نشانه ها و شگفتی ها: تحلیل اقتصاد از طریق تلویزیون

نشانه ها و شگفتی ها: تحلیل اقتصاد از طریق تلویزیون

1- مقدمه

همانطور که در سایر فصل های این کتاب رویکردهای مختلفی ارایه شد، تحلیل گفتمان رسانه ها را می توان به روشهای مختلفی انجام داد. فصل حاضر بر نقش مخاطب در ارتباطات رسانه های جمعی تاکید می کند. در اینجا، هدف جایگزینی صورت مسئله با مطالعات متنی نیست بلکه بدنبال تحقیق بیشتر و دقیقتر ارتباط تحلیل های دریافت و تحلیل های متن است. توجه اساسی این مطالعه، بر بازنمایی های اقتصاد از طریق تلویزیون است: حوزه خبری که تا کنون چندان مورد بررسی قرار نگرفته، چالشی برای پخش کنندگان برنامه ها و بینندگان ایجاد می کند.  

2- تحلیل متن و تحلیل در یافت

تحلیل متن بیشتر به مسئله بازنمایی در گفتمان رسانه پرداخته است واغلب با هدف مشخص کردن وی‍ژگی های ایدئولوژیک بازنمایی ها انجام می شود. در عین حال، این روش به تئوری های دیگری از قبیل روانشناختی، مارکسیستی، ساختارگرایی، و پست مدرن نیز اجازه توضیحات تحلیلی به شیوه های مختلف در امر تحلیل را می دهد (آلن، 1992، طیف وسیعی از دیدگاههای مختلف را به طور همزمان و قابل دسترس ارائه می دهد). برخی مواقع نیز کانون تحلیلی به سمت ویژگی های تعاملی گفتمان رسانه پیش می رود(مانند اسکانل، 1991؛ لیوینگستون و لانت، 1994) جامعه شناسان زبان مانند بل(Bell) (1991) بیشتر از هر چیز به ساختارهای متنی می پرداختند چرا که از طریق گفتمان رسانه ای به تمایز موجود در متون دست یافته، تنوع و تغییر پذیری متون رااز طریق رسانه و ژانر تشخیص می دادند.

موضع تحلیل دریافت (همانطور که از دهه 1980 رشد کرده است) مربوط به مسئله "متن گرایی" (Textualism) است: می توان گفت که مبنای کار موضوعات براین فرضیه شکل گرفته که معنی همیشه تنها محصول متن است.  در تحلیل دریافت، ادعا بر این است که معنا از مذاکره بین متن و خوانشگران (یا بینندگان و شنوگان) حاصل می شود. بنابراین همچنانکه خوانندگان رسانه ها (یعنی مخاطبان) متکثر هستند، خوانش ها و قرائت ها نیز متکثر هستند. بنابراین، فرضیه تعیین کنندگی متن رد می شود.

البته، تحلیل متن از امکان تعدد تفاسیر استقبال می کند (کرس، 1994) از این رو، ایده تقسیم کار(division of labor) را برای پژوهش آکادمیک در باب گفتمان رسانه ی مشروعیت می بخشد. پس نتایج تجربی "تحلیل دریافت" مسلماً تحلیل متن را بی اعتبار نمی کند. پاسخ های متفاوت به شخصیت هایی مانند جی. آر. اوینگ (JR Ewing) در دالاس، قضاوت های مختلف ارزش اخلاقی وی، با دریافت ها و درک های مشابه از روابط آن شخصیت با سایر شخصیت ها در دیجسیس  (diegesis)مطابقت می کند (به انگ، 1985 مراجعه کنید). تا آنجا که به تحقیقات مربوط می شود، نتیجه این است که هنوز سوالاتی درباره پتانسیل موجود برای تعدد در "سطوح پایین تر" ( lower levels) تفسیر وجود دارد- قبل از اینکه جی. آر. اوینگ بعنوان یک نمونه کامل تاجر سرمایه داری ارزش یابی شود، او از طریق روابط اش با شخصیت های دیگر درک شده است. علی رغم اینها، آنطور که در موارد تلویزیونی شاهد هستیم، ارتباط زیادی بین داستان تلویزیونی مردم پسند با ویژگی بیشتر گزاره ای (propositional) (اخبار، مسائل روز، مستند) ذکر شده در بالا را نمی توان یافت. در این موارد، سوال پیرامون معانی ارزشمند متفاوت و متعدد است. پروژه پخش چنین برنامه هایی تاثیر بر بینندگان و شنوندگان از طریق ارائه اطلاعات پیشنهادی در جهت تغییر درکشان است. این موضوعات به طور مفصل و مفید، در آثار کرنر(کرنر، 1991) مورد بحث قرار گرفته است.

در چنین فضایی می توان به درکی درست از تلاشهای برخی محققین از قبیل هویجر (1993) برای بازنگری مسائل مربوط به "درک"(comprehension) در زمینه "مطالعات دریافت" دست یافت.  هویجر معتقد است حجم عظیمی از مطالب موجود درباره این حوزه در دیدگاههای معاصر مورد فراموشی قرار گرفته است. می توانیم این دیدگاههای را با توجه به تفاوتهای آنان و تعلق آنان به سنت "مطالعات فرهنگی" مورد بررسی قرار دهیم. سنت مطالعات فرهنگی در این زمینه از رویکردهای متفاوت شکل گرفته است: موضوعی که در آن درک جایگاه دوم را (در مسائل مربوط به تاثیر ایدئولوژیک) از آن خود کرده بود یا به عبارت دیگر، تاکید بر "معنای" دیدن به عنوان عملی اجتماعی در موقعیتی خاص به جای معنی متون بود. آزمایش گرایی (experimentalism) مطالعات درک و برداشت مفهومی روانشناسانه از مخاطب، در این چارچوب با کمی تأمل و تردید همراه بود. همچنین، مقاومت زیادی در برابر تحقیق بر اساس باوری غیر مسئله دار(unproblematic) محتوای رسانه انجام می گیرد؛ چرا که توجه کمی به فرم ارتباطی نشان داده می شود و می توان آنرا بی تفاوتی یا رد کننده بازبودن (openness) متن برای تفاسیر متفاوت در نظر گرفت.  

مقاله هویجر به تحقیق زبانشناسانی مانند بل، ووداک و ون دایک در زمینه درک چندان اشاره ای نمی کند. آنان نیز در سنت مطالعات فرهنگی مورد بی اعتنایی قرار گرفته بودند (به بل، 1991، فصل 11؛ دایک، 1988، فصل 4 و ووداک، 1987 مراجعه کنید). این تحقیق، خود شاهد حرکتی به دور از محدودیت های مطالعات درکی گذشته بوده است. علی رغم تمامی این موارد، بجز کار انجام شده توسط هویجر (در زمینه مفهوم سازی دوباره مطالعه درک)، از دیدگاه تحقیقات دریافتی تلاش زیادی در باب تحقیقات رسانه ای انجام نگرفته است. اما هم اکنون این امکان وجود دارد که به مسائل درگیر در فرایند مفهوم سازی دوباره در این زمینه پرداخت. جایگاهی برای مطالعه درک در تحقیقات دریافت وجود دارد: این امر باید خود دیدی کاملاً غنی و متناسب نسبت به طبیعت معنای متنی، نظامهای معنایی خود بینندگان و فرایندهای تفسیر متنی فراهم آورد که "درک" تنها بخشی از آن را تشکیل می دهد.  

هدف فصل حاضر کمک به پروژه "اطلاعات عمومی" در مطالعات مخاطب است و نقش متن و تحلیل متنی را در آن پروژه بسیار اساسی می پندارد. همانطور که کرنر (1991) اشاره می کند، پرداختن به مسئله چند معنایی بودن متن (textual polysemy) که موضوعی جدید (معاصر) و مد روز است، در مقابل ایده تعیین کنندگی متنی چندان مورد توجه نخواهد بود:

هر دلیلی که درباره فرضیه گشودگی متون ارائه شود، چنین دیدگاهی در بین سایر مسائل  میزان زیادی از "تعیین کنندگی" متون را نادیده می گیرد. اینگونه تعیین نتیجه، مبتنی بر استفاده از نظامهای دلالت 
(signification) بر اساس مقبولیت های ملی/اجتماعی گسترده بوده که نسبتاً سطوح پایینی از ابهام 
(ambiguity) را با خود به همراه دارند . . . این امر زمانی آشکارا درست به نظر می رسد که دیدگاه تفسیری جدید به دنبال نشان دادن این است که معنی ذاتاً در درون متون نهفته نیست و بهتر است آن را به عنوان بخشی از تولیدات تفسیری مورد بررسی قرار داد (همچنین ذاتاً بی ثبات)، حتی زمانی که آسانترین و آشناترین دلالتها (مانند ورود ممنوع ! یا "سلام دیوید") مدنظر قرار گرفته است. اما تاثیر ایده "دلالت" بر این تولید چیزی است که در آن استفاده از اصطلاح"چند معنایی" همواره تشخیص داده نشده و در بدترین شرایط در حوزه دلالت کنار گذاشته شده است (کرنر:1991، 5- 274).

تعیین کنندگی متنی، محدودیت های خود را داراست؛ چرا که می دانیم سطوحی از معنا وجود دارند که به طور کامل از طریق رمزگان اشتراکی و جهت گیریهای رمزگانی حاصل نمی شوند. اما تعیین کنندگی متنی "سطح پایین" بطور کامل با اصل ساختارگرایی متنی (textual constructivism) سازگاری داشته است:  در ساختار گرایی متنی، شنوندگان، بینندگان و خوانندگان در فرایند های برساخت معنی فعال هستند. تعیین کنندگی متنی حتی با بخشی از ساختارگرایی تطابق کامل دارد که معتقد است چارچوبهای درک، فهم و دانش بینندگان بر درک آنان در معنا سازی تاثیر گذار است. نکته قابل تأمل اینجاست که چارچوبهای اشتراکی بسیار وسیعی از فهم وجود داشته است و بینندگان می توانند مفصل بندی های (articulation) پیچیده چارچوبها را درونی کنند. به عنوان مثال، ممکن است آنان در متون خبری عقاید و ارزشهایی را "بشنوند" که با آنها آشنایی کامل دارند اما این عقاید و ارزشها را از آن خود نمی دانند و ممکن است به آنها اعتقادی  نداشته باشند. این همان فرایندی است که در زمان مشاهده متن بوسیله بینندگان لیبرال و جناح چپ اتفاق می افتد که این متن (فیلم) به خاطر تقویت دیدگاه جناح راست در مورد بیکاران (به عنوان موجودات کلک باز از زیر کار دررو) به نمایش در می آید (ریچاردسون و کرنر، 1986). در این حالت بینندگان جناح چپ و لیبرالها، کاری که انجام نمی دهند چسباندن عقاید خود به متن است.  آنها این موضوع را به عنوان امری واکنش گر مشاهده می کنند و اعتراض می کنند، سعی نمی کنند این امر را به صورت ریشه ای (رادیکال) ببینند.  

تعیین کنندگی متنی با تعدد تفسیری منتج از کشف تجربی، در مقیاس گسترده بین مخاطبان رسانه ها ناسازگار نبوده است. مطالعات دریافتی به مطالعه چنین تنوعی متعهد بوده است، اما از دیدگاه نظری، برای بررسی تمامی تفاوتهای تفسیری به عنوان تبزاری برای اثبات "خلاقیت " بینندگان، کافی نیست. تمایز گذاری تحلیلی امری بسیار بنیادین است. برخی تعددها به لحاظ دوری از معنای ارائه شده (که شامل سوء برداشتهای ساده و خوانش های ناقص است) قابل توضیح اند. یکی از اولین تلاشها در این زمینه برای ترکیب این خطوط، مدل رمزگذاری و رمزگشایی هال (Hall) در سال 1973 بود (به فصل سی. اف. آلن در همین کتاب مراجعه کنید). این مدل پس از اندکی توسط لویس (رن لویس، 1983) مورد انتقاد قرار گرفت، او معتقد بود که این مدل بیشتر جبرگرایانه است.  

دیدگاهی که در این فصل به کار رفته است مطمئناً متاثر از نظریات هال است (هر چند هدف ما استفاده مستقیم و کامل از مدل نیست). اول آنکه توجه اصلی هال بر فهم و درک مخاطبان متمرکز نبوده و بیشتربه محدودیت های قدرت رسانه جمعی در بازتولید ایدئولوژی مسلط می پردازد. ثانیاً، نیازمند رهایی از برخی پیچیدگی های مفهومی هستیم که مدل رمزگذاری و رمزگشایی از خود بر جای گذارده است. این مدل گرایش به معرفی مدلی به عنوان یک نوع تئوری برای شیوه های مختلف خوانش متن بوده است: خوانش هژمونیک، خوانش متضاد (معارض) و خوانش مذاکره ای. این نوعی تفسیر گمراه کننده است. بهتر است این مدل را به عنوان علت شیوه های مختلف خوانش یا فهم واقعیت (یعنی، متن در مورد چیست) و درباره میزان مطابقت یا عدم مطابقت متن با آن فهم در نظر گرفت. برخی تنوع ها وتعدد تفاسیر را می توان بر اساس نسبت بندی های تفاوتی(differential appropriation) احتمالات مبهم یا چند معنایی، توضیح داد و برخی از تنوع ها نیز نه در بخش فهم و درک، بلکه به عنوان تنوع "جذب"( uptake) یا پاسخ به متن قابل توضیح هستند.  

3- اقتصاد در تلویزیون

بطور کلی، مواردی که در بالا مورد توجه قرار گرفت، را می توان در مورد مسائل مربوط به تحقیق دریافت با موضوع "دانش عمومی"(public knowledge) به کار گرفت. در این چارچوب، حوزه خبری خاص"اقتصاد"، ویژگی های متمایزکننده مربوط به خود را داراست.  دیدگاه ما نسبت به گزارشهای اقتصادی تلویزیون و تفسیر بیننده، زمانی رخ می دهد که به درکی از اقتصاد به عنوان یک ایده نظام مند دست یابیم (به امیسون، 1983مراجعه کنید). می توان گفت که اقتصاد به عنوان یک سیستم از طریق فرایند های مربوط به هم، دولتها و شاخصها (میزان سود، سطح بیکاری، میزان تبادلات ارزی، تعادل در پرداخت ها، قروض بخش خصوصی و تورم) گسترش یافته است. اما ترکیب بندی این توزیع و گستردگی متاثر از تغییر به شیوه های مختلف است.  فاکتورهای متفاوتی را می توان به عنوان بخشی از سیستم به شمار آورد و یا جزئی از سیستم در نظر نگرفت، ارتباط مطلوب میان بخش ها (اقتصاد درحالت تعادل) و نیز اولویت هر کدام از بخش ها نیز می تواند متغییر باشد.

اخبار اقتصادی اغلب تغییراتی در یک یا چند بخش اقتصاد را به همراه دارد.  چنین تغییراتی نیز نیازمند برقراری ارتباط است چرا که در این صورت می توان (در شرایطی نظامند) یک ارزیابی کلی از تغییرات ارائه کرد. این تخمین، که بر اساس نیاز "سریع بودن خبر" مفصل بندی می شود، از نوع کوتاه مدت است (که در حقیقت، تصویری که معمولاً ارائه می شود تصویر فوری یا عکس فوری (snapshot) نامیده می شود).  علی رغم این موارد، ارزش خبری خود را از ارتباط اش با انتظارات درازمدت اخذ می کند که با گزارش تمایلات وسیع تری مشتقر و پابرجا شده اند. در طول مدت مطالعه ما، اخبار تغییرات در اقتصاد بریتانیا در تقابل با مسیری (تمایلی) بزرگ تر برای "بهبود"(recovery) قرار داده شده که "شکنندگی"(fragility) آن به طور وسیعی به رسمیت شناخته شده بود.  اهمیت اولیه یک آیتم در مرحله نخست می تواند به درجه تایید یا ردّ مسیر بهبود آن خبر مربوط شود و در این مدت واژه های موجود در اخبار، نشان دهنده انواع مفصلی از اشکال محتمل حرکت هستند (مثلاً از تلویزیون، اینچ اینچ پیش رفتن یا به زحمت حرکت کردن تا سرعت گرفتن و شتاب گرفتن). هنگامی که به نقطه ای رسیدند که حقیقت بهبود از نظر اقتصاددانان روشن شد ("بهبود ماندگار و متداوم") چارچوب انتظاری جدید مطابق ارزش خبری شکل گرفت.  

از آن زمان تاکنون، ی بخش دیگری نیز به نام "عامل احساس خرسندی " (the feel good factor) به مدل اضافه شده است. برخلاف دو خاستگاه اولیه، عامل "احساس خرسندی" یک معیار ذهنی برای اندازه گیری عملکرد اقتصاد است (هر چند در برخی مواقع ایجاد چنین فاکتوری بر اساس بهبودها و پیشرفتهای عینی رخ می دهد). عامل احساس خرسندی، بر پایه تجربۀ تغییر مثبت از سوی عموم استوار بوده است و بخشی از آن نیز بر اساس عقیدۀ افرادی شکل می گیرد که حرکتی در جهت آنان و به نفع آنان در حال رخ دادن است. یکی از مواردی که با توجه به تعاریف حاضر مورد بحث است به اولویت عامل احساس خرسندی در بدست آوردن "بهبود مداوم" و یا مسیر برعکس آن اشاره دارد: "اما هنگامی که عامل احساس خرسندی دست نیافتنی به نظر می رسد، شادی ها و فرایند های خوشحالی کمی نیز به گوش می رسد (داستان اقتصادی، اخبار ساعت 10، اکتبر 1994).

4- تحقیق درباره تلویزیون و اقتصاد

تحقیق تلویزیونی درتلویزیون لیورپول و اقتصاد در پی بررسی این مسئله است که اخبار تلویزیونی چگونه وضعیت "اقتصادی" را در بریتانیا نمایش می دهد و در عوض، گفتمان اخبار تلویزیون دربارۀ این موضوعات توسط بینندگان چگونه درک و فهم می شود: شش گروه بیننده در مطالعه آزمایشی شرکت کردند: دانشجویان علوم، اعضاء حزب محافظه کار و کارگر، کارمندان حفاظت دانشگاه، کارمندان دولتی محلی و شرکت کنندگانی از مرکز منابع بیکاری. این داوطلبان به گزیده هایی از برنامه های خبری دو شبکه مهم گوش دادند که شامل پوشش خبری روز تخصیص بودجه و برخی برنامه های بعدی بود. این شبکه ها BBC و ITVبودند.  دومی مهمترین کانال تجاری در بریتانیاست که اخبار ITN را پخش می کند. در روز تخصیص بودجه، مسئولین دولتی به ارائه تخمینی از وضعیت اقتصادی کشور پرداخته و برنامه ها و سیاست های خود را درباره این وضعیت تسلیم پارلمان می کنند. سخنرانی های روز بودجه معمولاً مورد توجه بخش خبری قرار می گیرند و آن زمان مسئولیت این امر را آقای نورمن لامونت (Norman lamont) در دولت بر عهده داشت. مصاحبه ها/ گزینش فیلمها در مدرسه مطالعات ارتباطات و سیاست در دانشگاه لیورپول در طول مدت شش هفته پخش برنامه اصلی صورت گرفت.

ماهیت مقیاس کوچک زمانی این تحقیق سوالات بسیاری را دربارۀ دقت تجربۀ دیدن/دانستن بخش های مختلف عموم ایجاد خواهد کرد. من هیچ ادعایی مبنی بر اینکه این شش گروه انتخابی نمایندگان عموم یا حتی گروههای خود باشند را در این فصل مطرح نمی کنم. ادعای من این است که در استفاده از بخش خاصی از شرکت کنندگان تمام سعی مان را انجام داده ایم تا بتوانیم عکس العمل ها را همراه با "خطوط اشتباه"(Fault lines) عقاید/ نظرات (یعنی وابستگی و تمایلات سیاسی و کاری) بدست آورده و ترسیم کنیم (چرا که همین موارد در رابطه با موضوع قابل بحث اهمیت دارند).  

5- متون

برای هدف مطرح شده در این فصل، تنها به یک نوار و یک آیتم خبر اقتصادی تأکید خواهم کرد که در این تحقیق از آن استفاده کردیم. برخلاف معمول چنین مطالعاتی، بحث من بیشتر از نوع تأکیدی (intensive) خواهد بود: توجه آن محدود است (البته عمداً این کار صورت گرفته است چرا که هدف تعیین امکان ارتباط متن با تفاسیر در سطوح بسیار جزئی شکل زبان شناختی است). متن نوار به طور کامل در پایین آمده است. موضوع انتخاب شده در پوشش خبری درباره افزایش "میزان رشد"در اقتصاد ملی است. این میزان رشد، ارزش خبری خود را از روایتی می گیرد که مربوط به دهه 1930 است. این حرکت بدون شک ویژگیهای نمایشی خبر را افزایش می دهد. بسیاری از بینندگان در دهه 30 زندگی نمی کردند و آشنایی آنان با واژه "رکود"(the Depression) از طریق مجموعه ی از معناهای مربوط به تجربه فقر و بیکاری شکل گرفته است. همچنین این ماجرا دلالت بر"زمان بسیار زیاد" دارد: یک وسیلۀ بزرگ نمایی معمول مقیاس در گفتمان خبری و چیزی که در سایر بخش های متن به صورت اصطلاحات دیگر ظاهر می شود:

"طبق نظر مسئولین دولتی  بریتانیا، بدترین رکود دولت بریتانیا از زمان دهه 30، هم اکنون به پایان رسیده است.

 از اواسط دهۀ 1990 تا پایان یک سال پیش، تولید کلی در اقتصاد ملی کاهش یافت و به کمترین حد آن رسید و در عین حال نیز طولانی ترین رکود در طول نیم قرن بوقوع پیوست. اما در سه ماهۀ اول سال 1993، بازده به میزان 6% افزایش یافت.  

میزان رشد سالانه در سه ماهۀ اول سال 5/2 درصد رشد را  نشان داد که این تنها به رشد سالانه بریتانیا در طول 40 سال اخیر باز می گشت."  

زمان بندی خبر، زمان را به چهار بخش متوالی تقسیم می کند: رکود دهۀ 30، دوران تقریباً بدون مشکل اقتصادی قابل توجه، رکود دهۀ 1990، و پایان آن در شروع رشد ماههای فوریه، ژانویه و مارس 1993. ساختار این قطعه خبری تقریباً مشخص است. خبر توسط مایکل بورک شروع می شود، وی کسی است که تیتر و لید خبر را به طور کل تهیه می کند و مجری خبر نیز هست. آنچه در خبر ذکر می شود به دو بخش تقسیم شده است: یک بخش اقتصادی و یک بخش سیاسی.  بورک برای جزئیات بیشتر به سراغ خبرنگار اقتصادی رفته و از فیلم لی. لند. دف (Lay land daf) به عنوان اهرمی با مضمون فرعی اعتماد به نفس تجاری استفاده می کند: این امر با دسترسی به صدای صنعت تولید بیشتر توضیح داده می شود. صحبتهای خبرنگار اقتصادی از بخش ارائه حقایق اقتصاد کنونی شروع می شود و به فرضیاتی درباره آینده ختم می شود، و این تأکید بر آینده، از طریق سکانسی کوتاه در استودیو، ارتباط بین بخشهای اقتصادی و سیاسی را ایجاد می کند. در مدت انجام بخش دوم، دولت (محافظه کار) و گروه مخالف (گروه کار) حرف خود را می زنند.

اخبار BBC 9. 00، 26  آوریل 1993

مایکل بورک صدایی برروی کارگران لی لند

دولت اعلام نمود که رکود به پایان رسیده است. شاخص ها نشان می دهند که اقتصاد برای اولین بار پس از دو و نیم سال رشد داشته است. [سایر تیترهای اخبار در اینجا حذف شده اند].

مایکل بورک از استودیو به دوربین: عصر بخیر

 "بدترین رکود بریتانیا از زمان دهۀ 30 هم اکنون به پایان رسیده است، آنطور که دولت می گوید.  آمارهای رسمی نشان می دهد که تولید ناخالص ملی در سه ماهۀ اول امسال به میزان 6% رشد داشته است. از آن زمان به بعد تولید یا یکنواخت بوده و یا کاهش داشته است که این امر به مدت 5/2 سال ادامه داشته است. وزیر دارایی گفته است هم اکنون نشانه های مشخص رونق و بهبود در تمامی عرصه ها قابل مشاهده اند. در دوران رکود، نرخ بیکاری دو برابر شده است و شصت هزار شرکت تعطیل شدند".  

گری بیکر، گزارشگر اقتصادی، صدای وی همراه با تصاویری از لی لند دف

 "در کارخانه لی لند دف در شهر بیرمنگهام امروز تعداد زیادی جشن گرفتند.  اخبار بازگشت رونق اقتصاد با خبر پایان یافتن خرید سهام مدیریتی و در نتیجه نجات هزاران شغل همراه شد".  

رئیس لی لند دف در صحبت با خبرنگار

 "امروز دوباره متولد شدیم. یک کمپانی کاملاً جدید. فردا فقط به پیشرفت ما توجه کنید".

گری بیکر، صدای وی همراه با تصاویر شرکت

 "کارکنان شرکت سازنده ون از این پس می توانند با اشتیاق بیشتری به کار خود ادامه دهند چرا که رونق اقتصادی بالاخره در راه است. از اواسط سال 1990 تا پایان امسال تولید کلی به حدی با کسادی مواجه شد که حاکی از طولانی ترین رکود اقتصادی در طول نیم قرن اخیر بود".  

تصویرهایی از ون های در حال تولید- صدای همراه با نمودار میله ای رو به رشد

 "اما در سه ماهۀ اول 1993، بازده به میزان 6% افزایش یافت اگر چه چنین میزان رشدی را در طول 3 سال اخیر شاهد نبوده ایم، اما تولیدکنندگان همچنان نسبت به اوضاع محتاط عمل می کنند".

جف وایت از پرساک هلدینگ، مصاحبه

 "ما شاهد نشانه های متفاوتی از بهبود(رونق) در بازارهای گوناگونی که در آنها فعالیم، هستیم. مطمئناً فکر می کنم جو حاکم بهتر شده است. اما فکر می کنم ما تنها قسمتی از شاخص ها را می بینیم و در این مرحله به دنبال رونق هستیم، اما چندان مطمئن نیستیم که چنین رونقی واقعاً در آنجا وجود داشته و با ثبات است".

گری بیکر، صدای همراه با تصاویر متفاوتی از صحنه های تولید

"احتیاط موجود قابل درک است. در رشد سالانه، رشد سه ماهۀ اول سال با 5/2 درصد برابر است.  تنها بازگشتی به نرخ رشد سالانه در بریتانیا در 40 سال اخیر".

پروفسور دیوید کری از مدرسه اقتصاد لندن (مصاحبه)

 "ما هنوز آنچه را از دست داده ایم، بدست نیاورده ایم. برای جبران خسارات ناشی از رکود و کاهش نرخ بیکاری، میزان نرخ رشد را باید از 5/2 درصد به 3 الی 4 درصد برسانیم".  

گری بیکر، استودیو در مقابل دوربین

 "هم اکنون مشخص است که اقتصاد در طی سال گذشته در سطوح پایین خود بالا و پایین بوده است. با شروع سال جدید برخی شاخص ها به طور ضعیفی نشان از رونق در شرایط اقتصادی داشتند. هم اکنون شاخص تولید ناخالص داخلی حاکی از آن است که بریتانیا در آستانه خروج از رکود اقتصادی است. اما قبل از اعلام هر گونه رونق کامل، باید رشد سریعتر و با ثبات تری را شاهد باشیم و با کسری تجاری و قروض بزرگ دولتی، این امر چندان ساده نخواهد بود".   

مایکل بورک، استودیو و در مقابل دوربین

 "صدر اعظم معتقد است که هم اکنون نوبت تولیدکنندگان است تا از شرایط استفاده کرده و رونقی با ثبات را خلق کنند. اما حزب کارگر نسبت به آسوده خاطری هشدار داده است و می گوید اساس تولیدی بریتانیا بسیار بیشتر از اینها توسط رکود خسارت دیده است و باید راهکارهای جدیدی برای اطمینان از رشد با ثبات در نظر گرفت".  

رابین اوکلی، سردبیر سیاسی، همراهی صدا با تصویری از نشست لامونت، تصویر از ساختمان شروع شده و به داخل وارد می شود

 پرچم صادرات بریتانیا بیشتر از گذشته و با قدرت بیشتری به احتزاز در خواهد آمد چرا که شاخص های امروز از تولید ناخالص داخلی، بسیار امیدوار کننده بوده اند. امروز، در بانک بازسازی و توسعه اروپایی و جلسه ای که با حضور صدر اعظم در لندن بر گذار شد، وی معتقد بود فروش محصولات به اروپا رونق خواهد یافت و حتی زمانی که برخی رقبای اروپایی در حال وارد شدن به مرحله رکود هستند، بریتانیا این مرحله را پشت سر می گذارد.  آقای لامونت به طور متمایزی عصبی و پر قدرت بود.  

نورمن لامونت، استودیو، مصاحبه

 "رکود، به معنای کاهش واقعی بازده ها، چند وقت پیش احتمالاً به پایان رسیده است. اما هم اکنون فکر می کنم رونقی را شاهد هستیم که اساس محکم تری دارد.  تورم بسیار پائینی داریم. تولید به حدی در حال افزایش است که صادرات ما در بازار رقبا از لحاظ قیمت حضور دارند.  هیچگونه دلیلی وجود ندارد، البته اگر شرکت ها کنترل هزینه های خود را همین طور حفظ کنند، هیچ گونه دلیلی وجود ندارد که رونق با ثبات نباشد".

گوردون براون صدر اعظم حزب مخالف، استودیو- مصاحبه

"سوال کلیدی اینجاست که آیا ما ظرفیت تولیدی لازم را برای موفقیت در بازارهای جهانی آینده دارا هستیم یا نه.  و برای رسیدن به ظرفیتی نیازمند هزینه در بخشهایی مانند مهارت ها و صنعت هستیم تا بتوانیم با رقبای خود مقابله کنیم و متاسفانه به نظر می رسد مسئولین دولتی چنین درکی را پیدا نکرده اند و بهتر است در عوض آسودگی خاطر و تبریک گفتن به خودمان به فکر در پیش گرفتن سیاست مهارت ها و صنعت باشیم".  [پایان بخش خبر BBC]

6- دریافت

با استفاده از این آیتم خبری (در کنار اطلاعات مخاطبان)، به بحث پیرامون "گفتمان تفسیر" بینندگان تحت سه عنوان خواهم پرداخت. در مرحله اول من به آنچه بینندگان از این گزارش "به یاد" می آورند خواهم پرداخت. توجه کلی در این مرحله به چگونگی تناسب بخشیدن و اختصاص دادن اطلاعات بخاطر آورده شده با دیدگاههای خود بینندگان خواهد بود. به عبارت بهتر، چگونه بینندگان اطلاعاتی را که به یاد می آورند و با دیدگاههای خود هماهنگ می کنند.

در مرحله دوم، مستنداتی را برای توجه بینندگان به شکل (فرم) متنی در این موقعیت ارائه خواهم کرد. در این مرحله همچنین درباره درک های روایتی و چگونگی ارتباط آنها با فرم متنی بحث هایی خواهم کرد. در مرحله نهایی به مسئله درک و فهم خواهم پرداخت: یعنی، در باره نقش فهم اولیه در برساختن معنی درک شده و به نقش متن در اجازه دادن مشارکت کنندگان  در تشریح درک خویش از اقتصاد اشاره خواهم کرد.

یاد آوری و حافظه موضوعی

به طور سنتی، فرایند تحقیق پیرامون درک از طریق آزمایش آنچه بینندگان و خوانشگران از مواجهه شان با متون خبری به یاد می آورند پیش می رود.  

البته یادآوری و درک هیچگاه هم معنی نیستند: در برخی موارد ممکن است مطلبی که در همان زمان ارائه درک شده باشد، در مرحله به یاد آوری از قلم بیافتد و نیازمند یادآوری آن چیزی شوند که قبلاً دیده بودند. با این حال، آزمایش یادآوری، یکی از راههای مفید برای بررسی درک است. مزیت دیگر آن هم قابلیت بالای عملیاتی بودن تحت شرایط تجربی است. البته یکی از موارد مفید روش شناختی وجود دارد که به جای آزمایشی بودن، قوم نگاری- گفتمانی (ethnodiscursive) [ترکیبی از اتنوگرافی و تحلیل گفتمان] را به کار می گیرند که در آن داده ها و اطلاعات به شکل گفتگو بدست می آید؛ چرا که در این حالت به آنان اجازه داده می شود با کلمات خودشان در باره متون بحث کنند.  این روش نوعی دیگر و متفاوتی از دسترسی به جزئیات یادآوری مخاطبان است.

مطالعه آزمایشی ارائه شده در اینجا بدنبال تست یادآوری بینندگان نسبت به متن مشاهده شده نبود. علی رغم اینها، افراد تصاویر و مطالب خاصی را از متن بروز دادند و این یعنی معنی هایی از یک خصیصه خاص یا عام. نوعی تقارب بسیار اساسی بین جزئیات به خاطر آورده شده مخاطبان وجود داشت.  تا آنجا که به گفتمان شفاهی مربوط می شود تمامی گروهها می توانستند به راحتی به یاد بیاورند که این آیتم از BBC مربوط به پایان رکود بود. از نوع دیداری نیز، مخاطبان یا نمودار نرخ رشد را و یا مصاحبه صدر اعظم وزارت خزانه داری را (و یا هر دو اینها را) به یاد می آوردند.  

بدون شک، حافظه مردم برای جزئیات بسیار گزینشی و انتخابی عمل می کند. همچنین شکلی موضوعی نیز به خود می گیرد: جزئیات به ترتیبی به ذهن متبادر می شوند که منتج از تفسیر کلی گسترش یافته هستند. این بدین معنی است که برخی گروهها در مقایسه با گروههای دیگر می توانند تفسیر و تناسب بندی متفاوتی را از یک موضوع یا مطلب یادآوری شده توسط همه گروهها ارائه دهند.  یک مثال قابل توجه در مورد خبر BBC که دو تفسیر متفاوت را در دو گروه متفاوت ایجاد کرد به ورشکستگی 000/60 شرکت در دوران رکود مربوط می شود. نیروهای حفاظتی زمانی که درباره تصویر "کارگران خوشحال" در ماجرای تصویری لی لند دف صحبت می کردند، موضوع ورشکستگی  000/60 شرکت را یادآوری می کردند و نکته ای که مطرح می کردند این بود که ماجرای کارگران شرکت لی لند دف که در تصویرها نشان داده شد، تنها یک مورد بود که اعتبار چندانی را برای قبول پایان رکود در بر نداشت. بنابراین، آمارهای مربوط به ورشکستگی شرکت ها به نیروهای حفاظتی این اجازه را می داد تا درباره دیدگاه مشکوک خودشان نسبت به سکانس لی لند آماری جهت تایید ادعای خود پیدا کرده و این چنین بگویند:

سخنگوی A: آنان می توانستند صنایع و شرکت های فراوان دیگری را نشان دهند که هنوز هم که هنوز است در حال سقوط اند. ولی آنها یکی از خبرهای کوچک خوب را پیدا کرده و انتخاب کردند، و بعد می گویند ما جهت گیری نداریم . . .  این یعنی جهت گیری، مگر نه؟

سخنگوی B: به این دلیل که آنها خودشان گفتند که چنین رکودی وجود داشته است . . . نمی دانم 000/60 بود یا 000/650، ولی این تعداد شرکت ورشکست شده بودند، می دانستید؟

گروه دیگری که این جزئیات را به خاطر آورده بود، گروه محافظه کارها بودند.  نیروهای گروه حفاظتی نیز می خواستند این جهت گیری BBC را زیر سوال ببرند (البته باید توجه کرد که این بار برچسب چپ گرایی را به جای برچسب قبلی راست گرایی به BBC می زدند). کاری که آنها کردند عدم برقراری ارتباط بین آمارهای ورشکستگی با شرکت لی لند بود. در عوض آنان به چگونگی تفسیر و اهمیت موضوع آمارهای ارائه شده می پرداختند:

"منظور من این است که، ما یک چیز را به طور دائم می شنویم و آن هم ورشکستگی شرکت های کوچک تجاری است. اما نکته ای که معمولاً بدان توجهی نمی شود این است که مردم زیادی که این شرکت های رو به رشد را ایجاد کرده اند باعث ورشکستگی خود هستند. به عبارت دیگر، اگر این شرکت های تجاری کوچک در همان ابتدا ایجاد نمی شدند هم اکنون شاهد سقوط آنان نبودیم".

نیروهای حفاظتی هیچگاه فروش سهام مدیریتی در شرکت لی لند را به عنوان امری خوشحال کننده زیر سوال نمی برند. محافظه کاران هم تعداد زیاد شرکت های ورشکست شده و نیز بد بودن این ماجرا را زیر سوال نمی برند.  

در بخش بعدی درباره نقش فرم متنی در هدایت تفاسیر خواهم گفت.  قبل از هر چیزی بد نیست اشاره شود که تحقیق دریافتی از این نوع ممکن است با نکات عجیبی مواجه شود. انتظار همگرایی کامل در بین گروههای مخاطب امری محال است. همچنین برخی جزئیات بسیار ریز که در متن اهمیت چندانی به آنها داده نشده به خاطر آورده می شوند. در این حالت می توان گفت، چارچوب درکی خاص خود بینندگان که قبل از دیدن متن همراه خود دارند، به آنان این امکان را می دهد که (برخلاف برخی گروههای دیگر) نکاتی ریز را دریابند. این نوعی یادآوری منحصر به فرد است: تنها یکی از بینندگان توانسته بود ماجرای رونق شبکه ITN (چهار روز پیش را) که درباره بررسی اطمینان تجاری بود، به یاد بیاورند:

"هنگامی که آنها از "بهبود" سخن می گفتند، من فکر می کنم منظورشان بیشتر اطمینان موجود در بخش تجارت بود. من فکر می کنم مهمترین مسئله همین بود.  نوع معمول دلالت بهبود همانی است که گفتم، چرا که مثل این است که شما بگویید نمی توانید به شاخص های به روز دسترسی داشته باشید، بنابراین شما به نوعی دلالت متوسل خواهید شد که مانند این است که چقدر اطمینان در اینجا باقی مانده است.  

( مصاحبه گر: بنابراین شما فکر می کنید که آن مهمترین بود؟)

من فکر می کنم مهمترین بخش بود . . . آنها می گفتند، آیا دوره اطمینان تجاری چهار سال بود؟"

یادآوری وی بسیار صحیح بود، حتی یادآوری ترکیب عینی چهار سال.

"میزان فرصت های شغلی بالا بود، همچنین فروش مسکن و شاخص های تولید برای 19 سال در ماه مارس بالا بود و بنابراین اطمینان تجاری نیز همین طور بود.  با توجه به منابع وزارت بازرگانی بریتانیا این امر صعود چهار ساله بود".  

بر اساس متن ارائه شده، این آمار چندان در متن مورد تاکید قرار نگرفته بود. این تنها بخشی از 4 شاخص مثبتی بود که تماماً به عنوان نشانگر تصادفی و حمایتی شاخص کلیدی یعنی بهبود در شاخص های بیکاری ارائه شده بودند.  هیچگونه تصویر گرایی برای حمایت از این شاخص انجام نشده بود و حتی ارائه چنین مطلبی نیز زمانی رخ داد که دوربین از استودیو به سمت گزارش فیلم برداری شده در حال تغییر مسیر دادن بود.  و علی رغم تمامی اینها ( عنی بی تاکیدی ها توسط تولیدکنندگان خبر) این یک بیننده قادر بود آن را از لابه لای موارد ذکر شده بیرون بکشد و تازه ادعا کند که مهمترین بخش بوده است که آنان (خبر گذاری) قصد گفتن آن را داشته است.

درک و متن

واقعیت اقتصادی چیزی معین و مشخص نیست که گفتمان خبری به دنبال انتقال آن به بینندگان باشد. خود واقعیت نوعی پیچیده و چالش پذیر است. می توان گفت که اقتصاد به عنوان یک هستی (شی) به اندازه کافی واقعی است چرا که فعالیت های اقتصادی فراوانی را بر اساس آن شکل داده یا بر اساس آن درک و تفسیر می کنند.  بنابراین خواص آن به طور مستقیم ظهور نکرده بلکه از طریق "شاخص ها"به آنان پی می بریم:

نرخ های بهره، نرخ های سرمایه گذاری، فهرست خرج کردن های روزمره، نرخ های تورم، نرخ های بیکاری و امثال اینها.  تمامی اینها نشانه های ظاهری و بیرونی یک واقعیت عمیق تر هستند، و قبل از اینکه چیزی درباره آن واقعیت به ما بگویند، نیازمند تفسیر آنها هستیم.

بعضی اوقات شاخص های تغییر اقتصادی بطور مستقیم قابل بحث هستند.  آمارهای بیکاری موردی قابل ملاحظه اند: نوعی مجادله و کشمکش نهادینه شده در بریتانیا بر سر اعلام رسمی شاخص بیکاری سالانه در این کشور (که توسط دولت انجام می گیرد) وجود دارد. آمارهای دولتی تصویر صمیمی از میزان بیکاری در بریتانیا را ارائه نمی دهند.  بینندگان بیکار حاضر در مطالعه ما، در مورد این موضوع حرف و حدیث های زیادی داشته اند، آنان از بهره برداری شبکه ITN از کاهش نرخ بیکاری به عنوان خبر اصلی بسیار ناراضی بودند:

"به عنوان یک برنامه بسیار قانع کننده بود، اما اگر واقعاً درباره آن خبر داشته باشید می فهمید که آنها فقط و فقط دروغ تحویل می دهند، به این معنی که به شکل بسیار عالی، شاخص های بیکاری تنزل نشان دادند، اما چرا این امر اتفاق افتاد؟ بخاطر اینکه یا مردم دیگر ثبت نامی انجام نمی دهند یا کار پاره وقتی گیر آورده اند، یا اینکه اصلاً آنان را مجبور به کاری کرده اند که اصلاً علاقه ای به آن ندارند، دلیل اصلی این است".  

این یک نوع مطالعه انتقادی است: متن متقاعد کننده است اما وی متقاعد نشده است. چنین پاسخی به پیش فرضی دیگر مبنی بر تفوق بین مخاطبان نیازمند است: یک اقلیت که مثل وی به منابع دسترسی داشته و بنابراین قوه تشخیص دروغ را از حقیقت را دارد و در مقابل یک اکثریت که چنین منابعی را در اختیار ندارند. در معین بودن دامنه دانش مشترک که به دریافت می انجامد، باید به درک ادعا شده از آنچه منابع تفسیری دیگران را شامل می شود و آنچه شامل نمی شود، اهمیت بسیار زیادی داد. حتی زمانی که شاخص ها خودشان چالش بر انگیز نیستند، تفسیر شاخص ها همیشه با مجادله همراه است. در مورد ماجرای نرخ رشد، جریان ارتباط بین حقیقت خبری مرکزی و تفسیر آن حقیقت به عنوان نشانه بهبود یا رونق اقتصادی است.

شبکه BBC تا حدودی به سمت تفسیر دولتی از رونق تمایل نشان می دهد، و تا حدی دیگر هم از این موضع عقب نشینی می کند. این نوعی دوگانه گویی متنی قابل تحلیل است که در آن به چگونگی تفسیر نشانه های یک روند پرداخته می شود.  در این حالت حرکت ها با زمان حال، آینده و گذشته ارتباط برقرار می کنند. می توانیم با تیتر و پاراگراف لید کار خود را آغاز کنیم:

"دولت اعلام کرد رکود به پایان رسیده است. آخرین آمارها نشان می دهند اقتصاد برای اولین بار در 5/2 سال اخیر رشد داشته است. عصر بخیر، بدترین رکود بریتانیا از دهۀ 30 تا کنون به پایان رسیده است؛ دولت گفت آمارهای رسمی نشان می دهند که تولید ناخالص داخلی به میزان 6% در سه ماهۀ اول امسال رشد داشته اند. از آن زمان به بعد تولید یا یکنواخت بوده و یا کاهش داشته است و این امری بود که برای مدت 5/2 سال بدون  تغییر مانده بود. وزیر دارایی گفته است هم اکنون نشانه های مشخص رونق و بهبود در تمامی عرصه ها قابل مشاهده اند.  در دوران رکود نرخ بیکاری دو برابر شده و شصت هزار شرکت ورشکست شده بودند. "

حقیقت خبری مرکزی در اینجا یک تغییر مسیر قابل ملاحظه در شاخص اقتصادی است: " نرخ رشد". براساس چنین حقیقتی یک تفسیر ارائه می شود: تغییر بر رونق اقتصادی دلالت می کند. این گونه تفسیر مبنی بر افزایش نرخ رشد به اعلام دولت تعمیم داده می شود. هم در تیتر خبر و هم در بدنه خبر نقش دولت در دو نوع مختلف ارائه می شود. در تیتر خبر، از حالت گزارشی(خبری) استفاده شده"دولت اعلام کرد که. . . ".  اما این نوع نسبت دادن "نرم" است.  دومین جمله متن، به عنوان بخشی استنادی به جمله اول اضافه می شود. به عبارت دیگر، جمله دوم مدرکی است که ثابت می کند ادعای جمله اولی مستند است. حقیقتی که دولت اعلام کننده این امر است نیز بازنمایی به پس زمینه انتقال داده می شود (و به عبارتی عقب نشینی می کند).  

در پاراگراف اولیه و همچنین عنوان خبر نوعی حرکت صورت گرفته است که نسبت دهی انجام می دهد. علی رغم این در مورد پاراگراف اولیه این نسبت به سمت آخر جمله انتقال داده می شود: ". . .  بنابر آنچه دولت گفت".  آنچه که بیننده می شنود این ادعای رشد است. این امر به طور موقتی با اختیار گوینده خبر(مجری) و حالت حقیقت داشتن خبر و بنابراین برنامه تلویزیونی همخوانی دارد و در عین حال ادعایی بسیار بزرگ با ارزش خبری بالایی است. گزاره خبری بسیار موثری مانند این مورد مدت ها در ذهن بیننده طنین انداز خواهد شد و آوردن نسبت خبر (که مربوط به دولت بریتانیا است) در درجه دوم از این قاعده باز می ماند. دلیلش هم این است که شبکه با آوردن نام دولت به وظیفه خود (در حد ضعیفی) عمل کرده است و از بینندگان نیز می خواهد فهم خود را نسبت به مطلب اعلام شده دوباره سازی کنند. سلسله مراتب نیز در خبر گفتن رعایت شده است، این دولت است، و نه BBC ، که می گوید رکود به پایان رسیده است.  

نه تنها بورک، بلکه بیکر هم جهت گیری دولتی را در ارائه ادعای رونق اقتصادی دنبال می کند. در گفتمان بیکر، رابطه بین رشد اقتصادی و رونق از نوع تفسیری نیست، بلکه یک نوع هم معنایی است.  جمله دوم او به "اخبار بازگشت اقتصاد  رو به رشد " اشاره می کند، در حالی که در جمله سوم (پس از صدای رئیس دف) ترکیب بندی جمله به صورت "نهایتاً رونق در راه است" ارائه می دهد.  

"اخبار بازگشت اقتصاد به رشد با خبر پایان یافتن خرید سهام مدیریتی و در نتیجه نجات هزاران شغل همراه شد".

کارکنان شرکت سازنده ون از این پس می توانند با اشتیاق بیشتری به کار خود ادامه دهند، چرا که "رونق اقتصادی بالاخره در راه است".

حتی معمولی ترین فرمول بندی بیکر به عنوان یک ادعای حقیقی مطرح می شد: از طریق نسبت دادن، ارجاع زمانی ناپدید می شود و این امر باعث می شود تا حسی از حقیقت حال حاضر به آینده ای انتقال پیدا کند که هیچ گونه مدرکی برای آن وجود ندارد. در نهایت بیکر وضوح را کامل می کند و می گوید که رونق رسیده است:

"هم اکنون شاخص های تولید ناخالص داخلی حاکی از آن است که بریتانیا به تدریج از رکود خارج می شود". (ترکیب بندی این فرمول "بدون شک" از لحاظ معنایى جالب و اشاره به سطوح معنای ضمنى کتاب مقدس بوده که دلالت بر اقتدار می کند؛ البته باید نسبت به تاثیر آنان در مخاطب عصر سکولار تردید داشت).

تفسیر رونق در برخی از بخشهای داخلی متن مورد چالش قرارگرفته است. جدای از نسبت دادن این تفسیر به دولت، صداهای دیگری در متن هستند. بیکر، خود کسی است که این با ثباتی را با همدلی اش با احتیاط تولیدکنندگان به چالش می کشد.  جف وایت از پرساک هولدینک(Pressac holdings) می گوید: "ما نیز به دنبال رونق هستیم اما چندان مطمئن نیستیم که آیا این رونق وجود دارد یا آیا واقعاً با ثبات هست یا نه".  و بیکر می افزاید: "این احتیاط قابل درک است".  بعداً، در همراهی با برخی کارشناسان اقتصادی وی اعلام می کند که "رونق کامل" زمانی رخ می دهد که شاخص هایی بهتر نسبت به شاخص های کنونی بدست بیاوریم:

"اما قبل از اعلام هر گونه رونق کامل، باید رشد سریعتر و با ثبات تری را شاهد باشیم و با کسری تجاری و قروض بزرگ دولتی، این امر چندان ساده نخواهد بود".

لامونت با اضافه کردن نظر خود موضوع را پیچیده تر می کند، وی معتقد است که تنها شاخص های تنزلی رکود را تعریف خواهند کرد و این در مقایسه با نرخ های رشد تنزلی و ثابت که از گزاره قبلی برداشت می شد، نظری متفاوت است:

"رکود به معنای کاهش واقعی بازده، احتمالاً چند وقت پیش به پایان رسیده بوده است".

نوع متفاوتی از پیچیدگی زمانی رخ می دهد که برنامه از صحبت کردن درباره شرایط نرخ رشد در سه ماهۀ اول سال به نرخ رشد سالانه(5/2 درصد) می پردازد:

"در نسبتی سالانه، رشد نشان داده شده در سه ماهه اول سال با 5/2 درصد رشد سالانه برابری خواهد کرد.  که این میزان با رشد سالانه انگلیس در چهل سال گذشته یکی است".

برای بینندگانی که اطلاعاتی درباره چگونگی ارتباط و منطق اقتصاد ندارند چنین بخشی اصلاً مفید نخواهد بود.  در متن خبر، بینندگان هیچ گونه توضیح قابل ارجاعی از اشکال شکل دهنده رونق اقتصادی ارائه نمی شود و علی رغم آنچه بیکر ارائه می کند، هیچ گونه تضمین محکمی برای قبول اینکه رونق بازگشته است ارائه نمی شود. اگرچه تفسیر رونق از نسبت دادن آن به گفتمان دولت (و آنچه دولت اعلام کرده) خارج شده و در اختیار شبکه خبری قرار گرفته است، توسط شاخص ها و دلالت های ضد و نقیض بسیار پیچیده تضعیف شده است.  به عبارت دیگر شبکه نیز نتوانسته است تعریف واضحی از شرایط رشد ارائه دهد و ارتباط میان اجزاء تشکیل دهندۀ رونق اقتصادی را برای بینندگان ارائه دهد: کارشناسان هنوز نمی توانند به آن باور داشته باشند و گویندگان خبر نیز به همان اندازه حاضرند درباره این خبر محتاط عمل کنند که در ابتدا از اطمینان دولت می گفتند.

پرداختن به این مسئله که متن چه منظوری از رونق دارد چندان مفید نخواهد بود.  خطری که متوجه است تولید بیش از حد جزئی شده (در بخش توجهات آن و ترکیب بندی) تحلیل متنی است.  خطر این است که ممکن است مسائلی به برخی جنبه ها نسبت داده شود که هیچگاه به ذهنیت مخاطبان نیز خطور نکرده و آنان نسبت به آنها توجهی نداشته باشند. برای مطالعه دریافت، بهتر است بر وجوهی تکیه کرد که احتمال دارد بیشتر از هر چیزی بر دریافت تاثیر گذار باشند.

درک و بینندگان

بنابراین بینندگان از همه اینها چه بدست می آورند؟ بینندگان، گفتمان خبری را به عنوان سکانس هایی از پیام های تالیف شده می فهمند.  بنابراین برای درک آنها نیازی به قبول داشتن و یا اعتقاد داشتن به آنها ندارند. یک بیننده می تواند "بفهمد" که به او گفته می شود که رکود به پایان رسیده است، و این چیزی را نیز که می شنود توسط شخص با درجه بالا یا پایین تر از اعتبار ارائه می شود.  بنابراین بیننده می تواند بدون قبول کردن اینکه رکود به پایان رسیده است آنچه اخبار به او می گوید درک کند.  آنچه مشخصه ای از بحث های ما را با گروههای پاسخگو تشکیل می داد، همانا پیچیدگی و تحریف تفسیری بود که در برخی از نقل قول ها نیز نشان داده می شد:

". . .  در شبکه یک ITN [خبری که چهار روز قبل درباره نرخ بیکاری کار شده بود] کاملاً مشخص بود که تمام تلاش خبر این است که بگوید رکود به پایان رسیده است، اما در خبر BBC تمام تلاش به سمت این هدف بود که دولت را مسئول گفتن پایان رکود معرفی کند . . . " (بینندگان محافظه کار).

". . .  این بار واقعاً BBC آنچه را وزیر خزانه داری می گفت تکرار می کرد.  آن هم فرضیه ای پوچ بود مبنی براینکه ما در حال خارج شدن از رکود و وارد شدن به دوران رونق هستیم؛ چرندی بیش نیست (بینندگان حزب کارگر)".

سخنگوی A: من منظورم این است که چطور ممکن است کسی ساعت 3 روز 26 مارس بلند شود و بگوید که رکود به پایان رسیده است ؟. . . "

سخنگوی B: هورا!

سخنگوی C: به نظر می رسد که این گونه است . . .

سخنگوی A:. . .  چیزی فراتر از من بود.

سخنگوی D: و چند بار در گذشته آنرا شنیده بودیم؟

سخنگوی B: و هر دو طرف سعی کردند که این کار را انجام دهند و آنها . . .  واقعاً هورا! همه چیز به پایان رسیده است.

هیچ کس حقیقتاً اشاره نکرد که این ماجرا تمام نشده است (بینندگان بیکار).

به نظر می رسد که بیننده محافظه کار معتقد است رکود به پایان رسیده است و گفتمان BBC سعی در تضعیف این امر دارد. چرا که با گزارش غلط و با تأکید بر اعلام دولتی پایان این رکود قصد به چالش کشیدن این ایده (یعنی پایان رکود) را دارد. بسیاری از بینندگان دیگر معتقدند که رونق (و پایان رکود) گفتمانی دولتی هستند و حال اینکه یا  BBCنیز در این امر دخالت دارد یا BBC بی گناه است.  بنابراین عقیده های مختلفی در مورد باور به پایان رسیدن رکود در بین بینندگان وجود دارد.  در این میان محافظه کاران بیش از بقیه معتقدند که این امر رخ داده است. مورد قابل توجه دیگر تفاوت عقاید آنان در درک نحوه گزارش روز است که برخی آنرا براساس مسئولیت خبرگزاری ها تفسیر می کنند و برخی نیز آنرا از سوی دولت می دانند.

با توجه به گفته های آنان نمی توان فهمید که به عنوان مثال سخنگوی محافظه کار این اعتقاد به رونق را از خود متن خبر کسب کرده است یا نه. این باور نوعی عنصر حقیقی در فهم نظامند خود وی است که در فاصله یک هفته ای بین پخش برنامه و اجرای تحقیق روی داده است. تاثیر در هر کدام از موارد مشابه بود. برای وی، برنامه BBC نوعی گفتمان تک صدایی (univocal)که در بخش  متعادل بودن" تردیدهایی را درباره واقعیت این رونق یاد می کند.  

از پنج گروه دیگر بجز مسئولین دولتی، تماماً BBC را به عنوان اعلام کننده واقعیت مندی رونق می شنوند. دو گروه از اینها، دانشجویان و نیروهای حفاظتی لحن تردید برانگیز برنامه را نیز نسبت به واقعیت رونق درک کرده اند. برای آنان متن چند صدایی بوده و به نحوی نابهنجار و ناراضی کننده و متفاوت با آن چیزی که از برنامه خبری انتظار می رود، ارائه شده است:

"من لغت "رونق" را گمراه کننده یافتم، چرا که آنها این را می گفتند. تیتر بزرگ این بود که رونق شروع شده است" و آنچه که در طول بخشی از خبر می گفتند این بود که به طور اساسی: "رونق هنوز به طور کامل رخ نداده است" (بینندگان دانشجو).

- و بخش BBC، می دانید، آنها با عناوین شروع کننده خودشان به ما گفتند که رکود به پایان رسیده است و پس از مدتی متن شروع کرد به گفتن اینکه رکود تمام نشده است. می دانید، از کارشناسان استفاده کردند که بگویند هنوز تمام نشده است.  می دانید، در حالی که آنها ابتدا اعلام کردند که رکود به پایان رسیده است.  من فکر کردم این تا حدی گیج کننده است (نیروهای حفاظتی).

دو گروه دیگر، بینندگان حزب کارگر و بیکاران، این بخش متناقض دومی را نمی شنوند. آنها یک گفتمان تک صدایی را می شنوند که حرف و نظر وزیر را تکرار می کند:

"آنچه از همه آشکارتر بود این بود که. . .  این نوعی گزارش خبری دولتی بود که آنها کلمه به کلمه تکرار می کردند.  و تنها دو سرنخ به آن می دادند.  یک جا گفته می شود که "براساس آنچه دولت گفت" و فکر می کنم در بخش دیگر می گوید"دولت امیدوار است".  و بقیه این (متن) تنها و تنها نقل قول جملات دولتی است، که ما در حال خروج از رکود هستیم (بینندگان حزب کارگر).

من فکر می کنم بیش از هر چیزی این خبر شبیه به تبلیغات سیاسی حزبی بود، توسط حزب توری (Tory).  منظورم این است که اینگونه ارائه شده بود، مخصوصاً در شبکه یک BBC: موسیقی بسیار زیاد، "بله البته، همه چیز هم اکنون به پایان رسیده است، هیچ مشکلی نیز وجود ندارد".  و سپس آنرا به لامونت می دهند که بگویند " هیچ مشکلی وجود ندارد و همه چیز رو به راه است . . ." (بینندگان بیکار).

(برنامه های سیاسی حزبی(party political broadcasts) میان برنامه های کوتاه مدت هستند که در تمامی شبکه ها برای تقویت جایگاه رأیی احزاب سیاسی پخش می شوند.  سازمانهای پخش برنامه بر اساس قانون متعهدند که چنین فضاهایی را ایجاد کنند اما کنترل ویراستاری به طور کامل در اختیار احزاب است).

در نهایت یک گروه می ماند- مسئولین دولتی- که یک گفتمان تک صدا را بدون ایده ای از خودشان ارائه می دهند؛ تنها یک ماجرای متعادل (و قابل احترام) از دیدگاههای متعارض:

"هنگامی که واردشد، آنها تاکید کردند . . . آنها آنرا متعادل کردند، مگر نکردند؟ آنها گفتند این اتفاق افتاده این مسئله رخ داده ولی هنوز این مشکل باقی است و آن مشکل حل نشده".  من فکر می کنم این چیزی که ارائه شد از لحاظ رویکرد بیش از حد متعادل بود.

با وجود خطر بیش از حد ساده کردن، این تفاوتها بین بینندگان را می توان در جدول 1-8 ارائه داد.

شکل 1-8 مقایسه خوانش ها

گروه

نحوه شنیدن BBC

نحوه شنیدن دیدگاه دولت

نحوه شنیدن سایر صداها

دیدگاه خودشان

محافظه کار

رونق را زیر سوال می‌برد

 

 

رونق

حزب کارگر

رونق را اعلام می‌کند

اعلام رونق

 

عدم رونق

بیکار

رونق را اعلام می‌کند

اعلام رونق

 

عدم رونق

دانشجو

اعلام رونق و نقد رونق

اعلام رونق

زیر سوال بردن رونق

 

نیروی حفاظتی

اعلام رونق و نقد رونق

اعلام رونق

زیر سوال بردن رونق

 

مسئولین دولتی محلی

 

اعلام رونق

زیر سوال بردن رونق

 

تفاوتهایی که بین بینندگان پیدا کردیم جالب هستند چرا که به ما درباره نقش شکل متنی در فرایند درک اشاره می کنند.  شکل متنی بدلیل نشانه های اجازه و اختیار"خوانده" می شود.  بینندگان به چنین ویژگیهای شکلی از قبیل استفاده از جملات گزارشی (reporting clause) و نیز به واژه هایی که بیان کننده صداهای احزاب خاص هستند، ارجاع دهند، مانند آنچه که نیروی حفاظتی اعلام می کند:" آنها شروع کردند که به ما بگویند که رکود به پایان نرسیده است، از کارشناسان استفاده کردند که بگویند که رکود به پایان نرسیده است". در برخی موارد، خوانش بالا-پایین شامل نوعی تناسب بندی گزینشی از نشانه های حق اختیار و اجازه است. بیننده ذیل تلاش می کند نظرات تولید کننده مشکوک و کارشناسان را نادیده بگیرد، چرا که معتقد است این خبر(متن) به نوعی حامی دولت است و به همین دلیل موارد بالا را نادیده می گیرد:

"تنها و تنها بازی با 6/0 درصد بود و باز هم تکرار بیش از حد و فریاد زدن اینکه" همه چیز تمام شده بود. من فکر می کنم که حتماً از نوع خبرهای خوب بود و البته که باید اینگونه باشد، اما بیش از اینها باید حفاظت می شد. یک جهش کوچک مثل (6/0) تنها یک نوسان بود. مسیر طولانی تر از این حرفهاست. من فکر می کنم مهمتر از همه این است که زمان زیادی برای خارج شدن سپری خواهد شد. من معتقدم در واقع چیز زیادی گفته نشد.  فقط گزارش می دادند که لامونت. .. .  و این طرف و آنطرف می رفت و می گفت که همه چیز چقدر جالب است" (بیننده حزب کارگر).

آنچه درباره این تفاسیر (با اطمینان) نمی توان گفت، این است که بینندگان غیرسیاسی تر کسانی هستند که درباره نحوۀ جهت گیری متن (خبر) به سمت تاثیر تفسیر رونق و یا عدم تأیید آن نظر می کردند. اگر این گفته صحیح باشد، می توان این امر را به عنوان توجهی بیشتر به متن از سوی گروه ذکر شده نسبت به تمایل بینندگان سیاسی تر در نظر گرفت. اگرچه بطور آشکارا، چنین ادعایی بر اساس یافته های کم این تحقیق (در این باره) امری غیر عاقلانه می باشد، اما حداقل می توان آن را به عنوان یک فرضیه جالب مورد بررسی قرار داد. سایر مثالها از مباحثات پاسخگویان نشان می دهد که آنها چگونه دربارۀ فرم (شکل) و تاثیر آن در تولید تفاسیر آنها صحبت می کنند:

"اما آنها این قسمت را بریده و بخشی را نشان دادند که ماجرای فروش سهام در این شرکت دف بود. من فکر کردم که آنها دارند تلاش می کنند که از این ماجرا به عنوان حربه ای برای متقاعد کردن ما استفاده کنند، انگار که چیزی (مایه ای) در این ماجرا وجود دارد (که همان ایدۀ رونق است)" (مسئولین دولت محلی).

زمانی که آنها یک ذره را- چه بود؟- جهش در خروجی اقتصادی. . .  ببخشید/ در بازده تولیدی نشان دادند، گفتند که- در حدود6/0 جهش داشت، و سعی کردند که آن را چیز بزرگی نشان دهند، به نظر می رسید چیز خیلی مهمی باشد، این ماجرا مرا به یاد چیزی انداخت، آیا تا به حال کتابی با عنوان "چگونه با آمارها دروغ بگوییم" را خوانده اید؟

(مصاحبه گر: بله)

"دارل هاف(Darrell haffe)، من فکر کردم که این یکی از مواردی است که دقیقاً این کار را انجام می دهد، منظورم این است که آنرا طوری نشان می دهید که انگار همه چیز واقعاً بزرگ به نظر می رسد، اما هنگامی که دقیق تر به آن می نگرید، چه معنی می دهد؟ (مسئولین دولتی)".

این آخرین مثال از لحاظ دیگر نیز قابل توجه است و آن تأکید بر مشخصه های تصویری اخبار تلویزیونی است. این بیننده تفسیری انتقادی از یک تصویر گرایی خاص دارد: او معتقد است اندازۀ میلۀ نمودار که نشان گر میزان رشد 6/0 در تولید ناخالص داخلی است، بطور فریبنده ای بزرگ جلوه داده شده است. متأسفانه، درباره این بخش از ایدۀ او شاهد هستیم که سایر میله های نمودار که نشان دهندۀ شاخص رکود بودند نیز به همین اندازه بزرگ هستند.  البته این نکته نیز مهم است که میله های دوم، نسبت به معدل که صفحه را به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می کند، پایین تر به نظر می رسند.  علی رغم تمامی اینها، نکاتی معنی دار نیز در گفته این فرد وجود داشت: بینندگان به راحتی به سطح اولیه رمز گذاری تصویری (میلۀ نشانگر "رشد" چقدر از صفحه نمایش را به خود اختصاص می دهد؟) نسبت به رمز گذاری ثانویه از طریق دال های الفبا عددى (مبنای مقیاس این نمودار چیست؟) توجه نشان می دهند.

درک و فهم

درباره درک نسبت به پایۀ گزاره ی ها حجم اطلاعات بیشتری وجود دادرد.  بازنمایی های شناختی شکل نقشه های ذهنی، طرح واره های ذهنی و ساختار الگومانند و قالبهای ذهنی را گرفته و بر روی آنها گفتمان هایی را می سازند که به طور عمومی برای معناسازی قابل دسترس اند. معنی ها در درون گفتمان ها مفصل بندی می شوند و گفتمان ها هم به طور نهادینه ای شکل گرفته و از درون مفصل بندی شده اند و همچنین گزاره هایی هستند که سازنده و سازمان دهندۀ دامنه های دانش و تجربه هستند. این چنین گفتمان هایی قبل از متون خاص وجود دارند. از لحاظ زبان شناسی، ما درباره حوزه مفروض(given)، بدیهی پنداشته شده(taken for granted)، شناخته شده(known)،  پیش فرض(presupposed) ومسلم(axiomatic) صحبت می کنیم. ارائه توضیحی در داخل اصطلاحات گفتمانی خاص ساخته شده بیانگر این است که گفتمان به عنوان شیوه مناسب و ضروری برای فهم دامنۀ دانش خود است. پروژه درک نه به سمت "مشخصه های مفروض" گفتمان، بلکه به سمت اخبار متن تمایل نشان می دهد. به طور معمول زمانی که یک فرد بتواند یک پیغام فرستاده شده به وی را از لحاظ محتوایی باز تولید کند می گوییم وی متن را فهمیده است. هنگامی که آنها فراتر از این بروند و به عنوان مثال به موردی که در تلویزیون دیده اند اشاره کنند می گوییم متنی جدید را تولید می کنند، اما در ادامه همان گفتمانی(در این مورد، سیاست اقتصادی ملی) که متن را شکل می دهد و همچنین دقیقاً به دنبال روی از خود متن می پردازند:

 . . .  او این کار را انجام می دهد به این دلیل که سال دیگر 50 میلیارد قرض خواهد کرد، و برای انجام آن کار نیاز دارد که مالیات بر همه مردم را افزایش بدهد، درست است؟ و این هم نحوۀ توزیع مالیاتی است که از مردم می گیرد، و برای پوشاندن آن 50 میلیاردی که قرض گرفته است؛ می دانید.  آخرش که باید ...  هزینه کند، مالیات کافی برای بازپرداخت قرض 50 میلیاردی که می خواهد بگیرد جمع کند، می دانید که؟( بینندگان بیکار)".

بحث بالایی متعلق به برخی برنامه هاست که در اصل زودتر از متنی که مورد بررسی قرار دادیم پخش شده بود: بینندگان ما همچنین پوشش خبری مربوط به بودجه 1993 را توسط 2 شبکه BBC و ITN دیده بودند. خبر غیر منتظره (شوکه کننده) این بود که دولت قصد دارد مالیات مصرف کنندگان را در بخش گاز و برق برای اولین بار افزایش دهد. منظور از 50 میلیارد همان میزان بزرگی کسری بودجه است که توسط وزیر خزانه داری اعلام شده است. چنین چیزی از تمامی جنبه ها بسیار بالا و تعجب آور می نمود: پیش بین های گذشته آنرا کمتر از اینها می دانست.

منطق وزیر برای تعیین چنین راه حلی (مالیات) تبدیل به یک خبر خیلی تکراری درآمد و این در مدتی بود که پارلمان در حال بحث و تبادل نظر در این باره بود.  در زمانی که ما تحقیق خود را آماده می کردیم و تماشاهای اولیه خود را انجام می دادیم.  این خبر بیش از هر چیز دیگری توجه بر انگیز بود (اوایل می 1993).  بنابر این جای شگفتی نیست که بینندگان (موافق و مخالف) با دیدگاهها و عقاید اصلی در این باره، آشنایی داشته باشند. آنچه جالب تر به نظر می رسد وجه مشخصه جمله در توضیحات بینندۀ بیکار است. وی نسبت به سیاست دولت اعتراض دارد اما به طور اساسی با ضرورت اقتصادی افزایش مالیات برای کاهش کسری بودجه چندان مشکلی ندارد و آن را قبول می کند. هیچ گونه پوشش خبری مبنی بر اینکه ممکن است راههای محتمل دیگری نیز برای حل مسئله وجود داشته باشند در اخبار مشاهده نشد و بینندگان نیز در ارائه راه حل های متفاوت با آنچه جریان داشت مشکلاتی داشتند:

" و در مورد مربوط به قرض گرفتن، من نمی توانم بفهمم که چرا بیشتر از آنچه که در گذشته گرفتند، نمی توانند قرض بگیرند.  این نوعی ...، بطور بسیار بدی به تصویر کشیده شده بود، چرا که آمریکا دچار کسری بودجه عظیمی است.  منظورم این است که فقط داشت توضیح می داد که چرا دولت دارد این کار را می کند، و از راه کارههای متغیر دیگر که در آنها شهر چندان درگیرش نبود صحبتی نکرد.  طوری که اصلاً از شهر فاصله می گرفت. (بینندگان دانشجو)".

ارجاعات به "شهر" در این فضا همان شرکت ها و موسسات مالی هستند که از خارج از بازار بورس لندن فعالیت می کنند. تصویر عینی مدرن که امروز از تجارت مالی ارائه می شود، در سطح بین الملل شناخته شده است. همانطور که بینندۀ ما اشاره کرد، برنامه های بودجه هیچ گونه نظر تاثیرگذاری مبنی بر نگاهی رضایت مندانه نسبت به تأمین مالی کسری به عنوان یک سیاست اقتصاد ملی نداشتند.  حتی می توان فراتر از این هم رفت: در هیچ کجایی از جریان اصلی رسانه کشور شاهد حمایتی از این دیدگاه نبودیم. البته بیننده ای که درباره کسری بودجه عظیم آمریکا چیزهایی می داند، می تواند نسبت به نتایج چنین کسری بودجه ای اظهار نظر کند: این یکی بیننده نمی داند، و در اینجا باسوالاتی درباره سیاستهای اقتصادی دولت وگزیده های آن روبرو می شود.

در اینجا متن بورک می تواند به عنوان یک گفتمان رسمی تر اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد.  دومین جمله تیتر خبر را می توان با دومین جمله مقدمه مقایسه کرد:

"آخرین آمارها حاکی از آن است که پس از 5/2 سال شاهد رشد اقتصاد برای اولین بارهستیم.  اعداد و ارقام رسمی نشان می دهند که تولید ناخالص داخلی- ارزش کلی کالاها و خدمات تولیدی پس از کسر تولید نفت- به میزان6/0 در سه ماهۀ اول سال جاری رشد داشته اند".

دومین جمله همانا نسخه توسعه یافتۀ جمله اولی است و در مسیر گفتمان های سیاستی و اقتصادی حرکت می کند و این امر را در استفاده از ترکیب فنی "تولید ناخالص داخلی" و در ارائه یک عبارت کلی معترضه جهت بینندگان تازه وارد اعمال می کند. یکی از بینندگان از گروه دانشجویان این حرکت را به خاطر آورده و چنین می گوید:

"من فکر نمی کنم این کار را کاملاً درست انجام داده باشند، اگر چه سعی دارند معنی GDP(تولید ناخالص ملی) را بفهمانند.  تقریباً نوع و نحوۀ تعریفی که ارائه دادند خوب بود".

با این وجود در جای دیگر متن، مسئولیت روزنامه نگاران نسبت به چارچوب ارجاعات رسمی در چنین مدلی حاصل نمی شود.  از واژه های تکنیکی  و فنی بسیار کم استفاده می شود و تعریفهای آشکاری مانند آنچه بورک در بالا ارائه می دهد، وجود ندارند.

در عوض کلاً ارتباطهای بسیاری را بین مسائل مختلف از طریق هم نشینی هاو با استفاده از واژه های غیر فنی ایجاد می کنند و هدف شان فهماندن مسائلی از اقتصاد است که به خود اقتصاد و دلایل اقتصادی مربوط می شوند.  خود بورک، قبل از اینکه برنامه را به خبرنگار اقتصادی بسپارد، چنین کاری را در پایان مقدمه انجام می دهد:

در دوران رکود، نرخ بیکاری دو برابر شد و 60 هزار شرکت ور شکست شدند.  

هدف این جمله تقویت ارزشهای دراماتیک از طریق گفتن یا یادآوری به بییندگان درباره شرایط بد دوران رکود است. بنابراین می توان آن را به عنوان وسیلۀ افزایندۀ مقیاس در نظر گرفت و یا مواردی که بر طول مدت قبل از رکود 1990 تأکیدی می کردند، مشابه دانست. به نوعی دیگر نیز می توان آن را خواند. می توان آن را به عنوان وسیله جهت نشان دادن اوضاع و معنی رکود در نظر گرفت.  قبلاً به ما گفته شده، یا از قبل می دانستیم که رکود به کاهش (سقوط) نرخ های رشد ثابت مربوط می شود. این جمله اطلاعاتی دیگر را از  قبیل اینکه مواردی همچون از دست دادن شغل و ورشکستگی شرکت ها وجوهی دیگر از رکود هستند. همچنین می توان آن را به عنوان وسیله "هم نشینی" و نیز توضیحی مورد بررسی قرار داد. کاری که انجام می دهد ساختن رکود به عنوان یک "چیز بد" است که از طریق ارتباط آن با حقایقی که آشکارا بد هستند، انجام می شود.  هر نوع دیگری از ارزیابی رکود/ رشد منفی، حداقل در چارچوب گفتمان قالب عمومی رسانه ها، تقبیح خواهد شد. چرا که به قضاوتی مثبت یا منفی نسبت به از دست دادن شغل ها و ورشکستگی ها منجر خواهد شد. البته راه هایی از تفکر هستند که در آنها بیکاری و ورشکستگی مورد استقبال قرار می گیرند. گفتمان "کاهش تعداد" نوعی از گفتمان است که از دست دادن شغل را به شیوه مثبت شکل می دهد؛ البته از دیدگاه کسانی که قصد تحقق چنین امری را دارند. از دیدگاه دولت ملی، تقاضاهای دستمزدی را پایین نگه می دارد، اتحادیه ها را تضعیف می کند و شکایت بیشتری را از سوی کارگران ایجاد می کند.  اما در گفتمان عمومی، این موارد جزء دیدگاههای تایید شده نبود و معمولاً نیز آن دیدگاههایی نیستند که در سازماندهی موارد خبری بکار گرفته شوند.

متن به تقویت این ایده کمک می کند که فرضیه رونق را نمی توان بر اساس تنها یک شاخص بنیان نهاد.  نشانه های بیشتر بهتر از یک نشانه هستند. مقدمه بورک چنین ایده ای را به همراه دارد وقتی او گزارش می کند که:

"وزیر معتقد است که هم اکنون نشانه های آشکار رونق در همه عرصه های مختلف قابل مشاهده هستند"

سپس لامونت را می بینیم که می گوید:

"تورم کمی داریم، پایین ترین نرخ بهره را در اروپا داریم.  تولید به حدی گسترش یافته است که قیمت محصولاتمان رقابتی شده است".

چنین تفکری، ایده ای بود که بینندگان ما به راحتی قادربه بازتولید آن بودند؛ یکی از بینندگان حزب کارگرمی گوید:

"خوب، منظورم این است که پس از دو سال صحبت درباره "نشانه های اولیه بهبود شرایط"(green shoots)، فکر کرده اید که‌ آنها یاد گرفته اند تا حدی دربارۀ گزارش رشد محتاط، ملاحظه کاربوده، می دانید. . . منظورم این است همه ... قبول دارم که هم اکنون نشانه های فراوانی از شاخص ها وجود دارد که نشان از شروع رونق اقتصای است، اما همۀ آنها، روی هم رفته، حرکاتی کم درسمت مسیری درست هستند.  و هنوز هم خیلی زود است درباره ثبات آنها قضاوتی صورت گیرد، اعتقاد دارم.

 7- نتیجه گیری

در این فصل تلاش کردم تا ارزش ارتباط تحلیل گفتمان رسانه ای و تحلیل دریافت آن گفتمان را شرح دهم.  علی رغم رشد زیاد تحقیق دریافت در چارچوب مطالعات رسانه، پژوهش بسیار کمی از این نوع صورت گرفته است.  دیدگاه مفید و موثر نظری از انجام این تحقیق حاصل شد: این تحقیق مارا به سمت تحلیل دقیقتر چگونگی تولید درک و نیز نحوه به کارگیری آن در درون چارچوبهای ارزیابی و اطلاعاتی بینندگان سوق می دهد. علاوه بر این، نکات اساسی دیگری نیز وجود داشتند. در مورد حاضر، بدون تولید و ارائه فهمی وسیع تر نسبت به انواع و سطوح درک نسبت به "اقتصاد" که ارتباط بین اخبار تلویزیون و مخاطبان آن می باشند، هیچ ارزشی نداشت. یکی از درسهای تحقیق این بود که می توان به اطلاعات پاسخ گویان به عنوان یک متن نگاه کرد که خود مستلزم داشتن توجهی تحلیلی (به اندازۀ توجه به خود متن اصلی بوده) است که مخاطبان به آن پاسخ دادند. نوشته های مصاحبۀ با پاسخ گویان نوع دیگری از اطلاعات مربوط به برنامه های خبری پخش شده هستند: مصاحبه ها حضوری و رودررو ، ابزار اولیه همان گفتار است، پویش های گروهی و روابط قدرت در تعیین آنچه فرد می گوید و احتمال وجود توافق یا عدم توافق نقش دارند؛ محدوده ای برای تغییر برخی از دیدگاهها به عنوان پیشرفت بحث و غیره وجود دارد. اما اگر بخواهیم به معانی ضمنی، ناگفته و فرضی و نیز معانی آشکار متون در تحلیل رسانه ها توجه داشته باشیم، به همان اندازه نیز باید به تحلیل متونی اهمیت داد که نتیجه ازمشاهده تجربه و بحث درباره آن منتج می شود. موفق ترین تحلیل دریافتی آن خواهد بود که بتوانند به طور موشکافانه ای بین چارچوبهای مختلف دانش(چارچوبهای پخش کنندگان و مخاطبان) تمایز قائل شود.  با این وجود، همواره در انجام چنین کاری نیازمند تشخیص ویژگی روابط گفتمانی موجود هستیم. متن ارائه  شده توسط رسانه ها واقعیت را تفسیر می کند، و چنین کاری را نیز پاسخ گویان انجام می دهند. اما  متن دومی یک تفسیر از یک متن است که همانا متن پخش کنندگان برنامه است. روش معمول تحقیق مخاطب آن را به عنوان یک ویژگی در نظر می گیرد و ثانیاً به عنوان توضیح دیگری از واقعیت در نظر می گیرد. چنین گفتمان دوگانه ای (double discourse) می تواند به ویژگی هایی از قبیل قضاوتهایی درباره صداقت برنامه های رسانه ها و پخش کنندگان در سایه منابع مستقل اطلاعاتی بینندگان منجر شود.

باید توجه داشت که موقعیت مکانی و زمانی تحقیق از جایگاه مهمی در بدست آوردن پاسخ های با ارزش انتقادی از برنامه های تلویزیونی برخوردار است: شاید اهمیت آن از موردی که در شرایط تماشای عادی حاصل می شود هم بیشتر باشد.  اگر چنین چیزی درست باشد، باید اضافه کرد بررسی آنچه بینندگان در شرایط مصنوعی از خود نشان می دهند نیز امری فاقد ارزش نخواهد بود. شرایط بحث شده چندان برای شرکت کنندگان هم شرایط آزمایشی نبود: صحبت کردن انتقادی دربارۀ برنامه های تلویزیونی از این دست دیگر امری غیر طبیعی نیست، شاید در شرایط درون خانه تا حدی این کار غیر طبیعی باشد.

اگر چه هر تحلیل دریافت که هدف آن به طور جدی ارتباط شکل متنی/معنی به پاسخ مخاطب است و به اشکال تاکیدی تحلیل روی می آورد، برای تطبیق با نیازهای پیمایش در انواع مشخص تحقیق علوم اجتماعی مشکل خواهد بود. اما رویکرد اتخاذ شده برای این مطالعه مطمئناً می تواند به انواع سایر گفتمان رسانه ای به کار برده شده، توسعه یابد.  هنگامی که روش های تحلیل به شدت آنچه اکنون ارائه شد، انجام بگیرند، از نظر کمیت، تنها تعداد محدودی از پخش یا داده های مخاطب امکانپذیر است. آنچه در عمق تحلیل با آن برخورد می شود در یک نگاه کل گرا، بخشی از دست می رود. البته مدل های مطالعه موردی و بحث- مثال(argument-by-example) نیز مواردی آشنا در علوم اجتماعی هستند و به عنوان کمک کننده در حوزه های مطالعاتی توصیه شده اند که در این صورت متدولوژی های مختلف برای تکمیل همدیگر در نظر گرفته می شوند.

منابع:

این متن ترجمه فصل هشتم از کتاب زیر است:

- Bell, Allan & Garrett, Peter(1998).
 Approaches to Media Discourse, Edited by Allan Bell and Peter Garrett, Blackwell Publication.