریق در نظر گرفتن جنسیت برای گزیده هایی از ادبیات،  تغییر جنسیت و نوشتن روایت های شخصی قبل از ادامه دادن به ‌بررسی پیام‌های جنسیتی در رسانه آغاز کردیم.

تمرینی که از کتاب ' ادبیات داستانی جنسیتی' نوشته واین مارتینو (Wayne Martino) و برون وین ملر (Bronwyn Mellor) پیش داوری‌های جنسیتی دانش‌آموزان را آشکار می سازد. با مدل‌برداری از مارتینو و ملر،  دو گزیده ادبی انتخاب کردم که در آنها اسم قهرمان یا جنسیتش مشخص نبود. آنگاه دانش‌آموزان گزیده‌ها را خواندند و با ایجاد تصوراتی تصمیم گرفتند که قهرمان مذکر یا مونث است،  این تصورات بر این پایه بود که شخصیت در کجا قرار گرفته است (در خانه یا خارج از آن)،  مشغول انجام دادن چه کاریست (فعال یا منفعل) و این شخصیت چگونه نسبت به محیط عکس‌العمل نشان می دهد (قربانی یا قهرمان).  زمانی که دانش‌آموزان درباره ساختار متن و تصورات قبلی‌شان نظریه‌پردازی کردند،  قبل از مطرح کردنش در کلاس،  نظریاتشان را با یک همکلاسی دیگر در میان گذاشته و روی تشابهات و اختلافات تبادل نظر کردند. اختلاف بین دانش‌آموزان انگیزاننده گفتگویی بود درباره اینکه چه مواردی خاص رفتار مردانه یا زنانه است و اینکه چگونه متون تصورات کلیشه ای از جنسیت می سازند.  بعد از گفتگو سوالات زیر را از دانش‌آموزان پرسیدم:

در هنگام خواندن چه پیش‌فرضهای جنسیتی‌ای داشتید؟  

بعضی از پیش‌فرضهای جنسیتی متداول کلاس کدامند؟  

فکر می کنید منشا این پیش‌فرضهای کجاست؟ تلویزیون؟ کتابها؟ تبلیغات؟  

فکر می کنید ادبیات کلیشه های جنسیتی را تداوم می بخشد یا آنها را خلق می کند؟ یا هر دو؟  

این تمرین دانش‌آموزان را در باب تاثیر عوامل خارجی بر درکشان از معنای مذکر یا مونث بودن متقاعد ساخت.  اما علاقه و توجه شان را برانگیخت.

شیوه قدرتمند دیگری برای آشکار ساختن آنچه به ظاهر پنهان است الگو یا هنجار شکنی در ادبیات است. از فعالیتی استفاده نمودم که 'تغییر جنسیت' نامیده می‌شود و در اولین فصل از کتاب مارتینو و ملر آمده است و به دانش‌آموزان کمک می کند که متوجه شوند چگونه به راحتی هنجارهای جنسیتی را می پذیرند. دانش‌آموزان بخشی از اثر ادبی ای که در باب ارتباطات بین افراد مذکر و مونث بود را خواندند. آنگاه مارتینو و ملر جنسیت ها را عوض کردند و دانش‌آموزان مجدداً متن را با توجه دقیق به چگونگی عبور از مرزها و هرگونه ناهمخوانی ای که به عنوان خواننده تجربه می کردند، بازخوانی کردند. دانش‌آموزان به سرعت آموختند که شخصیت هایی که در چهارچوب تصاویر کلیشه ای مرد و زن نمی‌گنجند نابهنجار و غیرطبیعی‌اند. پسری که حساس است بزدل و ترسو،  و دختری که خشن و انعطاف ناپذیر است؛ دختری پسرنما جلوه می کند.  دانش‌آموزان می‌آموختند که چگونه متون آنها را به عنوان خواننده در جایگاه معینی قرار می دهد.  مارتینو و ملر می‌نویسند: 'به این ترتیب متن‌ها به تقویت پیش‌فرضهای جنسیتی کمک کرده و باعث می شوند اجتناب ناپذیر به نظر برسند.'

روایت شخصی برای دانش‌آموزان فرصت دیگری خلق می نماید تا ارتباط بین پیش‌داوری جنسیتی و محیط را مطالعه و بررسی کنند. جنسیت به عنوان یک ساخت فرهنگی برای دانش‌آموزان دبیرستان مفهومی نیست که به آسانی قابل درک باشد. عبور از داستان‌های شخصی به ادبیات داستانی و آنگاه به سایر متون نظیر تلویزیون،  فیلم و تبلیغات این گذر و انتقال را قابل درک و کاربردی می سازد. اغلب از دانش‌آموزان مطالعات زنان خواستم تا درباره اولین لحظه جنسیتی‌شان(gendered moment) بنویسند - این امر زمانی بود که دریافتند پیش‌فرضهای دیگران در باب جنسیت بازدارنده یا پیش برنده وضعیت شان است.  جان گوهان (John Gauhan) پیشنهاد می کند که دانش‌آموزان در جهت شکستن سکوت‌شان درباره زمانی که 'محیط پیرامون‌شان تا جایی سبب احساس نا امنی می‌گردد که برای ابراز عقیده شان ریسک نمی کنند'، روایت‌های سکوت بنویسند. 

دانش‌آموزان در باب تجربه های شخصی شان در پاسخگویی به این پرسش که 'فکر می‌کنم در جامعه ای که در آن زندگی می‌کنم زن یا مرد بودن به چه معناست؟ ' تعمق کردند.  پرسش ها و استفهامات زیر تحقیق شان درباره جنسیت به عنوان یک ساخت فرهنگی را چهارچوب بندی می‌کردند :

هدایایی که دریافت می‌کردید تا چه میزان وابسته به جنسیت بود؟

دیگران درباره علائق و سرگرمی های شما چه تصوری داشتند؟  

آیا تصورات جنسیتی تجربیات تان را محدود می ساخت؟  

کلیشه های جنسیتی را به چه صورت به چالش می کشاندید؟ واکنش دیگران چه بود؟

فکر می کنید در محیط زندگی‌تان زن یا مرد بودن به چه معناست؟  

هنگامی ‌که دانش‌آموزان دریافتند هویت جنسیتی‌شان به بافتاری که در آن پرورش
یافته اند، گره خورده است،  برای داشتن تفکری انتقادی درباره جنسیت به عنوان یک ساخت فرهنگی و شیوه هایی که به توسط آن ادبیات و رسانه عناصر هویت را شکل می‌دهند، در موقعیت و جایگاه بهتری قرار گرفتند. معلمان و دانش‌آموزان می توانند در ادامه، ساخته شدن شخصیت های مذکر و مونث در ادبیات را مورد بحث قرار داده و جنسیت در رسانه را با استفاده از چهارچوب ارجاع‌شان به عنوان یک عدسی آگاه و مشروع درک کنند.

شناسایی پیام ها در ادبیات و رسانه

هنگامی که دانش‌آموزان درک بهتری از شیوه‌های تاثیرگذاری عوامل (فاکتورهای) محیطی نظیر دوران کودکی و فرهنگ خانواده بر برداشت های کلی از جنسیت آگاه می شوند، آماده شناسایی پیام‌های ظریف ( و شاید نه خیلی ظریف ) ادبیات و رسانه هستند. باز هم پیشنهادات مارتینو و ملر در باب چگونگی آموزش دادن خوانش جنسیت به دانش‌آموزان نمونه های محسوس و آموزنده ای ارائه می کنند.  بیشتر بخش های کتاب شان شیوه تدریس مرا تکمیل می کند.

با شعرهای مهد کودک و داستان های شاه و پریان کار خود را آغاز کردم چرا که این دو نمونه تقویت کننده این نکته‌اند که به محض تولد با پیام‌های جنسیتی بمباران می‌شویم. من و دانش‌آموزانم سیندرلای دیسنی را از یک دیدگاه فمینیستی تحلیل کردیم. با فعالیت شعر
مهد کودک مارتینو و ملر شروع کردیم که مستلزم بحث کردن در باب شیوه‌هایی بود که به واسطه آن متون اغلب ویژگی‌های جنسیتی را در تقابل با یکدیگر قرار می دهند. جدول ها و پرسش هایی که مارتینو و ملر ارائه می کنند نشان‌گر این است که فضاهای مذکر و مردانه اغلب 'بیرون' هستند،  نظیر دنیای کار و تجارت، در حالی‌که فضاهای مونث و زنانه 'درون' خانه هستند. نقش پسران به صورت عناصر فعال نوشته می شود و دختران به صورت غیرفعال و در حال انتظار یا تماشا به تصویر کشیده می شوند. بعد از آنکه این تمرین را به صورت کلاسی انجام دادیم،  دانش‌آموزان را گروه بندی کرده و از آنها خواستم جدولی را بر پایه داستان تکمیل کنند
(رجوع کنید به شکل 1 ). پرسش‌هایی که در ذیل جدول قرار دارند تحلیل های بعدی در مورد چگونگی ساخته شدن جنسیتی توسط داستان های عامه را تسهیل می کنند.

داستان‌های عامه، کارکردهای مهم و متعددی در جامعه ایفا می کنند که اعم از فرافکنی ارزشها و ابراز دغدغه‌ها و موارد ممنوع در یک فرهنگ است. با آشکار‌سازی تعصبات و پیش‌داوری‌های جنسیتی پنهان در سیندرلا، دانش‌آموزانم فرا گرفتند که دست ساخته های فرهنگی نظیر داستان های رویایی و تخیلی را به صورت نقادانه ای بخوانند.

این فعالیت به عنوان الگویی برای تحقیق های بعدی در چگونگی ساخته شدن تصاویر جنسیتی در داستان های کوتاه،  رمان ها و سایر متون غیر ادبی ایفا نقش کرد.  هر چند الزاماً لازم نیست که کسی درس مطالعات زنان را تدریس کند تا به دانش‌آموزان در آشکارسازی تصورات پنهان درباره جنسیت،  نژاد،  طبقه اجتماعی،  تمایلات جنسی،  قدرت و امتیاز،  یاری دهد.  این فعالیت را می‌توان در کلاس های مطالعات اجتماعی یا زبان انگلیسی انجام داد تا چگونگی در تقابل قرار گرفتن ویژگی‌های مردانه و زنان را بررسی نمود.

مقاومت در برابر فرهنگ اصلی و معیار (The Canon)

عرضه یک تحقیق و پژوهش فمینیستی، به دانش‌آموزان چارچوبی می دهد که تجربیات جدیدشان در متون سنتی،  فرهنگی را در آن جایگاه دهند. هر دو اثر 'خواننده مقاوم: رویکردی فمینیستی به ادبیات داستانی آمریکا' نوشته جودیت فترلی (Judith Feterley) و فصل 'خوانش زنانه' اثر جاناتان کالر (Jonathan Culler)،  مقاومت و تفکر انتقادی را در مرکز استدلالات‌شان قرار می‌دهند. با آگاهی از اینکه این مواد درسی می‌توانست برای دانش‌آموزان دوره دبیرستان دشوار باشد، بخش هایی از مقدمه فترلی و مقاله کالر را انتخاب و از سوالاتی برای هدایت خواندن استفاده کردم. سوالاتی نظیر اینکه خواندن به عنوان یک زن یا یک مرد به چه معناست؟ همان طور که فترلی ادعا می کند،  اگر تجربه آمریکایی توسط یک زن خیانت باشد،  شنونده و مخاطب مفروض کیست؟ فکر می کنید در نتیجه گذاشتن یک ماسک مردانه برای تجربه یک متن چه اتفاقی برای خواننده مونث رخ می دهد؟  

آنگاه دانش‌آموزان ادبیات داستانی متعارف (Canonical) یک نویسنده آمریکایی را خواندند و مقاله ای نوشتند که در آن در برابر ساخته شدن جنسیت ' مقاومت ' کرده بودند.  دانش‌آموزان در نوشته‌هایشان در برابر ساخته شدن تصویری از زن به عنوان موجودی منفعل و فاقد قدرت مقاومت کردند و دریافتند که به عنوان خواننده از ایشان خواسته شده بود که با قهرمان مذکر همزادپنداری کنند. بنابراین از آنها خواسته شده بود به عنوان  یک مرد [متن را]‌ بخوانند( فترلی ).

شکل 1.  خوانشی از داستان سیندرلا

 

ویژگی‌های مردان

شخصیت ها

ویژگی‌های زنانه

شخصیت ها

چه کسی فعال است؟  

 

چه کسی منفعل است؟

 

چه کسی در محیط بیرون است؟

 

چه کسی در محیط درون است؟

 

چه کسی پویاست؟

 

چه کسی ایستاست؟  

 

چه کسی پرتوقع است؟  

 

چه کسی پرورش دهنده است؟

 

چه کسی آرزو می کند؟

 

چه کسی آرزو می‌شود؟

 

 

 

 

منبع: مارتینو و ملر،  ادبیات داستانی جنسیتی، صفحه 4

جدول را بررسی کنید. کدام شخصیت ویژگی‌های که زنانه محسوب شده اند را بیشتر  انعکاس می دهد؟ چگونه به طرز ویژه ای دارای طبیعی زنانه است؟ از متن کتاب مثالهایی بیاورید.

کدام شخصیت ویژگی‌هایی که مردانه طبقه‌بندی شده اند را بیشتر انعکاس می دهد؟ چرا؟ از متن کتاب مثال هایی بیاورید.

به غیر از نقش مادری و وابستگی به خانه و خانواده، چه نقش‌هایی به دختر جوانی که این داستان را می خواند عرضه می شوند؟

داستان سیندرلا چه چیزی را درباره مونث بودن به دختران جوان می آموزد؟

نمونه‌هایی از اسطوره سیندرلا در زندگی امروزه را فهرست‌بندی کنید. کدام فیلم ها نسخه‌های امروزی این داستان می باشند؟  مراسم های مجلل و با شکوه زیبایی چگونه با مرسم بالماسکه مقایسه می شوند؟  

آیا شخصیت هایی وجود دارند که در قالب ساختارهای اجتماعی مردانگی و زنانگی نمی‌گنجند؟ فکر می کنید باید چگونه خوانشی از این شخصیت ها داشته باشیم؟  آیا آنها را تحسین می کنیم؟  دوستشان نداریم؟  (برای مثال، نامادری بدجنس ).

دانش‌آموزان در خوانش‌های‌شان دلگرم‌تر شدند. در میاحثات کلاسی به خاطر پاسخ ها به من اتکاء نمی کردند؛ به نظریه نگاه می کردند و به خوانش شان از متن اتکاء می کردند. کیسی (Casey) که 'علامت تولد' (Birthmark) نوشته ناتانیل هاوتورن (Nathanid Hawthorne) را خوانده بود متوجه شد که چگونه زنان در ادبیات مورد نقد قرار گرفته اند و توجه کرد که راوی به طرز ناعادلانه ای همسرش را با یک وضعیت بی عیب و نقص مقایسه کرده بود (حالت ایده‌آلی که غیر ممکن است همسرش بدان دست یابد).  کیسی از خوانش اش، ارتباط عمیق و پرسش محتوایی بین استانداردهای زیبایی امروزی و دویست سال پیش برقرار کرد؛ راه خیلی دوری نرفته ایم.  در قرن هیجدهم از زنان انتظار می رفت بی‌عیب و نقص به نظر برسند (همانطور که امروزه با کمک علم و تکنولوژی نیز چنین است).

کیسی می نویسد:

هاوترون به خواننده های مؤنث علامت می دهد که باید با ظاهرشان مردان را خرسند کنند. باید در معرض تماشا قرار گیرند.  در بخش های انتهایی داستان همسر با یک 'شمعدانی آفت زده' مقایسه می شود . . .  که نیاز به کمک علمی داشت تا زیبای اش را بازیابد . . .  یک زن این اطلاعات را گرفته و به طور ناخودآگاه تائید می‌کند که باید مشابه گل بوده و نظیر آن عمل کند. این پاداش به نمایش گذاشته شدن شان است. 

تحلیل کیسی از نوشته هاوترون نوع خوانش ممکن با استفاده از آگاهی انتقادی را به تصویر می‌کشد. در نتیجه این فرآیند، دانش‌آموزان می‌توانستند خوانش‌های متون ادبی متعارف را در برابر بازنمایی‌های زنان و مردان در رسانه صف آرائی کنند.  برای این هدف،  مستند جین کیل بورن (Jean Kilbourne)،  'کشته شدن آراممان' (Killing Us Softly) را نشان‌شان دادم که وی در آن تصاویری از مردان و زنان در تبلیغات را بررسی کرده و به بینندگان نشان می‌دهد که چگونه طرح پوشیده رسانه را بخوانند.

همچنین زنی از مرکز زنان محلی را دعوت کردم تا بحثی در باب تصاویر جنسیتی در رسانه را تسهیل بخشد.  او بروشورهای آموزنده ای به دانش‌آموزان داد که تکنیک های تبلیغاتی را توضیح می دادند،  بری مثال 'رفتار زنانه' - تکنیکی که کلیشه زنان به عنوان موجوداتی منفعل را با نشان دادن زنان در حال بغل گرفتن اشیاء،  بازی کردن با قالبهای صابون،  برداشتن با دقت محصولات،  یا نشستن دور میز و قرار دادن دستها به دور محصولات،  تقویت می کند در حالیکه 'مردان در حال استفاده از محصولات نشان داده شده اند.  'دانش‌آموزان با داشتن این اطلاعات ساخته شدن جنسیت در تبلیغات مجلات و سایر عکسها را تحلیل کردند، در حالی‌که به دنبال مواردی نظیر محصولاتی که یک زن یا یک مرد می فروختند،  که آیا شخصیت ها فعال یا منفعل‌اند،  تبلیغ گران درباره مخاطب هایشان چه تصوراتی داشتند و مخاطب مورد نظرشان چه کسانی بودند می‌گشتند.  دانش‌آموزان می توانستند از طریق این فعالیتها انتظارات اجتماعی پیوسته و منحرف شده در باب کمال مردان و زنان را به خوبی ببینند. 

شکل 2.  گزینه هایی برای محصول نهایی

 

محصولات نهایی

دانش‌آموزان به عنوان محصولات نهایی شان آنچه را که درباره کلمات و دنیا یاد گرفته بودند بر متون دیگر اعمال کردند. دانش‌آموزان از بین تمرینها آنهایی را انتخاب کردند که به آنها این امکان را می داد که متون ادبی،  رسانه،  موسیقی و مجلات را مطالعه کنند.
از عقاید استرن برگ (Sternberg) درباره هوش استفاده کردم تا در بروشورم طبقه‌بندی‌هایی ایجاد کنم که فکر می‌کردم برای دانش‌آموزان معنا دارند (رجوع کنید به شکل 2).  پاسخ های دانش‌آموزان متنفاوت بودند. اما حتی دانش‌آموزان بی میل و رغبت نیز با فرصت خواندن متونی که بخشی از دنیای خارج از مدرسه شان بود انگیزه‌مند شدند.  پل با استفاده از یک عدسی فمینیستی 'پارک ژوراسیک' را تحلیل کرد: 'دایناسورها با حصار مهار شده بودند.  تمامی شان مونث بوده و مردان سعی می کردند با کنترل کردن بدنهایشان از تولید مثل آنها جلوگیری کنند'.  فیل تصمیم گرفت شخصیت های مونث 'پسر بومی' (Native Son) را با استدلال به اینکه شخصیتهای مونث رایت (Wright) در سرتاسر رمان به عنوان شخصیت های فاقد قدرت تصویر شده اند،  مورد تحلیل قرار دهد.  

تحلیلی

یک فیلم محبوب را به خاطر بازنمایی طبیعت زنانه و مردانه بررسی نمائید.  مجاز هستید از هر بروشور کلاسی که در تفکرتان به شما کمک می کند استفاده نمائید.  
ترانه های رپ یا غزلها را از باب پیام‌های جنسیتی شان تحلیل کنید.  مردان و زنان چگونه نمایانده شده اند؟  آیا خواننده رپی وجود دارد که از زنان ایراد نگیرد؟ هنرمندان زن چگونه واکنش نشان می دهند؟  
یک مجله را به خاطر پیام‌های ممزوجی که درباره طبیعت مردانه و زنانه به خوانندگان ارسال می کند تحلیل کنید.

خلاق

یک داستان تخیلی یا شعر مهد کودک را با تغییر دادن نقشهای جنسیتی سنتی بازنویسی کنید،  یا یک داستان تخیلی یا شعر مهد کودک بنویسید.
یک کتاب کودک با یک شخصیت مونث قوی بنویسید یا داستانی بنویسید که جنسیت کلیشه ندارد.
یک مجله برای خوانندگان نوجوان پسر یا دختر طراحی کنید که مخاطبش را کلیشه ای نمی کند.  از چه نوع مدلهایی استفاده می کردید؟ چه ویژگی‌هایی را دربر می گرفتید؟ با چه کسی مصاحبه می کردید؟ آن را با کلاس تنظیم کنید.

علمی

با یک معلم،  دانش‌آموزان، پدر یا مادر، یا برادر و خواهر درباره نظراتشان حول محور جنسیت مصاحبه کنید.  لیستی از پرسش های مصاحبه تهیه کرده و هر آنچه تا به اکنون در واحد یادگرفته اید را اعمال نمائید تا به عنوان نتیجه بنویسید.
پرسش نامه ای تهیه کنید که نظریات مدرسه در باب تفاوتهای جنسیتی را آشکار می سازد به هر تعداد که می توانید آن را به دیگران بدهید و هر آنچه تا به اکنون در واحد یادگرفته اید را اعمال نمائید تا نتایج را ارائه کنید.
از دیدگاه جنسیتی برای سایت Amazon. com  مروری بر یک رمان بنویسید.

 

 

 

سایر محصولات نهائی بر موارد دیداری تاکید می کردند.  کری یک داستان تخیلی Pop -up را از روی یک ویدئوی Pop-up ساخت.  وی کپی ای از یک داستان تخیلی را روی یک پوستر قرار داد و متن جنسیتی درون حبابهای Pop- up اطراف داستان را پوشاند. این پروژه هم خلاق و هم بدیع بود.  

 نتیجه گیری

با وجود تمرکز فعلی بر استانداردها، معلم‌ها ممکن است احساس کنند ناچار به متوسل شدن به آگاهی تحلیلی با تاکیداش بر یک راه برای خواندن و یک پاسخ هستند. با این وجود،  همانطور که جامعه آمریکایی به طرز فزاینده ای کثرت گرا می‌شود، معلمان باید با تلفیق کردن دیدگاه و زوایای مختلف با تعریف افراد جامعه از شهروندی و محل کار، دانش‌آموزان را برای برخورد راحت با پیچیدگیهایی که با آنها مواجه خواهند گشت آماده سازند. موضوع دیگری که به همین اندازه مهم است این است که دانش‌آموزان امروزی آماده پذیرش تغییراند. دانش‌آموزان، بویژه آنهایی که بواسطه آموزشهای ادبیات سنتی احساس کنار گذاشته‌شدن می کنند، در طی این واحد ادبیات رسانه سرزنده شدند. خیلی ها در طی روزهای مدرسه نزد من آمدند تا درباره لحظه های جنسیتی در زندگیشان صحبت کنند: 'مادرم به خواهرم گفت که توپ را مثل یک دختر پرتاب می کند'.  یا 'هرگز از دختران در مراکز مراقبت روزانه خواسته نمی شود وسایل سنگین را بلند کنند'. در واقع آنها مشغول خوانشی از دنیای‌شان هستند.  

شانون،  یک دانش‌آموز دلزده و بی میل،   در  ارزیابی نهائی اش نوشت: ' فکر می کردم این یکی از مفیدترین چیزهایست که تا به حالا در زبان انگلیسی آموخته ام.  این چیزها را باید به تمام دانش‌آموزان دبیرستانی آموزش داد.  سال دیگر از اینها استفاده خواهم کرد'. از هنگامی‌که دانش‌آموزان آگاهی انتقادی را بکار گرفته اند،  بسیار احتمال دارد که این عدسی را در مسیر پیدا کردن راه زندگی شان همراه خود ببرند.  

منابع:

- Wallowitz, Laraine(2004). Reading as Resistance: Gendered Messages in Literature and Media, The English Journal, Vol. 93, No. 3, JSTORE, pp. 26-31