کد مطلب:3729
زمان انتشار:شنبه 10 خرداد 1393 - 14:53:35
... با دست های خالی
16 سال، فراز و نشیب یک ماهنامه تخصصی

... با دست های خالی

مدیریت رسانه - مجید یوسفی

 

در اواسط سال های دهه 70 شمسی وقتی بهار مطبوعات به ایران رسید، صدها نشریه و روزنامه با انبوهی از مطالبات سیاسی و اجتماعی به فاصله کمتر از 5 سال منتشر و به تدریج پای ثابت کیوسک های مطبوعاتی و منازل مردم شد. بسیاری از نشریات سیاسی و اجتماعی در همان ابتدای انتشار بنا به وفور و عطش تقاضای مخاطبان آن سال ها، وارد گردابی از فشارهای سیاسی و نظارتی شده و هر کدام به بهانه و عللی از گردونه انتشار باز ماندند. بخشی نیز در کوران انتشار با موانع و مشکلات اقتصادی مواجه شده که توان و استطاعت مالی را برای ادامه فعالیت خویش از کف دادند. توقیف گسترده مطبوعات در پایان دهه 70 و توقف فعالیت بسیاری از نشریات و فعالان رسانه ای  به تدریج یک باور و نگرشی را در بین دست کاران این صنف شکل داد که گفتمان حاکم بر نظام صنفی و نیز فضای متشنج سیاسی وقت امکان پشتیبانی از فعالیت های رسانه ای حرفه ای را نخواهد داشت و لاجرم مکانیزم انتشار یک نشریه باید به گونه ای فراهم شود که نه تنها مانع از انتشار مستقل نگردد بلکه احتمال توقف و معضلات نظارتی موجود را به حداقل ممکن برساند.

ماهنامه "پیام امروز" پیش تر از دیگر نشریات و پیش از مشکلات و پیامدهای بحران مطبوعات در سال های دهه هفتاد به این باور دامن زد و این تجربه را عملی کرد و موفقیت چشمگیری از حیث گستره جذب مخاطبان متعدد و متنوع و جذب آگهی های بازرگانی در دهه هفتاد کسب نمود. همین الگو و استراتژی در برخی از نشریات دیگر نیز امتداد یافت و تا پیش از توقیف گسترده مطبوعات کم و بیش موفقیت درخوری کسب کرد.

ماهنامه ترابران یکی از آن نشریات تخصصی با چنین الگو و ساختاری بود که در کنار یک پشتیبانی نسبتا دولتی و تحریریه مستقل و تجربه گرانسنگ پاره ای از روزنامه نگاران شاخص آن در برخی از نشریات کثیرالانتشار چنین روندی را بنیاد نهاد شماره نخست این ماهنامه در آبان 77 طلیعه چنین نویدی را می داد و در شماره های بعد نگاه فعالان بخش حمل و نقل و نیز برخی از دست اندرکاران مطبوعات خاصه آنان که به شکل و فرم یک نشریه توجه وافر نشان می‌دادند را به خود جلب کرد.

ظهور مقتدرانه یک نشریه تخصصی با کم و بیش روزنامه نگاران غیرتخصصی چشم انداز متفاوتی را برای ادامه کار در مطبوعات بازتاب داد.

پیش از آن، انتشار غیرحرفه ای برخی نشریات سیاسی و اجتماعی در آن سال ها و ساماندهی نامنظم و پوپولیستی روزنامه نگاران در سازمان های تحریریه نشریات کوچک و بزرگ یک فضای مسموم و متشنجی در بین اهالی مطبوعات و اندیشه ایجاد کرده بود که بسیاری را از ادامه همکاری در چنین نشریاتی منع می نمود. در چنین فضایی ماهنامه ترابران احساس تمایز متفاوتی را در بین اهالی حرفه ای و صنفی مطبوعات ایجاد نمود که ادامه آن مسیر پرتنش را به روزنه ای جدیدی سوق می داد.

یکی از مهمترین ویژگی های این ماهنامه، چارچوب و مبنای مالی آن بود که تا سال ها چون رازی سر به مهر می نمود و کمتر کسی از ماهیت مکانیزم مالی این نشریه آگاه می شد.

بعدها که جذب آگهی و روند رو به رشد تیراژ این ماهنامه رو به فزونی گرفت این ابهام تا حدی کاسته شد. مدل اقتصادی و تامین مالی این ماهنامه تا حدی به اسلوب شکل گیری ضمیمه راهنمای روزنامه پرتیراژ همشهری در دهه هفتاد تنه می زد. تاسیس بازار جذب آگهی با همکاری یک سازمان عمومی(سازمان زیباسازی شهر تهران)  که تنها یک سال به همیاری آن مبادرت داشت و بعدها همچون واگنی از یک لکوموتیو از کابین راننده قطار جدا  شد. ماهنامه ترابران کم و بیش چنین الگویی را انتخاب کرد و در فاصله بسیار کوتاهی به عهدی که در ابتدای نشریه بر آن پای می فشرد وفادار ماند. ماهنامه ای کاملا مستقل از شائبه های وابستگی به نهادها و موسسات دولتی شروع به انتشار کرد.

استقلال نسبی و نفوذ کلمات، نثری نافذ و نیز راه یافتن به اتاق تاریک قدرت های ذی نفوذ در این حوزه این پشت‌گرمی را به همگان می داد که چنین رسانه ای دست کم بر مسئولیت های اجتماعی خود ملزم و پایبند است و با تغییر قدرت و دولت، کلام و قلم آن به راست و چپ نخواهد لغزید.

با این همه بانیان اصلی این رسانه  در شماره نخست خود، بیش از آن‌که اهداف بلندمدت  ایده الیستی و آرمانگرایانه را تعقیب کند دو دغدغه صنفی و حرفه ای را مطرح کردند.  شورای تحریریه در اولین برگ های شماره  نخست ماهنامه می نویسد «از همان ابتدا، با دو پرسش از خودمان روبرو بودیم اول آنکه چرا نباید ترابران بخش حمل و نقل را در چارچوب کل اقتصاد ببیند و پاسخمان این بود که مجله تازه باید نشریه ای اقتصادی با گرایش عمده به مسائل حمل و نقل باشد و دوم آن‌که منابع مالی آغاز انتشار آن باید چگونه تامین شود که در این زمینه منبعی مطمئن تر از خود بخش نیافتیم.»

در همان ستون شورای تحریریه به نکته ظریف دیگری  نیز اشاره نمود که اهل مطبوعات و آنان که سال ها با تناقض مربوط به چگونگی بکار گیری ظرفیت های دولتی و تعامل با بخش خصوصی روبرو بودند کاملا آگاهند: «بخش دولتی، علیرغم عناصر فهیم و آرزومند توسعه همه جانبه صنعت ترابری در آن، به دلیل محدودیت های قانونی امکان یاری رسانی اولیه را نداشت و توجیه طرح برای بخش خصوصی و بدست آوردن سازوکار مناسب تداوم انتشار نشریه نیز به طول انجامید.»

شورای تحریریه در شماره دوم در دی ماه 1377 خود احیانا بواسطه تماس ها و تقاضای برخی از فعالان بخش خصوصی این صنعت  بر خود لازم دید که تردیدی که در ذهن خوانندگان از همان ابتدا ایجاد شده را زدوده و بر همگان آشکار سازد که ماهنامه ترابران آن نقشی را ایفا نخواهد کرد که احیانا در ذهن برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی نقش بسته است؛ نقشی که یک رسانه را ابتدا کاتالیزور یا سکوی پرتاب برای اهداف زیرپوستی برخی از صاحبان مطبوعات و فعالان سیاسی ایفا می کند و پس از شعله ور شدن گرمای تنور آن رسانه و مخاطبان آن اقدام به انتشار منویات اصلی خود می کند. بدین ترتیب شورای تحریریه در ستون  «برآستانه خوانندگان» این ابهام یا تردید را برای مخاطبان و تلویحا برای ناظران و دست اندرکاران دستگاههای نظارتی این‌گونه شفاف نمود. «اما به خاطر تکرار یک تذکر در بخش وسیعی از نامه ها و تماس های محبت آمیز خوانندگان فقط این را اضافه می کنیم که ترابران در طراحی اولیه خود ماهنامه اقتصادی با گرایش عمده به حمل و نقل تعریف شده است. نشریه ای که اساسا مسائل اقتصاد حمل و نقل را پوشش می دهد و اعتقاد دارد بخش عظیم ترابری در اقتصاد ایران یک ماهنامه تحلیلی اقتصادی نیاز دارد.» به تعبیر روشن تر، این رسانه نمی خواهد زبان گروه یا جریان سیاسی خاصی شود و در همان محدوده اقتصاد حمل و نقل تریبون این صنعت باقی خواهد ماند.

چند شماره بعدی ترابران کم و بیش مسیر یکنواختی را طی نمود و گاه مباحثی از جمله طرح دیدگاه های برخی از فعالان صنعت حمل و نقل را مطرح می نمود. مسعود خوانساری که به نوعی پدر معنوی این نشریه محسوب می شد. و در طرح راهبردی انتشار این ماهنامه نقش کلیدی ایفا کرد تنها در دو شماره 2 و 6 به گفت‌گو با این رسانه تن داد و پس از آن همه کوشش او بود که خود را تنها یک مشاور صدیق یا همراه معنوی ماهنامه قرار دهد. اما انتظار از چنین نشریه ای کم و بیش همان توقعاتی بود که از دیگر نشریات این حوزه به چشم می خورد. انعکاس دیدگاهها و انتقادات که آشکارا منافع و منفعت های یک بنگاه یا طیف بسیار محدودی را شامل می شد. مطالبه ای که اساسا انتشار این ماهنامه در ضدیت و مقابله با آن شکل گرفت. این بار در شماره چهارم ترابران شورای تحریریه  کارکرد این ماهنامه و رویه آینده خود را آشکارا طرح و برای ماندگاری در تداوم انتشار خواستار رعایت فعالان این صنعت در این چارچوب شد. «توضیحی لازم داریم برای عزیزانی که خواهان انعکاس مشکلات صنفی فردی خود در ماهنامه شده اند و آن این است که تا وقتی مشکل یا مساله ای متعلق به گروه و قشری از زحمتکشان صنعت ترابری کشور نباشد و جنبه عام آن بر جنبه خصوصی و شخصی اش بچربد امکان درج در ماهنامه را نخواهد داشت.»

صفحات دیگر نشریه همچنان  مسیر ثابت و از پیش تعیین شده ای را طی می کرد و تنها دغدغه مخاطبان حرفه ای و بعضا برخی از دست اندرکاران این صنعت، جنس و کیفیت کاغذ این ماهنامه بود که در ماههای اول از سوی شورای تحریریه برای سرپیچی کردن از این خواسته مخاطبان با این اعتقاد شورای تحریریه که «یک ماهنامه جدی نیازی به وزین بودن کاغذ ندارد» مقاومت می کرد.

به رغم این ادعا، ترابران در انتشار شماره 6  خود به مرغوبیت جنس کاغذ و کمی هم در بهبود گرافیک ماهنامه همت گمارد. این اهتمام چندان در تیراژ ماهنامه تغییری ایجاد نکرد و ارزش افزوده ای نیفزود اما استوانه های اقتصادی کار را برای جذب آگهی و تبلیغات تنومند ساخت.

ترابران در همان شماره نخست خود با تهیه پرونده ای پیرامون «انحصار» نخستین گام بلندپروازانه را برای تمایز این نشریه با دیگر نشریات خصوصی و دولتی برداشت. پرونده انحصار اگرچه در گرماگرم انتشار نشریات پرشور سیاسی و افشاگر جناح های چپ و راست در آن سال ها چندان اقدامی جسورانه و به نظر نمی رسید اما باتوجه به اهداف و استراتژی این نشریه گردآوری چنین اطلاعات و پردازش آن در چارچوب یک پرونده مفصل شاید بشود آن را موثرترین گام در ده شماره نخست این ماهنامه در سال های 77 و 78 دانست. در این پرونده، موضوع انحصار و مولفه های آن مورد توجه قرار می گرفت و سپس در سه حوزه حمل و نقل که بیش از سایرین مورد طمع و آز رانت خواران قرار گرفت پرداخته شد. شرکت تایدواتر خاورمیانه، راه آهن جمهوری اسلامی، شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی، شرکت بن ایر وابسته به بنیاد مستضعفان مصادیق این انحصار شمرده شد. پرونده انحصار اگرچه در آن زمان بازتاب پلیمک و تلافی جویانه ای بدنبال نداشت اما خطوط روشنی برای تمایزدهی این رسانه با دیگر رسانه های هم سطح و  متجانس شد.

پرونده های دیگر همانند همچون ترانزیت، توریسم، بیمه، تشکل های صنفی، بخش های دیگری از این تمایزبخشی بود که تحریریه ترابران برای نقش و ماهیت خود سنگ تمام گذاشت و تا حدی توانست بر مشکلات آتی فائق آید.

پرونده های سال های بعد، ایران مارین سرویس، ترمینال ـ اپراتوری بندر شهیدرجایی، خصوصی سازی در راه آهن، موسسات رده بندی، تحریم، آزاد راه تهران ـ شمال، لزینگ هر کدام به بخش مهمی از این صنعت پرداختند.

چند شماره نخست تنها به انتشار متون فارسی سپری شد، اما توجه فعالان بندری و نیز کشتیرانی و صاحبان کالا پای زبان های روسی و انگلیسی را نیز به میان کشید. زبان روسی بیشتر دلمشغولی تجار، فعالان صنعت حمل و نقل در حوزه دریای خزر و کشورهای  CISبود.

 و صفحات بیشتری را به خود اختصاص می داد اما هر دو زبان از شماره 5 ماهنامه صفحات اندکی را به خود اختصاص داد و  ماهنامه هویت تخصصی تری به خود گرفت. این نوع سلایق چندان ادامه نیافت. ماهنامه در ابتدای راه، با برخی ملاحظات از بخشی  صفحات ثابت خود صرف نظر کرد. صفحات اقتصاد نفت که اگر چه در شماره بعدی نیز کم و بیش صفحاتی را به خود اختصاص می داد اما از بخش ثبت ماهنامه حذف شد. اقتصادی که شاکله هزینه ـ فایده های اقتصاد کلان مدیون یا وابسته اوست و بدون آن کم و بیش اقتصاد کشور به مرز فلاکت خواهد رسید. رویدادهای سال های پایانی دولت نهم و همه دوران دولت دهم از حیث رانت خواری و انحصارات در این حوزه، اهمیت نفت را برای بسیاری از متخصصان رسانه و دست اندرکاران اقتصاد کشور، بیش از گذشته روشن ساخت.

انتشار 16 ساله ترابران در میان نشریاتی چون صنعت حمل و نقل، چهار راه، بندر و دریا و پیام دریا دست کم بخش مهمی از رویدادها و اتفاقات صنعت حمل و نقل را به نحو موثر، جامع و مخصوصا قابل فهمی پوشش داد که فقدان آن می توانست به گمراهی و سرگردانی این حوزه از صنعت کشور بیش از این دامن زند. رسانه ای که در فقدان دیگر نشریات کارآمد این صنعت، نیازمند حوزه وسیع تر و پوشش دهی جامع تری بود که مجالی برای گسترش و توسعه خود نیافت. امری که با دمیدن سرمایه های کلان تر و جسارت های بیشتر با توسعه عرض و طول یک نشریه توانمند، بازار مخاطبان بیشتری را برای کارزار عینی تر و هدفمند تر محقق می ساخت. آنچه که در این سال ها، اهمیت آن بیش از گذشته درک می شود، لزوم یک سازمان تحریریه متخصص، با دستور کار ثابت، معین و مخصوصا با ارائه دورنما و چشم اندازی وسیع  و دور تر از روزمرگی های ماهانه است. با این همه، می توان اذعان نمود که ترابران بدون چنین سازمان تحریریه ای نشان داد، که تاثیرگذاری و ارج نهادن به یک بخش از صنعت کلان کشور با دست های نسبتا خالی هم میسر است.

 

کد مطلب:3729
تاریخ درج مطلب:شنبه 10 خرداد 1393 - 14:53:35
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 6+2