حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای

حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای

چکیده:

این مقاله به بررسی دیدگاه­ حقوقی در مورد پخش مستقیم برنامه­های ماهواره ­ای می­پردازد. در این راستا عده ای از کشورها که از سیاست جریان آزاد اطلاعات حمایت می­کنند، بر این عقیده­اند که تمامی کشورها می­توانند به پخش مستقیم برنامه­ها از طریق ماهواره نیز اقدام کنند و در مقابل، گروهی نیز در برابر این سیاست مقاومت کرده و آن را از لحاظ حقوقی به چالش می کشانند. هدف این مقاله بررسی نظریه‌های حقوقی حاکم بر فضا و اقدامات متقابل دولت­ها در این راستا است.

مقدمه:

اکثر پدیده­های جهانی دو بعد دارند و می توان از آنها در جهت مثبت یعنی در جهت اعتلا و ترقی در زمینه­های مختلف یا در جهت منفی یعنی در جهت نابودی و انحطاط اخلاقی و فکری و فرهنگی و غیره استفاده کرد. پدیده­های فرهنگی بویژه از این قاعده مستثنی نیستند.

ماهواره­ها نیز برای اهداف مختلفی پرتاب می شوند:

1- ماهواره­های مخابراتی

2- ماهواره­های ردیابی 

3- ماهواره­های هواشناسی

4- ماهواره­های نظامی

5- ماهواره­های منابع زمینی.

ماهواره­های ارتباطی را از نظر روند تاریخی پیدایش و کاربرد­های آنها، به سه نوع طبقه­بندی می­کنند (معتمد نژاد،1371) که عبارتنداز:

1. ماهواره­های ارتباطی نقطه به نقطه: نخستین ماهواره­های ارتباطی، ماهواره‌های ارتباطی نقطه به نقطه نامیده می شدند، زیرا فقط می توانستند پیام ها را از یک فرستنده به یک ایستگاه گیرندۀ نیرومند برسانند تا از آنجا برای استفاده عمومی پخش شوند.

2. ماهواره­های ارتباطی توزیع کننده: این ماهواره­ها بعد از ماهواره­های ارتباطی نقطه به نقطه ساخته و به فضا پرتاب شدند و توانایی آن را داشتند که پخش برنامه­های تلویزیونی جهانی را تقریباً به صورت «شبه مستقیم» در آورند. زیرا علائم تلویزیونی منتقل شده از طریق این ماهواره، برای استفاده از ایستگاه­های تقویت کنندۀ زمینی، مستقیماً به فرستنده‌های تلویزیونی معمولی انتقال یافت  و از آن برای استفاده عمومی پخش می کردید.

3. ماهواره­های ارتباطی پخش مستقیم: بعد از ساخت و استفاده از ماهواره‌های توزیع کننده برای پخش برنامه­های تلویزیونی، تلاش­های برنامه‌ریزی شده­ای انجام یافت که ماهواره­هایی ساخته و پرتاب شوند که بتوانند برنامه­های تلویزیونی را در سراسر جهان، مستقیماً از فرستنده به دستگاه­های گیرندۀ تلویزیون شخصی برسانند. نخستین آزمایش­ها برای بهره گیری از این نوع ماهواره‌های ارتباطی در سال 1973 از سوی ایالات متحدۀ آمریکا در هشت ایالت با پخش دو ساعت برنامه تلویزیونی آغاز شد و نهایتا در اواسط دهۀ 1980، نخستین ماهواره­های ارتباطی پخش مستقیم (برنامه‌های تلویزیونی) برای استفادۀ عمومی در غرب به مدار زمین فرستاده شدند (معتمد نژاد، 1371).

 ماهواره‌های پخش مستقیم تلویزیونی و قابلیت ها:

1- هموندپنداری: برای مخاطب ماهواره‌این بسیار مهم است که من یکی از بینندگان پر شماری هستم که در سراسر جهان این خبر را می شنوم یا می بینم.

2- سرعت.

3- پوشش گسترده

4- تاًثیرات فرصت ساز (قاضی زاده، 1381).

اول، ماهواره­ها فضای اطلاعاتی را گسترش می دهند و این امر است که هم می تواند مشکل ساز باشد و هم با کمک به شفافیت فضای ارتباطاتی - سیاسی در جامعه بین‌المللی فرصت ساز تلقی شود.

دوم، ماهواره­ها این امکان را برای دولت های ضعیف فراهم می آورند که در فضای پیچیده و تخصصی امروزی خود را عرضه کنند. از این رو با سیاستگذاری مناسب می توان بهره ای مناسب رای طرح خود در سطح جهانی یافت.

سوم، حجم اطلاعاتی که از این طریق رد و بدل می‌شود، بسیار زیاد است. از این رو می توان از وجه اطلاع رسانی آن استفاده کرد و برای حل مشکلات و کسب علم و تجربه به آن مراجعه داشت.

چهارم، رسانه­های ملی با وجود رقیبی چون ماهواره، نسبت به تحرک و فعالیت بیشتر تهییج می­شوند و این امر می­تواند یک فرصت ارزیابی شود (افتخاری،1381 ).

ابعاد منفی ماهواره: ماهواره نخستین رسانه­ای بود که مقاومت جدی دولت ها، حکومت­ها واندیشمندان کشورهای دنیا را برانگیخت. جالب اینکه نخستین نگرانی­ها از سوی کشورهای جهان سوم و بعضی از کشورهای اروپایی که فرهنگ و اقتصاد ملی خود را در معرض آسیب می دیدند، ابراز شد. فرانسه و اسپانیا دو کشوری بودند که تقویت و گسترش ماهواره‌های فرا ملی را که بیشتر آمریکایی هستند، مقدمه زوال زبان و فرهنگ فرانسوی و اسپانیایی ارزیابی کردند (قاضی زاده،1381).

 فرانسوا میتران، رییس جمهور سابق فرانسه در اجلاس می 1984 پارلمان اروپا در استراسبورگ فرانسه اظهار داشت که: «اروپا نباید تسلیم امواج سیل آسای تصاویر و عقاید ارسالی از خارج اروپا گردد» (رفیعی، 1380).

کشورهای در حال توسعه نیز که خود را هدف تهاجم ماهواره احساس کرده اند آن را ویرانگر ارزیابی می‌کنند: تهدید قدرت باور سازی و تبلیغ سیاسی سرزمینی.

ماهواره می تواند زنده و مستقیم، تاًثیر همه کوشش­های باور سازی و تبلیغ یک حکومت را باطل کند. در جهان سوم، بسیاری از حکومت­ها رسانه­های فرا مرزی را تهدیدی برای روند مردم گرایی در درون خود می دانند. خبر رسانی و تبلیغ از سوی رسانه های غربی که بی رحمانه و بی صبرانه  رویدادها و تحول­ها را با نگاه غربی ارزیابی می‌کنند، این روند را بر هم می زند (قاضی زاده،1381).

اما ماهواره اپوزیسیون چیز دیگری است؛ سریع و مطمئن است، به زبان سرزمینی برنامه پخش می‌کند، صوت و تصویر و رنگ و حرکت دارد و بسیار خودمانی و پذیرفتنی است.

 در زمینه اقتصادی و تجارت نیز می­توان با تبلیغ کالاهای خارجی، گرایش به استفاده از این کالاها و در پایان ورشکستگی اقتصاد و تولید داخلی را موجب شد، در زمینه نظامی یا سیاسی می­توان در زمان جنگ یا بروز اختلاف­ها با انجام تبلیغات سیاسی و روانی، هدف­های نظامی و سیاسی را دنبال کرد (ناجی،1381).

ممکن است از ماهواره در مسیر اهداف تروریستی نیز بهره­برداری شده باشد وبرای مثال پیام­های ناشناخته یا آموزش­های غیر مستقیم از طریق صدا و تصویر به هرجای دنیا ارسال شود. پشتیبانی تبلیغاتی و روانی از تروریست­ها، تشویق آنان به ادامه فعالیت­های ضد بشری، پنهان کردن ابعاد جنایت­های آنان و بدتر از همه توجیه آن، نمونه­های دیگری از کارکرد ماهواره­ها بر ضد امنیت و صلح جهانی است (اسماعیلی؛1381).

فن­آوری قدرتمند ماهواره­ها امکان دور زدن مقررات و ضوابط تعیین شده ملی در داخل کشورها را فراهم می‌کند و زمینه ارسال پیام به داخل کشورها را هموار می­سازد که در مقابل پیام­های ارسالی خارجی به داخل محدوده سرزمینی خویش مقاومت می‌کند.

ماهواره­ها در حوزه حاکمیت ملی می توانند تاًثیرات امنیت­سوز زیر را برای بسیاری از دولت­های ملی بدنبال داشته باشند:

اول، ماهواره­ها با دسترسی دقیق به اطلاعات و آشکار سازی آنها، دولت­های ضعیف را در برنامه­ریزی دچار مشکل می سازند و به عبارتی حوزه آسیب پذیری آنها را به علت نفوذ به درون واحدهای ملی و کسب اطلاعات جزئی و دقیق، افزایش می‌دهند.

دوم، ماهواره­ها با عبور از موانع طراحی شده از سوی دولت­های ملی نسبت به تغییر ذهنیت شهروندان به طرق گوناگون (از طریق افشای اسناد و یا جعل آنها) نسبت به دولت ملی اقدام می‌کنند.

سوم، ماهواره­ها با توجه به تازگی، تنوع و تعدد اخباری که رد وبدل می سازند، به نوعی رسانه­های ملی جوامع ضعیف را دچار مشکل ساخته و استقلال مردم از رسانه­های ملی را پدید می آورند. به عبارت دیگر ماهواره­ها در کنار شبکه اینترنت به راحتی می توانند اعتبار رسانه های­ملی را نزد شهروندان مخدوش سازند و به این ترتیب جریان هدایت افکار عمومی را به دست گیرند.

چهارم، ماهواره­ها در دو حوزه «تغییر توقعات شهروندی» و «تغییر هنجارهای عمومی» به شدت تاًثیر­گذار بوده و به این ترتیب می­توانند با محصولات فرهنگی که ارائه می دهند، نسبت به تضعیف ضریب ایدئولوژیک جامعه عمل کنند.

بطور کلی آثار زیانبار و مضر پخش مستقیم فرامرزی برنامه­های رادیویی و تلویزیونی عبارتند از:

الف. زیان به منافع سیاسی: تحمیل ضرر و زیان به منافع سیاسی کشورهای گیرنده برنامه­های فرامرزی رادیویی و تلویزیونی که به طور عمده از طریق تبلیغات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می‌گیرد. سازمان ملل متحد قطعنامه شماره  110 خود را در 1947 با نام اقدامات علیه تبلیغات و محرک­های جنگ به تصویب رساند. در قطعنامه مذکور، تمامی اشکال تبلیغات، در هر کشوری که صورت گیرد، اگر به هر نحوی صلح بین‌المللی را تهدید کند یا آن را مورد مخاطره قرار دهد یا تحریک به جنگ و تجاوز کند، قویاً محکوم شد (رفیعی، 1380).

اگرچه تعریف مشترکی از تبلیغات وجود ندارد، اما بعضی حقوقدانان معیار­های کلی راجع به تبلیغات مضر و غیر­قانونی را بدون توجه به کشور خاصی ارائه کرده‌اند:

1- پخش و انتشار آن دسته از اطلاعات، برنامه­ها و تبلیغاتی که به منافع سیاسی و ملی کشوری زیان می‌رساند.

2- پخش و انتشار آن دسته از اطلاعات، برنامه­ها و تبلیغاتی که بنیان­های زندگی اجتماعی کشوری را تخریب و زیر و رو می‌کند.

3- پخش و انتشار آن دسته از اطلاعات، برنامه­ها و تبلیغاتی که به هنجارها و تمامیت فرهنگی جامعه ای آسیب می‌رساند.

4- پخش و انتشار آن دسته از اطلاعات، برنامه­ها و تبلیغاتی که برای زندگی خصوصی افراد جامعه ای مضر است.

ب. لطمه به منافع اقتصادی و تجاری: یکی از مواردی که دولت­ها بر پخش برنامه­های رادیویی و تلویزیونی فرامرزی دیگر دولت­ها در کشورشان محدودیت خاصی را وضع یا به طور کلی از پخش این این گونه برنامه­ها جلوگیری می‌کنند، پخش برنامه­ها و آگهی­های تبلیغاتی خارجی است؛ به این دلیل که تبلیغات کالاهای خارجی به بازار فروش و تولید کالاهای داخلی صدمه و آسیب می‌رساند.

در تبلیغات به مفهوم تجاری، خسارت مادی مستقیم و غیر مستقیمی که به صنایع داخلی وارد می‌شود، ناشی از تبلیغات و پخش آگهی­های تجاری خارجی است. حساسیت­ها و برداشت­های مناطق مختلف و کشورهای جهان نسبت به این امر از منطقه­ای به منطقه­ای دیگر و از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

ج. زیان به منافع و ارزش­های فرهنگی: یکی از مسائل مهم مطروحه در خصوص زیان­های ناشی از پخش فرامرزی رادیو و تلویزیون، موضوع ورود آسیب و زیان به منافع و ارزش­های فرهنگی کشور است که امروزه از آن به امپریالیسم فرهنگی و تهاجم فرهنگی یاد می‌شود.

در تهاجم فرهنگی ناشی از امپریالیسم جهانی مجموعه ارزش­های فکری و اخلاقی جامعه است که به عنوان قربانی واقعی بین‌المللی شدن وسایل ارتباط جمعی در خطر نابودی می‌گیرد. یکی از دلایلی که دولت ها را در خصوص تهاجم و تعدیات فرهنگی نگران کرده، ارتباط ظریف و دقیق میان فرهنگ و سیاست است و همین ارتباط است که دولت ها از منافع آن استفاده می‌کنند، زیرا پخش برنامه‌های تبلیغاتی رادیویی و تلویزیونی، برای مقاصد فرهنگی، راه میانبری برای رسیدن به اهداف تبلیغات سیاسی است.

حتی اگر بخواهیم ابعاد منفی را نادیده بگیریم و جنبه­های مثبت موضوع مورد بحث را که ممکن است مفید و سازنده هم باشند در نظر آوریم، باز هم این واقعیت وجود دارد که کشور­های دریافت کننده امواج، هیچ گونه نقش و دخالتی در انتخاب برنامه نخواهد داشت و این امر بر خلاف اصل حاکمیت دولت­ها در عرصه حقوق بین‌الملل است (گرانمایه پور،1385).

شروع عصر فضا

شوروی سابق با قرار دادن نخستین ماهواره خود بنام اسپوتنیک 1 در مدار زمین در 4 اکتبر 1957 اولین تلاش خود را در زمینه ارسال ماهواره­ها به فضا انجام داد. در سوم نوامبر همان سال اسپوتنیک 2 به فضا پرتاب شد. این اقدام شوروی، آمریکا را در یک شوک علمی - سیاسی فرو برد. لذا در پی تلاش­های گوناگون در 31 ژانویه 1958، آمریکا نخستین ماهواره خود به نام "اکسپلورر" را به فضا پرتاب کرد (کدخدایی، 1379).

از آنجایی­که نگرانی­ها عمدتا ناشی از رقابت­های تسلیحاتی و ترس از نظامی سازی فضا بود، محور اصلی و نقطه آغاز تلاش برای قانون­مند سازی استفاده از آنان را نیز همین موضوع تشکیل می داد. آن نگرانی­ها و این تلاش­ها به اندازه­ای زیاد بود که نزدیک چهل روز پس از پرتاب اسپوتنیک یک، نخستین سند بین‌المللی در اثر کوشش­های فراگیر آمریکا و دیگر کشورهای غربی صادر شد. این سند قطعنامه شماره 1148 مجمع عمومی سازمان ملل متحد است که در 14 نوامبر 1957با 56 راًی موافق، 9 راًی منفی و 15 راًی ممتنع به تصویب رسید. شوروی و هشت کشور دیگر به آن راًی منفی دادند. یکی از موارد مطروحه در آن تاًسیس یک تیم نظارتی جهت حصول اطمینان از صلح­آمیز بودن استفاده از ماهواره و سایر اشیای پرتاب شده به فضا بود بعلاوه تاکید می کرد هر فعالیتی در اکتشاف و بهره برداری از فضا باید منحصراً در جهت "اهداف صلح آمیز" انجام گیرد (اسماعیلی،1381).

صدور قطعنامه مذکور و فعالیت مستمر و پی گیر "کمیته استفاده های صلح آمیز از فضای آزاد" موجب پایه گذاری و گسترش قواعدی در حقوق بین‌الملل شد که اینک بنام "حقوق بین‌الملل فضا " شناخته می‌شود (اسماعیلی، 1381).

در مقابل این اقدام ایلات متحده، شوروی نیز از تلاش باز نایستاد که می توان به پیش نویس مطرح شده توسط شوروی در 15 مارس 1958 دایر بر استفاده صلح جویانه از فضا و شرط محدودیت سلاح­های هسته­ای اشاره کرد (کدخدایی،1379).

چنین معلوم می‌شود که شوروی به دلیل عقب ماندن در صنعت سلاح­های هسته­ای از آمریکا، موضوع فضا و استفاده از آن را موکول به حل مسئله سلاحهای هسته ای می کرد؛ در حالی که آمریکا ضمن تفکیک موضوع سلاح­های هسته ای و ارتباط آن با استفاده از فضا خواهان استفاده صلح آمیز از آن بود. سرانجام با عقب نشینی شوروی در امر تفکیک امور فضایی از سلاح­های هسته ای و مسکوت گذاشتن آن در طرح­های جدید آمریکا به همراه 20 کشور غیر سوسیالیست، طرح تشکیل کمیته خاص فضایی را در 1958 ارائه کرد که در اولین جلسه کمیته مجمع عمومی، تشکیل آن به تصویب رسید. اما شوروی به آن راًی منفی داد (کدخدایی، 1379).

نظریه های حقوقی حاکم بر فضا:

- حاکمیت بر فضا

تا قبل از دسترسی بشر به فضای ماورای جو چهار فرضیه وجود داشته است: فرضیه اول آنکه، قلمرو هوایی به طور کلی آزاد بوده و تحت مالکیت یا حاکمیت هیچ کشوری نیست. فرضیه دوم آنکه، مشابه قلمرو دریایی، یک قلمرو هوایی تحت حاکمیت دولت ذی­ربط وجود دارد  و پس از آن، یک منطقه آزاد هوایی است. فرضیه سوم آن است که دولت بر فضای مافوق مرزهای خشکی و دریایی تا هرکجا بالا رود، حاکم است و فرضیه چهارم، عبور بی­ضرر هواپیماهای کشوری را بر فراز قلمرو هوایی دولت­های دیگر بلامانع دانسته است .ضمن آنکه حاکمیت را از آن دولت حاکم بر خشکی می‌داند (کدخدایی، 1379).

اصل حاکمیت دولت­ها در کنوانسیون پاریس 1919 گنجانده شده بود و حاکمیت کامل یک دولت بر قلمرو دریایی و هوایی به رسمیت شناخته شده بود.

اصل حاکمیت کامل و مطلق یک دولت بر هوا و فضای ماورای جو دوام چندانی نداشت و این امر با ارسال اولین ماهواره از سوی شوروی سابق در هم ریخت و بعدها با مقررات جدید حاکمیت دولت بر فضای ماورای جو بطور کلی لغو شد.

شروع عصر فضا در اواخر دهه پنجاه و سکوت کشورها در خصوص استفاده از فضا از سوی برخی دیگر از کشورها به عنوان رضایت آنان مبنی بر استفاده همگانی از فضای ماورای جو و فقدان حاکمیت دولت ها بر آن منطقه، تلقی شده است.

سکوت دولت­ها در آن زمان نه از این جهت بوده که آنان راضی به این امر بوده بلکه بیشتر به علت ناتوانی آنان برای جلو گیری استفاده دیگر دولت ها از فضا بوده است. بنا براین سکوت دولت ها را مبنی بر رضایت و موافقت ضمنی آنان دایر بر حاکم نبودن بر فضای مافوق آنان دانست.

با وجود این می توان گفت که فقدان حاکمیت دولت ها بر فضای مافوق قلمروهای دریایی و خشکی خود ناشی از اصل مهمتری است که بر اساس آن فضا همانند دریاهای آزاد از جمله اموال و مشترکات عموم ملتها شناخته شده و لذا هیچ کشوری نمی تواند ادعای مالکیت یا حاکمیت نسبت به آن داشته باشد.

با گذشت نزدیک به نیم قرن از پرتاب اولین قمر مصنوعی و تلاش­های فراوان کمیته­های ذی ربط در سازمان ملل و دیگر سازمان­های بین‌المللی هنوز تفاوت خاصی بین دو نظریه «اصل اموال عمومی» و «اصل اموال بلا صاحب» اعمال نشده است. اگرچه پیمان­ها و مقررات چندی به تصویب مراجع بین‌المللی رسیده، ولی هنوز عملیات فضایی تابع نظرات کشورهایی است که بطور مؤثری در این راستا فعال بوده و نقش کلیدی دارند (کدخدایی، 1379).

در کنار مباحثات حقوقی و سیاسی فعالیت کشورها در امور فنی نیز به سرعت رو به رشد بود. لذا در 10 جولای 1962 اولین ماهواره مخابراتی آمریکا تحت عنوان "تله استار" با امکان ارسال برنامه­های زنده از آمریکا به مراکز تلویزیونی اروپا، به فضا پرتاب شد و این امر خود موجب افزایش تحرک مجامع بین‌المللی در جهت تدوین و تنظیم مقررات برای ارسال و فعالیت ماهواره شد. در این راستا یکی از طرح­ها، طرح ارایه شده از سوی دولت شوروی سابق تحت عنوان «اعلامیه اصول اساسی حاکم بر فعالیت دولت ها راجع به اکتشاف و استفاده از فضای ماورای جو» بود که به موجب آن استفاده دولت ها از فضا برای جنگهای تبلیغاتی، مسائل نژاد پرستی و ایجاد دشمنی بین ملتها ممنوع بود و هرگونه فعالیت فضایی را، انحصاراً از سوی دولت­ها مجاز می شناخت و نه افراد غیردولتی. همچنین، ارسال ماهواره برای جمع آوری اطلاعات جاسوسی در قلمرو دول خارجی را مغایر با اهداف بشر در تسخیر فضا می­دانست. همزمانی این طرح با ارسال اولین ماهواره مخابراتی در 1962، شاهد بر این ادعا است که شوروی به علت ترس از هجوم اخبار و اطلاعات ارسالی از سوی ماهواره تله استار به مرزهای خود و دیگر بلوک شرق، دست به چنین اقدامی زد و این درست مشابه همان اقدامی بود که آمریکا بلافاصله پس از ارسال اسپوتنیک یک از سوی شوروی انجام داد.

آمریکا طرح شوروی را فاقد ارزش حقوقی دانست و آن را ابزاری جهت حصول اهداف سیاسی تلقی کرد. آنچه باعث اعتراض آمریکا می شد این بود که در بند پنج، شوروی به دنبال ممنوعیت هرگونه تبلیغات ارسالی از طریق فضا بود و در بند شش نیز بر مذاکره و اخذ توافق دولت­های دریافت کننده برنامه­های ماهواره­ای قبل از انجام و ارسال این برنامه‌ها تاًکید داشت. اما آمریکا مدعی بود که به رسمیت شناختن چنین اصلی به منزله حق وتو خواهد بود که به استناد آن هر کشوری می تواند فعالیت­های فضایی را محدود و امور فضایی را مختل کند. بالاًخره پس از بحث و مذاکره مفصل سرانجام مجمع عمومی در 14 دسامبر 1962 قطعنامه 1802 را تصویب کرد که بر اساس آن دولت­های عضو ملزم شده بودند تا در زمینه توسعه فضا همکاری افزونتری داشته باشند (کدخدایی، 1379).

اختلافات بین دو بلوک همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال 1963قطعنامه 1962 تحت عنوان اعلامیه اصول حقوقی حاکم بر فعالیت­های دول در اکتشاف و استفاده از فضای ماورای جو به تصویب رسید. در این قطعنامه بر اصل آزادی فضا و هماهنگی این آزادی با مقررات حقوقی بین‌المللی در راستای صلح جهانی تاًکید می‌شود. همچنین مسئولیت بین‌المللی هرگونه خسارات وارده را به عهده دول پرتاب کننده نهاده است. نکته مهم دیگر در این قطعنامه، عدم شناسایی اصل حاکمیت و مالکیت دولت ها نسبت به فضای ماورای جو و اجرام آسمانی است.

به موازات بحث­های مختلف بین‌المللی، تحول دیگری در 1964 صورت گرفت که حساسیت دولت­ها را نسبت به انجام فعالیت­های فضایی و استفاده از فضا افزایش داد. در این سال طی گزارشی از سوی سازمان ملل اعلام شد که ظرف ده سال آینده، یعنی 1974، ارسال برنامه­های تلویزیونی از طریق ماهواره به طور مستقیم به منازل و مراکز خصوصی امکان پذیر است. سرانجام دولت سوئد پیشنهاد کرد که یک گروه کاری ویژه تشکیل شود تا نسبت به مسائل حقوقی ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای، با توجه به رشد دانش فنی، بررسی و تحقیق کند سر انجام این پیشنهاد با تصویب قطعنامه 2453 در 20 دسامبر 1968 مقق شد این گروه در اولین جلسات خود دریافت که گرچه ارسال برنامه­های مستقیم تا 1957 امکان پذیر خواهد شد، لیکن به علت هزینه گران تجهیزات و وسایل لازم، تحقق آن عملاً تا 1958 امکان پذیر نیست (کدخدایی، 1379).

با شروع دهه هفتاد نظرات عمده راجع به این برنامه‌ها به سه دسته تقسیم شدند:

1- گروهی از کشورها خواهان تنظیم و تدوین مقررات کلی در باره ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای و ایجاد یک نظام حقوقی خاص حاکم بر این فعالیتها شدند، مانند ایران و اندونزی.

2- گروهی­دیگر معتقد بودند که به لحاظ آنکه مشخصات فنی برنامه­های ماهواره‌ای و توان این وسایل مشخص نیست، نمی توان یک نظام حقوقی خاص را در نظر گرفت. لذا این گروه ضمن تاًکید بر لزوو وجود یک نظام حقوقی خاص حاکم بر ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای، امکان انجام آن را در آن مقطع از زمان منتفی می دانستند، مانند کانادا و فرانسه.

3- بالاخره گروه دیگر که خواستار یک نظام دقیق و مشخص و قابل حصول در زمانی معین با مقررات الزام­آور حقوقی بودند. در این گروه که شوروی و کشورهای بلوک شرق حضور داشتند با تکیه بر اصل حاکمیت دولت ها و اصل عدم مداخله در امور کشورها، ارسال برنامه­های ماهواره­ای را دخالتی آشکار در امور داخلی کشورها تلقی می کرد و آن را به عنوان نقض حاکمیت دولت­ها می دانستند کشورهایی همچون هند، نیجریه، الجزایر، مکزیک و مغولستان نیز در این گروه قرار داشتند.

اما دو نظریه کلی دیگر نظرات ارائه شده را تحت تاًثیر قرار می داد: اول اصل حاکمیت دولت ها و دیگر اصل آزادی اطلاعات.

نظریه مبتنی بر اصل حاکمیت دولت بر قلمرو خود

مقصود از حاکمیت یعنی صلاحیت دولت در مورد تصمیم گیری در امور داخلی یا خارجی کشور ذی­ربط است.

اصل حاکمیت در بدو امر حق صلاحیت انحصاری بر قلمرو کشور و افراد و اموال موجود در آن را به دولت اعطا (جنبه ایجابی) و دیگران را از مداخله در امور داخلی منع می‌کند (جنبه سلبی). یکی از تجلیات اصل حاکمیت دولت­ها، حق رضایت قبلی به پخش برنامه‌های رادیو- تلویزیونی فرامرزی برای اشخاصی است که در قلمرو آنها زندگی می‌کنند (زمانی، 1381).

در معنای این اصل اظهار شده که حاکمیت یعنی قدرت اداره مملکت در داخل که متضمن اصل استقلال بوده و استقلال نیز خود به معنی نفوذ نداشتن قدرت خارجی و عدم دخالت او در امور داخلی است. حقوقدانان معتقدند که حاکمیت دولت­ها از رهگذر مقررات بین‌المللی محدود شده و دیگر نمی توان حاکمیت مطلق را به معنای گذشته، برای دولت ها در نظر گرفت ( کدخدایی، 1379).

حاکمیت هرچه که باشد و محدوده آن هر اندازه که باشد اصلی دیگر را در بر دارد و آن عبارت است از: عدم مداخله کشورها در امور داخلی کشوری دیگر.

دلایل ممنوعیت مداخله در امور خارجی یا داخلی کشورها ریشه عرفی داشته و در حقوق بین­الملل یک اصل شناخته شده است که بر اساس احترام به حاکمیت سرزمینی دولت هاست.

منشور سازمان ملل متحد ماده 2 بند 4 دولت ها را از هر گونه تهدید و به کارگیری زور علیه قلمرو دیگر کشورها بر حذر داشته است.

موضوع مداخله ممنوع از اموری است که اصل حاکمیت دول اجازه می دهد آزادانه در باره آن تصمیم بگیرد. انتخاب نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تعیین روابط خارجی و مواردی نظیر آن از جمله نتایج حاصل از اصل حاکمیت دولت ها در تعیین سرنوشت خود است.

با توجه به آن استفاده دولت­ها از ابزار تبلیغات در جهت درگیری و تحریک نیرو­های داخلی و برهم زدن نظم و آرامش دیگر دولت­ها ممنوع است. این عمل به صراحت از سوی مجامع بین‌المللی و مقررات موجود در آن بارها اعلام شده است؛ ازجمله قطعنامه 110 مصوب 1947. همچنین ماده 20 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی - سیاسی (1966)، هر گونه تبلیغات در جهت جنگ یا تحریک نژادها را ممنوع کرده است. علاوه بر آن کنوانسیون 1936 استفاده از امواج رادیویی در جهت منافع صلح آمیز مقرر می­دارد که اعضای پیمان متعهد می­شوند که از پخش برنامه‌های مخل به حسن تفاهم بین‌المللی خودداری کرده و در صورت لزوم به سرعت از پخش آن جلوگیری به عمل آورند (کدخدایی، 1379).

حاکمیت دولت ها و پخش

علی رغم آزادی پخش و شناسایی آن به عنوان اصل حقوق بین‌الملل عرفی دولت­های گیرنده می توانند اقدامات پیشگیرانه را انجام دهند اگرچه محدودیت­های چندی نیز برای اعمال آن در نظر گرفته شده است. اما علی­رغم وجود استثنائات چند نسبت به اصل آزادی پخش، هیچ گاه مقرراتی راجع به اخذ رضایت یا موافقت دول گیرنده تنظیم نشده است.

در زمینه پخش ماهواره­ای، شوروی و دیگر کشورهای بلوک شرق از جمله کشورهایی بودند که بر شناسایی اصل حاکمیت مطلق دولت ها اصرار داشتند و هرگونه ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای را بدون رضایت و موافقت کشورهای گیرنده مخالف اصل حاکمیت و ناقض آن دانسته و آن را موجب ایجاد تنازعات و تعارضات بین­المللی می‌دانستند. بر این اساس شوروی خواستار حمایت از حاکمیت دولت­ها در قبال هرگونه تعرض خارجی شده بود. علاوه بر آن دولت شوروی هرگونه فعالیت در خصوص ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای را تنها بر اساس احترام متقابل به حاکمیت دول و اصل عدم مداخله در امور کشورها، تساوی و همکاری دول و منافع مشترک آنان جایز می دانست. این طرح، بعدها با حمایت پنج کشور دیگر به عنوان طرح «شش قدرت» و مجدداً با تاًکید بر حفظ حاکمیت ارائه شد (کدخدایی، 1379).

اختلاف نظر عمیق دولت ها در مورد اصل پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره­ای باعث شد که مجمع عمومی در تصویب قطعنامه 92/37 با عنوان اصول کلی حاکم بر استفاده دولت ها از ماهواره‌های پخش مستقیم تلویزیونی به ناچار و برای اولین­بار از شیوه تثبیت شده خود درتصویب تصمیمات کوپیوس (یعنی کنسانسوس) عدول کند و این قطعنامه را به رأی بگذارد این قطعنامه روشن ساخت که اکثریت دولت ها مایل به پشتیبانی از اصل رضایت قبلی (حتی تحت لوای مشاوره و توافق) در مورد ماهواره‌های پخش مستقیم هستند (زمانی، 1381).

در سال 1971 کنفرانس رادیویی اتحادیه بین‌المللی مخابرات به وضع مقرره­ای پرداخت که صبغه لزوم کسب رضایت قبلی برای پخش برنامه‌های ماهواره‌ای داشت که این مورد در کنفرانس رادیویی سال 1977 در قالب مقرره شماره 6222 نیز درج شد. اما گفته می‌شود که این مقررات فقط به عنوان مقررهای فنی و به منظور استفاده کارآمد و منصفانه از طیف مداری - فرکانسی تفسیر می‌شود و معیار ی برای تعیین تکلیف مسائل سیاسی اختلاف برانگیز میان طرفداران اصل جریان آزاد اطلاعات و حامیان مفهوم  مطلق حاکمیت نیست. بعلاوه مقررات مصوب اتحادیه فقط برای کشورهای عضو الزام آور است. مقرات یاد شده نیز به علت پیشرفتهای فنی تجهیزات دریافت اصولاً مهجور مانده­اند (زمانی، 1381).

نظریه آزادی اطلاعات

طبق این نظریه هر شخص حق دارد تا به کلیه اطلاعات دست یافته یا اطلاعاتی را برای دیگران ارسال کند. ابتدا این اصل در اعلامیه حقوق بشر 1948 ماده 19 و بعد در ماده 19 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی درج شد. علاوه بر آن در کنوانسیون­ها و پیمان­های منطقه­ای راجع به حقوق بشر مثل پیمان اروپایی حقوق بشر، کنوانسیون امریکایی حقوق بشر و منشور افریقایی حقوق بشر و مردم نیز آمده است.

همچنین در 1972یونسکو اعلامیه­ای غیر الزامی راجع به اصول راهنما در استفاده از پخش ماهواره‌ای برای جریان آزاد اطلاعات تصویب کرد. ولی کشورهایی مانند امریکا و انگلیس بدلیل آنکه ماده 2 این اعلامیه بر احترام به حاکمیت دول تاًکید می کرد، با آن مخالفت کرده و به آن راًی منفی دادند. همچنین ماده 3 این اعلامیه هر گونه استفاده  از ماهواره را نیاز مند همکاری بین‌المللی می دانست.علاوه بر این ماده 7 این اعلامیه احترام به فرهنگ و ارزشهای دیگر ملل را به عنوان میراث مشترک واجب شمرد و بالاًخره ماده 9 این اعلامیه بکارگیری ماهواره را برای ارسال برنامه‌ها مستلزم توافق قبلی دولت­های دریافت کننده می دانست ( کدخدایی، 1379).

اما در اعلامیه اسلامی 1990 حقوق بشر قاهره، اصل آزادی اطلاعات آن گونه که در اسناد قبلی مطرح شده، عنوان نشده است. بند الف از ماده 1 این اعلامیه عقیده صحیح را تنها تضمین برای رشد این شرافت (شرافت انسانی) از راه تکامل انسان می‌داند.

اما محدودیت­های قانونی چندی بر این اصل وارد شده است. بطور کلی این محدودیت­ها دو دسته اند: محدودیت­های اخلاقی و محدودیت­های قانونی. در خصوص نوع اول در بیان مطالب باید تمام حقایق و نه قسمتی از آن گفته شود و با هر نوع شیوع اطلاعات دروغ و کاذب برخورد شود خواه علیه دولت­ها باشد یا اشخاص و گروه‌ها.

منظور از نوع دوم مواردی است که مخل مبانی و منافع اساسی دولت­ها بوده و آنان را تحریک و ترغیب به جنگ و کینه توزی کرده یا مردم را تحریک به مقابله با دولت های خود کند.

مضاف بر اینکه اصل آزادی اطلاعات با اصل رعایت و حفظ نظم عمومی تخصیص خورده و در صورت مغایرت با آن، اصل اول اجرا نخواهد شد؛ برای همین دولت­ها نه تنها به استناد اصل حاکمیت، بلکه به جهت نظارت بر منافع عمومی و حفظ نظم و امنبت جامعه بر تشکیل و راه اندازی این گونه تاًسیسات نظارت دارند و این خدشه ای به اصل آزادی اطلاعات وارد نمی‌سازد (کدخدایی، 1379).

تهدید حق آزادی عقیده و بیان در پرتو ابزار نوین اطلاع رسانی

اعمال حق آزادی بیان جز در برخورداری از فن­آوری لازم که وسایل لازم جهت کسب اطلاع و نشر آن را در اختیار قرار می دهد، میسر نیست. کشورهایی که از این لحاظ فقیر محسوب می شوند و عملاً از دستیابی به این وسایل محرومند، قادر به اعمال حق کسب آزادانه اطلاعات و نشر آن نیستند و به همین خاطر از این حق محروم مانده اند. به این ترتیب، این کشورها فقر فن آوری را به مثابه محق بودن در اعتراض به اعمال حق کسب و نشر آزادانه اطلاعات قلمداد می‌کنند؛ زیرا این اصل، در عمل ارزش­های خاص جوامع غربی را با اتکا به فن آوری پیشرفته این کشورها، در کشورهای در حال توسعه، منتشر ساخته و موجودیت فرهنگ­های بومی را در معرض تهدید قرار می دهد. بنابراین اصل آزادی اطلاعات در پرتو فن آوری، آزادی را به یکی اعطا و دیگری را از آن محروم می سازد و حق طبیعی، الهی، فطری و ...بشر جهت نشر آزادانه عقیده در پای ابزار نشر آزادانه اطلاعات قربانی می‌شود (شریف، 1380). 

مسئوولیت دولت ها و اصل منع سوء استفاده

از جمله مواردی که در خصوص ارسال برنامه­های ماهواره­ای از سوی حقوقدانان به آن استناد می‌شود تا بدان وسیله دول ارسال کننده این گونه برنامه‌ها را مسئوول قلمداد کند، اصل مسئوولیت دولت است.

اما تفاسیر و تعابیر متفاوتی در خصوص مسئوولیت دولت­ها وجود دارد چنانچه دولت­های ارسال کننده به قصد تخریب و ایجاد ضرر اقدام به ارسال برنامه‌های ماهواره‌ای کنند، موضوع قدری پیچیده می‌شود: اولاً دولت­های ارسال­کننده اظهار می دارند که هیچ گونه قصد براندازی یا تشویق به جنگ نداشته و برنامه‌های ارسالی آنان نیز هیچ نشانه ظاهری دالّ براین قصد ندارد؛ ثانیاً آنها مدعی اند که این گونه برنامه‌ها برای کشور یا منطقه خاصی ارسال نمی‌شود بلکه بطور کلی آنها را در فضا رها کرده تا چناچه کسی مایل به استفاده از آن باشد، به استناد اصل 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر، برای وی دست یافتنی باشد. با این دو استدلال آنها خود را مبرّا از مسئوولیت می دانند.

در پاسخ می توان گفت که امروزه گذشت زمان معنی جنگ و  تخاصم را تغییر داده و در پوشش تعاملات فرهنگی قصد تخریب و براندازی دیگر ملل می­رود.

علاوه بر آن محدودیت­ها، محدودیت ذاتی به نام اصل عدم سوء استفاده از حق وجود دارد که عبارت است از رعایت حقوق دیگران یا ضرر نرساندن به آنان که در حقوق اسلام درباره آن تحت عنوان قاعده لا ضرر بحث شده است.

نظریه دیگری در این باب با عنوان نظریه «وظیفه تعادل منافع» مطرح شده است که بر اساس آن باید بین آزادی عمل یک دولت در محدوده قلمرو خود و حقوق و منافع دیگر دولت­ها، نوعی تعادل ایجاد شود (شریف، 1380).

صرف نظر از اصل حاکمیت، معمولاً دولت­ها دارای حقی به عنوان «حق تصمیم گیری» هستند که اگر اعمال دیگر دولت­ها، حتی بدون نقض اصل حاکمیت، آن را محدود کرده یا موجب جلوگیری از آن شود، ممنوع است (شریف، 1380).

بنا براین، ارسال برنامه‌های ماهواره­ای اگر چه به موجب مقررات بین‌المللی حق اشخاص و دولت هاست، لیکن باید توجه داشت که این برنامه­ها چه تاًثیری روی ملل دیگر خواهد داشت و آنها حق دارند که نسبت به تعیین نوع فرهنگ خود مطابق با مقررات اعلامیه حقوق بشر تصمیم گیری کنند.

همچنین ماده آخر قطعنامه مصوب یونسکو، سال 1966، مقرر می دارد که دولت­ها باید از مداخله در امور فرهنگی یکدیگر خودداری کنند.

با توجه به موارد فوق الذکر، می توان چنین تصمیم گیری کرد که هرگونه ارسال امواج رادیویی یا تلویزیونی، علی رغم صحت آن بر اساس اصل آزادی، نمی تواند بدون محدودیت باشد و چنانچه این برنامه­ها به نحوی از انحاء روی مردم کشور دریافت کننده تاًثیر بگذارد، این امر مشمول اصل سوء استفاده از حق بوده و چه بسا در این رابطه بتوان ادعای خسارت و درخواست توقف ارسال آن برنامه‌ها را مطرح کرد.

با استناد به اصول ذکر شده (اصول حاکمیت، آزادی اطلاعات، مسئوولیت دولت­ها و منع سوء استفاده از حق) و ضمن تاًکید بر استقلال دولت­ها می توان از کشورهای ارسال کننده درخواست کرد تا قبل از ارسال این گونه برنامه­ها با دیگران مشورت کرده و به توافق برسند. در این صورت از یک طرف اصل حاکمیت دولت­ها محترم شمرده شده و از طرف دیگر نسبت به اصل آزادی اطلاعات اقدام شده است (شریف، 1380).

نکتۀ قابل ذکر در این جا این است که از لحاظ اعتبار حقوقی و بین‌المللی، اصل آزادی اطلاعات توانایی رویارویی با اصل حاکمیت و عدم مداخله را ندارد؛ چرا که اصل حاکمیت از جمله قدیمی­ترین اصول حاکم در روابط بین‌المللی بوده و به جز محدودیتهای اخیر، اعتراضی به آن نشده است.

اما سرعت پیشرفت علوم و فناوری فضایی از سال 1957 به بعد آن چنان شگفت انگیز بود که حقوق بین‌الملل عرفی کلاسیک توان همراهی با آن را نداشت. رویه بین‌المللی در هم در عرض این دو دهه نسبت به آزادی نفس پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای نسبتاً همسان و متحدالشکل بوده است. دولت­های دخیل در پخش و دریافت برنامه­های ماهواره­ای اعتقاد خود را به لزوم تمکین از اصل آزادی پخش نمایان ساخته­اند. هیچ دولتی برای پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای خود را مکلف به کسب رضایت قبلی یا بعدی دولت­های محل دریافت برنامه­ها تلقی نکرده است؛ حتی دولت­هایی که پیشتر، سرسختانه از اصل حاکمیت و لزوم کسب رضایت جانبداری می کردند. رویه بین‌المللی گویای این حقیقت است که از سال 1984 به بعد در مورد نفس پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای هیچ اعتراض صریح و مؤثری در اسناد و مکاتبات دیپلماتیک دو جانبه و چند جانبه به ثبت نرسیده و جامعه بین‌المللی در مقابل این واقعیت تمکین کرده است. دولت­های محل دریافت حتی با اتکا به اقدامات یک جانبه­ای چون تحریم­های اقتصادی، انسداد اموال و یا ارسال پارازیت به مقابلع با جریان آزاد برنامه‌های ماهواره‌ای برنخواسته اند (زمانی، 1381).

 کوپیوس

در سال 1958 و در همان ماهی که اسپوتنیک، وارد فضای ماورای جو شد و ماًموریت خود را با موفقیت انجام داد، بسیاری از کشورهای عضو سازمان ملل متحد با ارائه پیش نویس سندی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مهمترین قطعنامه استفاده از فضای ماورای جو را به شماره 1148، در آن مجمع به تصویب رساندند. در این قطعنامه تاًکید شد که «ارسال هر شیئی به فضای ماورای جو باید منحصراً با اهداف صلح جویانه و علمی باشد».

در دسامبر همان سال مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه جدیدی را به شماره 1348 که به طور کامل درباره فضای ماورای جو بود، به تصویب رساند و فضای ماورا ی جو را به عنوان میراث مشترک بشریت اعلام کرد. در این قطعنامه بود که تشکیل «کمیته استفاده صلح جویانه از فضای ماورای جو» یا «کوپیوس» را با دو کمیتۀ فرعی تحت عنوان «کمیتۀ فرعی علمی و فنی» و «کمیتۀ فرعی حقوقی» به عنوان یکی از زیر مجموعه­های سازمان ملل متحد اعلام و ماًموریت آن را انجام بررسی­های علمی، فنی و حقوقی مسائل مربوط با بهره برداری از فضا و ارایه گزارش بررسی­ها و نتایج حاصله به اجلاس سالیانه مجمع عمومی جهت اتخاذ تصمیم در  مورد حقوق فضا تعیین کرد.

در حقیقت کمیته فرعی حقوقی کوپیوس در چارچوب اقدامات انجام شده، منشاً توسعه حقوق بین‌الملل فضایی شد و همین کمیته فرعی بود که با ارائه پیشنهاداتی منشاً وضع اصول و قواعد حقوقی بین الملی حاکم بر حقوق فضا در قالب اسنادی مکتوب شد که از میان آنها می­توان به قطعنامه­های شماره 92/37، 1721،1962، 2222 و 2601 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به عنوان مهمترین اسناد موجود در زمینۀ حقوق فضا اشاره کرد (رفیعی، 1380).

در عرض سیزده سال (1979-1967) پنج معاهده مذکور بین‌المللی در مورد فعالیت­های دولت­ها در فضای ماورای جو و اجرام سماوی منعقد شد. اما این عصر طلایی قانونمندی فعالیت­های فضایی که کوپیوس پیشرو آن بود پس از سال 1979 اصولاً متوقف شد. یا به سطح اتخاذ قطعنامه­ها و اعلامیه­های توصیه آمیز و ترغیبی تنزل پیدا کرد (زمانی، 1381).

پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای که دیر زمانی محل نزاع اعضای جامعه بین‌المللی بوده و هست، به طور رسمی در 20 دسامبر 1968 و بر اساس قطعنامه 2453 مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای مطالعه و بررسی به کوپیوس داده شد. یعنی زمانی که هنوز پخش مستقیم برنامه­های تلویزیونی با ماهواره عملاً امکان پذیر نبود (زمانی، 1381).

اگرچه در سال 1972 مجمع عمومی به اتفاق آراء در مقابل ایالات متحده تصمیم  گرفت که مسئله پخش مستقیم ماهواره­ای با معاهدات بین­المللی به نظم کشیده شود (قطعنامه 2916) اما مشخص شده که عقد عهدنامه ای بین‌المللی در این مورد در آینده­ای نزدیک ممکن نیست. بر همین اساس در نظام­بندی حقوق و تعهدات ناظر بر پخش مستقیم ماهواره­ای فعلاً چاره­ای جز توسل به حقوق بین‌الملل عرفی نیست (زمانی، 1381).

لازم به ذکر است که کوپیوس از ابتدای تاًسیس تاکنون، همه ساله گزارش کار سالیانه خود را شامل گزارش کار کمیته های فرعی علمی، فنی و حقوقی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد تسلیم می‌کند.

 اعضای کوپیوس

اعضای کوپیوس طی قطعنامه 1348 مجمع عمومی سال 1958، شامل 18 کشور آرژانتین، استرالیا، بلژیک، برزیل، کانادا، چکسلواکی، فرانسه، هند، ایران، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، لهستان، سوئد، شوروی، مصر، انگلستان و آمریکا بود.

در سال 1959 طی قطعنامه1472 مجمع عمومی با پیوستن کشورهای آلبانی، اتریش، بلغارستان، مجارستان، لبنان و رومانی به 24 عضو رسید.

در سال 1961 طی قطعنامه 1721 کشورهای چاد، مغولستان، مراکش وسیرالئون، در سال 1973 با قطعنامه 3182 جهوری فدرال آلمان، جمهوری دموکراتیک آلمان، اندونزی، نیجریه، پاکستان، سودان و ونزوئلا، در سال 1977 طی قطعنامه 196/32 با پیوستن کشورهای بنین، کلمبیا، اکوادور، عراق، هلند، نیجر، فیلیپین، ترکیه و یوگسلاوی به 42 عضو رسید.

در سال 1980 با قطعنامه 16/35 یونان، اسپانیا، سوریه، بورکینافاسو، اروگوئه و ویتنام، در سال 1994 باقطعنامه 33/49 کشورهای کوبا، مالزی، پرو، جهوری کره، سنگال، افریقای جنوبی، قزاقستان، نیکاراگوئه و اکراین به 61 عضو ارتقا یافت.

در سال 2001 با قطعنامه 51/56 عربستان سعودی و اسلواکی، سال 2002 با قطعنامه 116/57 الجزایر و در سال 2004 باقطعنامه 59116 جمهوری عربی لیبی و تایلندبه عضویت کوپیوس در آمدند که هم اکنون کوپیوس دارای 67 عضو است که نشان از اهمیت آن دارد. به نقل از (www.unoosa.org/oosa/en/copuos ).

افزون بر این اعضا 16 کشور بر اساس درخواست خودشان، بدون اینکه عضو کوپیوس باشند، به اجلاس آن دعوت می شوند. آنچه مهم است حضور و مشارکت فعال سازمان­های بین‌المللی و سازمان­های منطقه­ای، ملی و خصوصی در اجلاس­های «کوپیوس» است (رفیعی، 1380).

دیدگاه­های حقوقی دولت­های عضو کوپیوس در خصوص محتوای برنامه­های ماهواره­ای

پس از آنکه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 1970 قطعنامه 2733 را در خصوص مسئوولیت بین­المللی دولت­ها در قبال پخش مستقیم ماهواره­ای تصویب کرد، مرحله جدیدی از فعالیتهای کوپیوس آغاز شد. به این نحو که بسیاری از دولت­های حامی ممنوعیت کامل پخش برنامه­های ماهواره­ای، ضمن عدول از نظریۀ قبلی خود، عمده ترین تمرکز خود را بر محتوای برنامه­ها استوار نموده و با قبول اصل جریان آزاد اطلاعات در صدد اعمال محدودیت­های خاصی بر این اصل آمدند. یکی از این کشورها، فرانسه بود که ضمن ارائه طرح دیدی خواستار پذیرش و تصویب آن شدند. نکته مهم در طرح فرانسوی­ها عبارت بود از تمرکز بخشیدن به مباحث حقوقی روی محتوای برنامه‌های پخش مستقیم ماهواره‌ای؛ که موارد زیر را جزء برنامه­های ممنوعه و غیر قانونی اعلام می کرد:

- برنامه­هایی که پخش آنها دخالت در امور داخلی و سیاست خارجی کشور گیرنده برنامه تلقی می‌شود.

- تبلیغاتی که پخش آنها مضر به صلح و امنیت ملی و بین‌المللی باشد.

- برنامه‌هایی که به شرافت و حیثیت فردی افراد حمله می‌کند.

- برنامه­هایی که در صدد تخریب مبانی مدنی، فرهنگی، مذهبی و سنتی کشور گیرنده برآمده باشد.

- برنامه­های تبلیغاتی و پخش آگهی­های بازرگانی که بر اساس واقعیت یا متضمن منفعت هنری، علمی و آموزشی نبوده باشد (رفیعی، 1380).

این طرح اگرچه تا حدود زیادی خواست بسیاری از کشورهای جهان بود اما با مخالفت ایلات متحده آمریکا روبرو شد.

طرح فرانسه بدلیل شکاف بین دیدگاه­های عضو کوپیوس تصویب نشد.

چند سال بعد در 1972 اتحاد جماهیر شوروی سابق طرح پیش نویس کنوانسیونی بین‌المللی را در زمینه پخش مستقیم ماهواره‌ای تقدیم کوپیوس کرد که از نکات مهم آن می توان به «نابودی و خنثی کردن برنامه‌های ناخواسته پخش مستقیم ماهواره‌ای » اشاره کرد که این امر فقط از طریق نابودی و خنثی کردن ابزارهای پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای، حتی نابود کردن ماهواره فرستنده در داخل یا خارج از قلمرو کشور گیرنده، انجام شدنی بود. علاوه بر ایالات متحده، کشور های زیاد دیگری نیز با این ماده پیشنهادی شوروی مخالفت کردند .در نهایت شوروی پس از تغییر مواد حساس برانگیز، ازجمله ماده 9 آن، طرح جدیدی تحت عنوان «اعلامیۀ اصول» تقدیم کوپیوس کرد. طرح پیشنهادی شوروی، به خصوص اعلامیه اصول در حد وسیعی در قطعنامه  2916 مجمع عمومی سازمان ملل متحد پذیرفته شد.

نکته مهمی که در این قطعنامه وجود دارد، حمایت دولت های عضو مجمع عمومی سازمان ملل (102 کشور از 103 کشورحاضردر مجمع عمومی به جزء ایالات متحده امریکا) از حاکمیت ملی دولت ها در مقابل هر شکل و نوع دخالت در امور داخلی دولت های دیگر، و لو در قالب پخش برنامه تلویزیونی باشد. بنابراین تاًکید عمده قطعنامه مذکور نیز بر محتوای برنامه‌های ارسالی از کشور فرستنده استوار است؛ زیرا صرف پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای در مقدمه قطعنامه مذکور رد نشده است.

بحث اختلافی «تحصیل رضایت قبلی»، «حاکمیت ملی دولت ها و رابطه پخش مستقیم ماهواره‌ای با آن» و «جریان آزاد اطلاعات »، همچنان به عنوان یکی از موارد مهم دستور کار کوپیوس ادامه یافت، تا اینکه بعدها به جای دو نظریه مطرح در آن روز، چهارنظریه عمده در کوپیوس راجع به آنها مطرح شد.

نظریه اول: در صورتی  کشوری می تواند از طریق پخش مستقیم ماهواره‌ای در کشور دیگر برنامه پخش کند که قبلاً موافقت آن کشور را جلب، یا قراردادی در این خصوص منعقد کرده باشد.

نظریه دوم: وضع هرگونه قاعده و مقرراتی در خصوص پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای، باعث نادیده گرفتن جریان آزاد اطلاعات می‌شود، در حالی که اصل مذکور مبتنی بر توافقات بین‌المللی بوده و در قانون اساسی بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده است.

نظریه سوم: این نظریه ابراز می دارد که تکلیف تحصیل رضایت قبلی دولت های گیرنده برنامه‌های پخش مستقیم هیچ منافات و مخالفتی با جریان آزاد اطلاعات نداشته و بالعکس، باعث تقویت آن و جلوگیری از هرگونه سوء استفاده از اصل مذکور خواهد شد.

نظریه چهارم: بر اساس این نظریه، اصل بر آزادی پخش برنامه‌های ماهواره‌ای است، مگر در موارد خاصی همچون موردی که پخش برنامه ای از طریق پخش مستقیم ماهواره‌ای باعث سوء تفاهم دولت ها و افزایش تنشهای بین‌المللی می‌شود (رفیعی، 1380).

با ناکام ماندن کوپیوس در 1982 در تدوین اصول حاکم بر پخش مستقیم ماهواره‌ای، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه 92/37 را تحت عنوان «اصول حاکم بر استفاده دولت ها از ماهواره‌ها برای پخش مستقیم و بین‌المللی برنامه‌های تلویزیونی» اختصاص داد وآن را با اکثریت آرا تصویب کرد؛ 107 کشور رأی مثبت، 13 کشور رأی مخالف و 13 کشور رأی ممتنع داده بودند.

در قطعنامه مذکور، تحصیل رضایت قبلی دولت های گیرنده برنامه پخش مستقیم ماهواره‌ای ضروری شناخته شد، اما از آنجایی که در مورد قطعنامه مذکور اجماع بین‌المللی حاصل نشد چندین سال این موضوع در دستور کار کوپیوس قرار نگرفت.با ناکامی کوپیوس در رسیدن به یک اجماع ، مجمع عمومی سازمان ملل متحد رأساً قطعنامه پر سر و صدای 92/37 را تصویب کرد و سرانجام موضعی را که مجمع عمومی سازمان ملل متحد از میان دیدگاههای رایج در کوپیوس و کنفرانسهای حقوق فضای راجع به مسئوولیت بین‌المللی دولت ها در قبال پخش مستقیم ماهواره‌ای اتخاذ کرد این است که دولت ها باید مسئوولیت بین‌المللی خود را در قبال فعالیتهایی که در زمینه پخش مستقیم تلویزیونی از طریق به کارگیری ماهواره‌ها انجام می دهند، اعم از اینکه این فعالیتها را خودشان انجام  دهند یا تحت صلاحیت آنها صورت گیرد، به خاطر داشته و چنین فعالیتهایی را با اصول وضع شده در این قطعنامه منطبق کنند (رفیعی، 1380).

 ارکان مسئوولیت بین­الملی دولت به لحاظ پخش فرامرزی برنامه­های غیر مجاز

الف. مشروعیت پخش مستقیم فرامرزی برنامه­های رادیو و تلویزیونی:

یکی از مهمترین مسائل مربوط به پخش برنامه­های فرامرزی قانونی یا غیر قانونی بودن پخش این گونه برنامه­هاست .در این خصوص، اگرچه نظریات متعددی ارائه شده است ولی هر کشوری با توجه به سیاست ملی خود، سعی در ارائه و تقویت نظریه­ای می‌کند که منافعش را بیشتر تضمین کند و بیشتر دولت­ها مفهوم آزادی اطلاعات و عقاید را در قوانین اساسی و دیگر قوانین موضوعه خود به نحوی منعکس کرده اند؛ اما آنچه باعث اختلاف نظر بین دولت­ها شده است حدود و کیفیت آزادی اطلاعات است. دلیل این امر این است که مصالح و منافع ملی هر کشوری با کشور دیگر در مورد تعیین حدود و کیفیت «آزادی اطلاعات» متفاوت است.

از آنجا که معیارهای مربوط به قانونی و غیر قانونی بودن محتوای برنامه­ها از کشوری به کشور دیگر فرق دارد، امکان ارائه تعریف واحدی از قانونی یا غیر قانونی بودن محتوای یک برنامه که مقبول همه کشورها باشد، وجود ندارد؛ زیرا ممکن است محتوای برنامه­ای تلویزیونی در یک کشور، از نظر اخلاق حسنه یا مبانی نظم عمومی حاکم بر آن کشور قبیح و مضر و در نتیجه غیر قانونی شناخته شود، ولی در عین حال، همان برنامه در کشور یا کشورهای دیگر امری کاملاً معمولی و قانونی شناخته شود (رفیعی، 1380).

ب- انتساب عمل پخش برنامه­های فرامرزی به دولت:

در این خصوص باید گفت که، چون دولت دارای شخصیت حقیقی نیست، اعمال منتسب به نمایندگان یا شخصیت­های دولتی و ارگان­های منتسب به حساب افعال آن دولت گذاشته می‌شود. در این فرض پخش فرامرزی برنامه­های رادیو و تلویزیون ملی و بخش خصوصی آن کشور که طبق قواعد و مقررات موجود در حقوق بین‌الملل ارتباطات از راه دور تحت کنترل دولت آن کشور است، با استناد به قاعده «کنترل»، عمل پخش برنامه‌های مذکور قابل انتساب به دولت آن کشور است.

از نظر مقررات حقوق بین‌الملل ارتبا طات از راه دور نیز با توجه به اینکه به موجب مقررات اتحادیه بین‌المللی ارتباطات از راه دور، هر ایستگاه پخش، اعم  از دولتی یا خصوصی که در قلمرو یک دولت مبادرت به پخش برنامه‌های رادیویی وتلویزیونی برای عموم می‌کند، باید اجازه دولت متبوع خود را برای این کار تحصیل کرده باشد و فقط روی طول موجی که اتحادیه بین‌الملل مخابرات برای آن دولت اختصاص داده است، فعالیت کند. بعلاوه دولت مذکور نیز باید ایستگاه­های پخش خود را نزد دفتر ثبت بین­المللی فرکانس­ها ثبت کند؛ لذا چنانچه در اثر پخش فرامرزی برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی که از قلمرو یک کشور از سوی بخش دولتی یا خصوصی آن کشور ارسال می‌شود، ضرر و زیانی متوجه کشورهای دیگر گردد، جبران ضرر و زیان وارده بر عهده دولت پخش کننده برنامه‌هاست.

پ. اثبات ضرر و زیان ناشی از پخش برنامه کشور گیرنده:

در مورد اثبات مسئوولیت بین­المللی یک دولت قاعده این است که صرفاً نقض یکی از الزامات و تعهدات بین­المللی از سوی یک دولت، برای اثبات مسئوولیت وی کافی است. زیرا فرض بر این است که نقض در تعهد و الزام بین‌المللی منجر به ایراد خساراتی مادی یا معنوی نیز می‌شود. اگرچه ممکن است در تمامی موارد ایراد خسارت به یک دولت، نتیجه ارتکاب عمل غیر قانونی دولتی دیگر نباشد.

به نظر می رسد ضرر وزیانهای ناشی از پخش برنامه‌های ماهواره‌ای بیشتر معنوی هستند تا مادی، و بدیهی است جبران هریک از آن دو متفاوت است.

پخش مستقیم ماهواره­ای و اقدامات متقابل در حقوق بین­الملل 

انسداد اموال دولت خاطی و عدم اجرای تعهدات قراردادی از موارد شایع اقدامات متقابل در حقوق بین‌الملل است که بارها به آن استناد شده است، لیکن امکان­پذیر بودن پخش پارازیت در برنامه­های ارسالی از ماهواره­های پخش مستقیم تلویزیونی، به لحاظ فنی تأمل پذیر است. حق ایجاد اختلال در برنامه­های ماهواره‌ای تلویزیونی در دکترینی به رسمیت شناخته شده است. در پنجاه ودومین جلسۀ انجمن حقوق بین‌الملل در هلسینکی، دکتر«شوکوف» (نماینده شوروی سابق) حق دولت­ها به ایجاد اختلال و پخش پارازیت در آن دسته از برنامه‌های ماهواره‌ای را به رسمیت شناخت که به لحاظ مضمونشان، روابط دوستانه ملت­ها را به مخاطره می افکنند. اخیراً نیز حق ایجاد اختلال در برنامه­های پخش مستقیم ماهواره­ای به عنوان اقدام متقابل مورد تأیید دیگر نویسندگان قرار گرفته است. گو اینکه به لحاظ فنی چنین امری مستلزم صرف هزینه سنگین است. علاوه بر این دولت کوبا هنگام امضای کنوانسیون 1982 اتحادیه بین­المللی مخابرات، حق پخش پارازیت در برنامه­های ارسالی ایلات متحده آمریکا در قلمرو آن کشور را برای خود محفوظ داشت (زمانی، 1380).

اقدام متقابل به طور ذاتی عملی است نامشروع، زیرا به منزله نقض تعهد از سوی دولت متضرر است (ماده 47 بند یک طرح پیش نویس کمیسیون حقوق بین‌الملل درباره مسئوولیت دولت­ها)، منتها در شرایطی خاص، وصف نامشروع از عمل زیان دیده سلب می‌شود.

بنابر این دو فرض در اینجا مطرح می‌شود:

فرض اول: مقابله با برنامه­های  ارسالی از ماهواره­های پخش مستقیم (پخش پارازیت و تحریم­های تجاری) به لحاظ اصل حاکمیت دولت­ها به منزله تخلفی بین‌المللی نیست. در این حالت، همان طور که خاطر نشان شد، اطلاق عنوان متقابل به اعمال فوق، به مفهوم دقیق کلمه خالی از اشکال نخواهد بود.

فرض دوم: واکنش در برابر برنامه­های ماهواره­ای پخش مستقیم تلویزیونی ناقض اصل جریان آزاد اطلاعات است. در این حالت دولت متضرر از برنامه­های ماهواره­ای می­تواند با ایجاد اختلال در برنامه­های ارسالی یا توسل به دیگر اقدامات متقابل، از مصالح ملی و خود حفاظت کند و دولت ارسال کننده را وادار به توقف ارسال برنامه­ها و جبران خسارت کند. این به شرطی است که اول دولت متضرر اثبات کند که دولت فرستنده برنامه­های ماهواره­ای با این اقدام تعهدات بین‌المللی خویش را نادیده گرفته است. دوم اقدام متقابل وی نباید در زمره اقدامات ممنوعه باشد. سوم از رفتار متناقض به طور جدی احتراز ورزد.

گفتنی است که اقدامات متقابل تا جایی دفاع­پذیر است که متوجه دولت خاطی باشد. بر همین اساس، بند 3 ماده 47 طرح پیش  نویس کمیسیون حقوق بین‌الملل به دولت متضرر اجازه نداده است که با دست یازیدن به اقدامات متقابل، به نقض تعهد در قبال دولت ثالث بپردازد.

در تهیه و پخش برنامه­های ماهواره­ای ممکن است دولت­های مختلفی دخالت داشته باشند: دولت پرتاب کننده و ثبت کننده ماهواره ذی­ربط، دولتی که ایستگاه زمینی تهیه برنامه‌های در قلمرو وی قرار گرفته است و... در این راستا،  می توان به ماده 6 معاهده فضا استناد جست که با الهام از فرضیه کنترل مؤثر درانتساب مسئولیت، دولت پرتاب کننده ماهواره را مسئول قلمداد کرده است.

توسل به اقدامات متقابل درحقوق بین‌الملل جنبه استثنایی و موقتی دارد و به لحاظ آثار و تبعاتی که می­تواند در روابط دولت های ذی ربط، و نیز در سطح جامعه بین‌المللی ایجاد کند، باید به عنوان آخرین حربه مورد توجه قرار گیرد.

لازم به ذکر است که اگر پخش پارازیت در امواج ماهواره­ای تنها باعث دریافت نشدن برنامه­های ارسالی در قلمرو دولت ذی­ربط شود، ولی می تواند رأساً و بدون مذاکره با دولت فرستنده برنامه­ها، به چنین اقدامی مبادرت ورزد. لزوم درخواست توقف ارسال برنامه­های ماهواره­ای و دعوت به مذاکره زمانی توجیه بیشتری می یابد که یک کانال ماهواره­ای به طور اختصاصی برای کشوری معین برنامه‌های غیر قانونی پخش کند (زمانی، 1380).

تناسب اقدامات متقابل با عمل ارسال مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای 

در نظام بین‌الملل برای اقدامات متقابل مشروع نیز نوعی محدودیت وضع شده است تا مبادا به لحاظ نابرابری دولت­ها از حیث توان اقتصادی، نظامی، سیاسی و... اقدام متقابل به حربه­ای مناسب برای سوء استفاده دولت­های قدرتمند و پایمال کردن حقوق دولت­های ضعیف تر مبدل شود. در این نقطه است که اصل تناسب با اقدامات متقابل پیوند می­خورد. حق دفاع مشروع در حقوق بین‌الملل عرفی مبتنی بر این پیش فرض است که زور بکار رفته د رمقام دفاع باید متناسب با حمله ای باشد که منجر به استفاده از آن شده است.

اقدامات متقابل می تواند تا جایی شدت یابد که دولت خاطی را ناچار سازد تا به رفتار متخلفانه خود پایان دهد. بنابراین دولت متضرر از برنامه­های ماهواره‌ای می تواند علاوه بر پخش پارازیت، انسداد اموال دولت خاطی و تعلیق برخی از تعهدات خود را در قبال وی مورد توجه قرار دهد.

عکس العمل دولت­های آسیایی در مقابل پخش مستقیم ماهواره­ای برنامه­های تلویزیونی:

عکس العمل دولت­های آسیایی که در مقابل پخش مستقیم ماهواره­ای برنامه‌های تلویزیونی با ورود شبکه استار STAR شروع شد، به شش دسته تقسیم می شوند:

1- گروه اول: کشورهایی که نه تنها آنتن­ها را مجاز دانسته اند بلکه تسهیلاتی نیز برای دریافت برنامه­ها توسط مردم فراهم آوردند؛ مثل کشورهای اسرائیل، کویت و هنگ کنگ.

2- گروه دوم: کشورهایی که مانعی ایجاد نکردند، اما برای نصب آنتن، مالیات و عوارض در نظر گرفتند و در ضمن به اقدامات رقابتی نیز دست زدند؛ مثل پاکستان.

3- گروه سوم: کشورهایی که برنامه‌های ماهواره‌ای را مجاز دانستند اما به جستجو و اجرای طرحهای رقابتی نیز دست زدند؛ مثل هند، اندونزی و کره جنوبی.

4- گروه چهارم: کشورهایی که ضمن ایجاد ممنوعیت­های قانونی به راه حل­های رقابتی نیز دست زدند؛ مثل عربستان سعودی، بحرین، قطر، شارجه، دوبی و مالزی.

5- گروه پنجم: کشورهایی که به پشتوانه امکانات غنی نرم­افزاری و سخت افزاری خود، ممنوعیت های قانونی ایجاد کردند؛ مثل کشور ژاپن.

6- گروه ششم: کشورهایی که تا آن تاریخ تصمیم رسمی و قانونی آنان مشخص نشده بود و اقدامات اساسی برای رقابت به عمل نیاورده بودند؛ کشورهای تازه استقال یافته از شوروی.

7- تنها کشور گروه هفتم؛  ایران (محسنیان راد، 1381).

 مشارکت ایران در پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای

از سال 1981 که تلویزیون "ان.اچ.کی" کشور ژاپن پخش مستقیم ماهواره­ای را شروع کرد شاید امروزه کمتر کشوری در جهان هست که امکانات فنی یا مالی ساخت یا اجاره کانال­های ماهواره­ای را داشته و از این امکانات بهره­مند نشده باشد. علاوه بر کشورهای توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه نیز اقدامات وسیعی را انجام داده اند.

از همین رو پخش برنامه­های شبکه­های جهانی جام جم و سحر که از طریق ماهواره ارسال می‌شود در 25 آذر 1376 از طرف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. رییس سازمان صدا و سیما راه اندازی آنها را دستور مقام رهبری و هدف از پخش این برنامه­ها را بیان ارزش­ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی ذکر کرد. با راه اندازی این شبکه ها، ایران به جرگه کشورهایی پیوست که برنامه‌های تلویزیونی را به قصد انتقال به مخاطبانی که در قلمرو کشورهای دیگر سکونت یا تابعیت دارند، پخش می‌کنند (پیوست اشرافی،1381).

اخیرا با راه اندازی سایت فنی سازمان، اطلاعات گسترده ای در مورد سیستم پوشش ماهواره‌ای شبکه های سازمان، بارگذاری شده که درنشانی اینترنتی:www.irib.ir/tech/frequency قابل دسترسی است.

ماهواره‌های عرب ست، آسیا ست، یوتل ست، تل استار، اینتل ست و هات برد، نام قمرهای مصنوعی در اختیار IRIB در فضای لایتناهی است. از شمال آفریقا تا جنوب شرق آسیا و سراسر آمریکای شمالی و حتی در شمال قفقاز، دسترسی تقریبا با کیفیتی به مجموعه شبکه های تلویزیونی صدا و سیما وجود دارد (زمانی، 1384).

قاعده استاپل و پخش مستقیم برنامه­های ماهواره­ای ایران

استاپل که در اصطلاح فارسی به «منع تناقض­گویی به زبان دیگری» یا «ممنوعیت اقامه دعوی به واسطه یک اقدام قبلی که خود صاحب دعوی به عمل آورده است» ترجمه شده است.

در فرهنگ حقوقی بلک استاپل به این شرح تعریف شده است: دکترینی که به موجب آن، ممکن است شخص به وسیله اقدام یا رفتار  یا سکوت خود در جایی که وظیفه بیان دارد، از ادعای حقی که وی در غیر این صورت از آن برخوردار بود، ممنوع شود. در حقوق انگلوساکسون نیز در مورد قاعده استاپل چنین آمده است: "هرگاه شخصی با اظهار یا رفتار خود، به عمد سبب باور شخص دیگر به وجود وضعیت معین شود، و وی را وادار کند تا بر اساس آن باور عمل کند یا وضعیت                                                                                    خود را تغییر دهد، شخص اول از ادعای وضعیتی متفاوت در همان زمان علیه شخص اخیر ممنوع خواهد بود".

طبق قاعده استاپل اگر پخش مستقیم برنامه­های تلویزیونی از طریق ماهواره برای مخاطبان واقع در کشورهای دیگر طبق مقررات حقوق بین‌الملل ممنوع باشد، طبیعی است که چنانچه کشوری اقدام به پخش مستقیم ماهواره­ای به منظور دریافت آن امواج در کشور یا کشورهای دیگر کند، مستوجب مسئوولیت بین‌المللی برای آن خواهد بود، لکن اگر کشوری که قلمرو آن مورد هجوم امواج تلویزیونی ماهواره‌ای قرار گرفته است، خود نیز قبلاً به اقدام مشابهی دست زده باشد، نمی تواند به اقدام آن کشور اعتراض کند.

بنابراین از منظر قاعده استاپل کشورهای دارای پخش مستقیم نمی­توانند به جمهوری اسلامی ایران برای پخش برنامه‌های ماهواره­ای اعتراض کنند و همچنین ایران نیز مجاز به اعتراض علیه کشورها یا دارندگان شبکه­های ماهواره‌ای بابت نفس پخش مستقیم ماهواره­ای نخواهد بود (زمانی، 1384).

اما در سال 2004 میلادی پخش شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای سحر ایران، توسط یک شرکت فرانسوی که پوشش اروپایی این شبکه را بر عهده داشت، بر اساس حکم دادگاهی در فرانسه، به طور کامل قطع شد.

علت قطع برنامه‌های سحر، لابی صهیونیسم فعال در دولت فرانسه بود که از این کشور خواسته بودند تا پخش برنامه‌های ضدصهیونیستی شبکه ماهواره­ای سحر ایران را در ماهواره و کانال­های تلویزیونی فرانسه قطع کند (افراسیابی، 1385).

ایران و قانون ممنوعیت بکار گیری تجهیزات دریافت از ماهواره

قوه مقننه ایران در راستای اقدامات پیشگیرانه، در اواخر 1373، اقدام به تنظیم و تصویب قانون ممنوعیت به­کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره کرد. این اقدام بازدارنده از جمله اقدامات داخلی حاکمیت بوده که در چارچوب و قلمرو کشور صورت گرفته و هدف نهایی از تصویب آن، حفظ ارزش­های انسانی - اسلامی است که از طریق این ابزار نوین اطلاع­رسانی مور هجمه قرا ر گرفته است. قانونگذار عمل دریافت برنامه از طریق ماهواره را جرم تلقی کرده و اشخاص را از ارتکاب چنین فعلی منع کرده است (کدخدایی،1380).

با ورود برنامه­های ماهواره­ای به کشور، نگرش­های مختلفی راجع به آن در جامعه پدیدار شد.

گروه اول اذعان داشتند که برنامه­های ماهواره­ای به طور عمومی مخرب و مبتذل هستند، اما نمی­توان از طریق وضع قوانین و مقررات با آثاراین پدیده برخورد کرد، چرا که دانش فنی ماهواره آنچنان رو به رشد است که وضع هرگونه قانون یا در نظر گرفتن مجازات برای آن، هیچ­گونه فایده عملی در بر ندارد. به علاوه، ممکن است اعمال این گونه ممنوعیت­ها نتیجه عکس داشته و خسارت فرهنگی جبران ناپذیری را دربر داشته باشد. 

در مقابل گروه دیگری بر این نظر هستند که علی رغم رشد سریع دانش فنی و وجود مشکلات عدیده جهت مقابله فنی با این پدیده، ضمن آنکه دستگاه­های مسئول فرهنگی کشور باید اقدامات شایسته و لازم را در این خصوص معمول دارند، اما این امر نباید موجب فراموش شدن دیگر اقدامات شود. از این رو تا آماده شدن دستگاه­های فرهنگی ذیربط می­توان با وضع قوانین و اعمال ممنوعیت استفاده از برنامه­های ماهواره­ای از تأثیر آنها در مقیاس وسیع کاست. به عبارت دیگر، وضع این گونه قوانین به منزله اقدامی موقتی دانسته شده که برای آماده شدن نیروها جهت مقابله اصلی به عمل می آید و به یقین این برخورد و دفاع اصلی و مؤثر نیست.

مدتی بعد نمایندگان مجلش ششم طرح جدیدی ارائه دادند؛ مضمون طرح چنین بود که یک تیم کارشناسی متشکل از وزارت اطلاعات، پست و تلگراف و صدا و سیما کمیته­ای تشکیل دهند تا پس از انتخابات برنامه­ها، شبکه­هایی که برای مردم، مضر نیستند، در دسترس قرار بگیرند.  طرح در مجلس تصویب شد اما  شورای نگهبان آن را مخالف موازین شرع دانست.

نگاهی به کانالهای فارسی زبان خارج از کشور

تهیه و تولید برنامه­ها بر روی شبکه­های تلویزیونی ماهواره­ای، که با استفاده از گیرنده­های دیجیتالی قابل دریافت هستند، از جمله دیگر تدابیر جنگ­های دیجیتالی نوین امروزی در دکترین رفتار سازمانی نبردهای نامتقارن کشورهای غربی قرار دارد. این رویکرد رسانه ای، بسیار کارگشا است و از ضریب اثر بخشی بالایی برخورداراست.

هم اکنون، بیش از 20 شبکه تلویزیونی ماهواره­ای فارسی توسط گیرنده­های دیجیتالی به پخش برنامه مشغول هستند که شماری از آن­ها، مستقیماً ایران و حکومت آن را به صورت های مختلف، مورد آماج ساختارهای اطلاع رسانی خبری خود قرار داده­اند. اگر چه خطوط فکری اکثر این شبکه­ها و نوع هدایت و سازماندهی آن ها مشخص است، اما آن چه مشهود است، بسیج فراگیر رسانه های ماهواره‌ای غرب به زبان بومی علیه کشور است (زمانی ، 1384 ).

مبدأ حدود 21 کانال ماهواره­ای، آمریکا بوده و 4 کانال دیگر دارای مبدأهای دیگر غیر از آمریکا هستند.

برای ایجاد و حساسیت، لازم نیست این شبکه­ها دست به کار خاصی بزنند. نفس وجود این شبکه­ها با موضع سیاسی مخالف، کافی است تا در مواقع بروز بحران یا ناهنجاری­های کوچک و بزرگ، به دغدغه­ای برای حافظان امنیت کشور تبدیل شوند. نمونه آن عملکرد این شبکه ها در شادی­های خیابانی بعد از بازی فوتبال و یا تاثیر­گذاری شخصیت هایی مانند هخا و سوراسرافیل در پدیده هایی مانند 18 تیر، کوی دانشگاه و تجمع پارک ملت هستند. در حالی که همه به هدایت رفتار جمعی جوانان به سوی شیوه­های غیر آسیب­زا و مناسب­تر می اندیشند، شبکه­های ماهواره­ای مردمی که به هر حال از خانه­ها بیرون می­آمدند در فلان میدان شلوغ شهر قرار تجمع می گذاشتند (سروش جوان، 1381).

بعدها آیت ا... هاشمی رفسنجانی، از تلویزیون­های فارسی­زبان ماهواره­ای انتقاد کرد و آنها را «دریچه های نحس»‌ خواند ( . (www.aftabnews.ir

بر اساس گزارش آفتاب نیوز، جمهوری اسلامی ایران اقدام به ارسال پارازیت بر روی این شبکه ها کرد. اگر چنین باشد؛ این اقدام درست و قانونی است.

مدتی که گذشت، آرام آرام خبری به محافل راه یافت که کشور کوبا منبع پارازیت بر روی شبکه­های فارسی­زبان است و این شبکه­ها مدتی در ایران مشکل دسترسی داشتند.

پخش برنامه­ها دوباره شروع شد. اما این بار آمریکا و شبکه­های فارسی زبان، یک مکان دیگر را برای خود در نظر گرفتند: «دوبی». بدین ترتیب آنان همزمان از دو نقطه برنامه­های خود را تغذیه و ارسال می کردند. امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا. لذا امکان ارسال پارازیت­ها، سخت­تر شد. ضمن آن که مرتباً پزشکان، به لحاظ علمی، ارسال این نوع امواج را برای شهروندان خطرناک و مضر تلقی می کردند.

پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و انتخاب آقای محمود احمدی نژاد، ‌آمریکا رفتارش را نسبت به ایران خصمانه تر کرد؛ از یک سو با پرونده هسته­ای ایران درگیر بود و از دیگر سو، به تکاپو افتاد تا از طریق برخورد «نرم» با حکومت، تغییراتی را که مدنظر مقامات آمریکایی بود، ایجادکند. به همین خاطر خانم کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا، لایحه­ای را به کنگره آمریکا برد و از نمایندگان این کشور خواست تا در سال 2006، حدود 75 میلیون دلار برای آنچه که او «حمایت از دموکراسی در ایران» می نامید، به وزارت خارجه آمریکا اختصاص دهند. این مبلغ علاوه بر 10 میلیون دلاری بود که پیش از آن کنگره آمریکا برای حمایت از دموکراسی در سال 2006 به آن اختصاص داده بود. رایس به صراحت اعلام کرد یکی از اهدافش «بهبود بخشیدن به برنامه‌های رادیو و تلویزیون­های ماهواره­ای است». 

نتایج حقوقی: در یک موازنه قدرت، قانون بین‌المللی نوعی آرایش قابلیت­های تکنولوژیکی و منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی کشور­ها را منعکس می­کند. قانون بین‌الملل به این خاطر وجود دارند که ملت­ها آن را طبق منافع خودشان می یابند و یا اینکه رویه جایگزین قابل قبول و کم هزینه جای آن را نمی‌گیرد.

قوانین تا جایی تبعیت می­شوند که دولت­ها در توزیع قدرت برابر باشند و هر ملتی منافع خود را در آن ببیند. عهدنامه­ها و قوانین بین­المللی رایج فضای بالای مرزهای قانونی یک کشور را به عنوان قلمرو یک ملت به رسمیت شناخته است. در شروع عصر فضا کشورها ابزار آن را در اختیار نداشتند تا حق حاکمیت خود را به فضای نامکشوف عملی کنند یا توسعه دهند. هم شوروی سابق و هم ایالات متحده به گردش ماهواره­های سایر ملل برفراز قلمروشان اعتراض نکردند. با انجام چنین چیزی، قدرت­های فضایی یک قانون بین‌المللی مشروع و پیشین و رایج را برقرار کردند؛ فضای ماوراء مثل یک قلمرو قانونی و مشخص همتراز با حقوق دریاها به رسمیت شناخته شد در واقع یک منطقه مشترک جهانی است. به هرحال این امر می­توانست دگرگون شود. توسعه سلاحهای ضد ماهواره هم اکنون این را ممکن ساخته که ماهواره­ها را از زمین یا ایستگاههای فضایی سرنگون کند. سؤالی که پیش می آید این است که آیا منابع عرفی و مرسوم قانون بین‌المللی قادر است فضای ماورای جو را به عنوان مشترکات جهانی و قانونی حفاظت کند؟ و به همان اندازه ملتها ابزارهایی برای افزایش کنترل حاکمیت­شان بر ماورای حریم هوایی ملی شان بدست می آورند؟

در این خصوص ایالات متحده اکراه داشت تا یک مرزی بین حریم هوایی و فضای ماورای جو بنیان گذارده شود که باعث کاهش حمایت قانونی ازماهواره­هایی می شد که می خواستند درقلمرو نظام جهانی فضا قرار گیرند. در یک مفهوم ماکیاولی­مآبانه، ایالات متحده این امتیاز را برای خود قائل می­شد که بتواند ماهواره‌هایی را که بدون اینکه هزینه زیرپاگذاشتن معاهده فضای باز را بپردازند، سرنگون کند.

فقدان مرز رسمی ممکن است باعث بی­ثباتی شود و گردش ماهواره­ها را در یک نوع برزخ قانونی از نظر وضعیت­های قانونی و حفاظتی قرار دهد ( Martinez,larry ,1985).

1- با چشم پوشی از آنکه جلوگیری از پخش برنامه­های ماهواره­ای ممکن و در بسیاری موارد مفید نیست. از نظر قواعد عرف حقوق بین الملی نیز نمی­توان مانع اصل این اقدام شد.

2- برنامه­های ماهواره­ای ازنظر محتوا تابع مقررات و محدودیت­هایی هستند که حفظ امنیت ملی، نظم عمومی و احترام به ارزش­های اعتقادی و فرهنگی هر ملت از جمله آنهاست.

3- دولت­ها در قبال پخش برنامه­های خارج از چارچوب­های قانونی دارای مسئولیت­های بین­المللی هستند و می­توان در مراجع صالح  خواستار رسیدگی و صدور حکم در این خصوص شد.

4- همه کشورها حق بهره برداری یکسان و بدون تبعیض پخش ماهواره­ای را دارند (ماده 3 اعلامیه یونسکو). این حقی است که باید از آن بهره برد. گرچه امکانات و توانایی فنی و اقتصادی کشورها بهره برداری یکسان را در عمل ناممکن ساخته است.

5- بر اساس اصل تساوی و احترام به حاکمیت دولت­ها، هر کشوری می تواند قوانین و مقرراتی که مناسب تشخیص دهد، در این زمینه وضع کند (اسماعیلی،1381).

عدم تصویب یک معاهد حاکم بر پخش تلویزیونی ماهواره‌ای ناشی از مسائل زیر است: (رفیعی، 1381).

1- مبحث سیاسی 2- مبحث حقوقی 3- مبحث فرهنگی 4- مبحث فنی.

1- مبحث سیاسی:

 الف. اختلافات سیاسی: اختلافات سیاسی چون دخالت در امور داخلی کشورهای در حال توسعه و تبلیغ نقض حقوق بشردر آن کشورها از طریق ماهواره‌ها از موانع مهم عدم پذیرش و تصویب معاهده ای فراگیر در این خصوص می باشد.

ب. تفکر یا ایدئولوژی ضدیت با کمونیسم: در گذشته بویژه در دوران جنگ سرد، کمونیسم به عنوان عنصر شیطانی و بزرگترین دشمن مالکیت خصوصی محسوب می شد و همچنین شوروی و کشورهای بلوک شرق در نقطه مقابل کشورهای بلوک غرب به رهبری ایالات متحده، به مقابله بااصل جریان آزاد اطلاعات پرداخته بودند. از مهمترین مسائل سیاسی در عدم توفیق جامعه جهانی در نیل به معاهده ای فراگیر در خصوص پخش تلویزیونی ماهواره‌ای بوده است.

ج. دو گانگی در فعالیت های سازمان یافته تبلیغاتی ماهواره‌ای: شبکه­های تلویزیونی ماهواره‌ای قدرتمند توانسته اند به سادگی فضا و برنامه‌های ماهواره‌ای رسانه های خبری را با مسائل مورد علاقه خود اشغال کنند. این در حالی است که دامنه اخباری که توسط کانالهای ماهواره‌ای چند کشور در حال توسعه از طریق اجاره، خرید و یا ساخت ماهواره‌ای مشترک پخش می‌شود، به قدری محدود است که هرگز همانند خبرهای کانالهای ماهواره‌ای متعلق به کشورهای غربی به خبرهای بزرگ روز تبدیل نمی شوند.

2- مبحث حقوقی:

الف. فرایند تصمیم گیری در خصوص پخش تلویزیونی ماهواره‌ای در مجامع بین‌المللی و تعدد مراجع ذی­صلاح مبنای تصمیم­گیری کوپیوس به عنوان مهمترین متولی پخش تلویزیونی ماهواره‌ای در میان نهادهای بین‌المللی حاضر از ابتدا بر اساس وفاق عام بوده است که از نظر حقوقی مهم­ترین عامل در عدم تهیه و تصویب یک معاهده جامع در این خصوص بوده است. بر اساس وفاق عام تصویب یک امر یا اتخاذ یک تصمیم در خصوص موضوع ولو با مخالفت تعداد اندکی از کشورها عقیم مانده و برای مدت زیادی در دستور کار قرار نمی‌گیرد مگر آنکه برای قرار گرفتن مجدد در دستور کار کوپیوس نیز وفاق عام حاصل شود.

از سوی دیگر تعدد مراجع ذی­صلاح بین­المللی در خصوص پخش تلویزیون ماهواره‌ای همانند کوپیوس، ITU، یونسکو و ... گرایش­های متفاوتی که در هر یک از مراجع مذکور در خصوص آن وجود دارد، مانع انسجام لازم برای تصویب یک معاهده فراگیر شده است.

ب. طرح نظم نوین اقتصادی بین­المللی: از یک سو کشورهای دارای فناوری فضایی که هزینه­های مالی و انسانی زیادی برای نیل به این فن­آوری شده بودند حاضر نبودند این فناوری را به رایگان در اختیار سایر کشورها قرار دهند و از سویی اکثر کشورهای فاقد این فناوری بر میراث مشترک و منافع آن تاًکید می کردند  و خواهان انتقال فناوری فضایی بدون دادن امتیاز و یا انجام هر گونه هزینه بودند و ترس از اینکه تدوین یک معاهده فراگیر در مورد پخش تلویزیونی ماهواره­ای منجر به ایجاد انحصار و سلطه جدید اقتصادی کشورهای دارای فناوری فضایی شود.

ج. اختلافات جدی دولت­ها بر سر مسائل حقوقی ماهوی: تضاد و تقابل شدید دولت­ها در خصوص تعبیر و تفسیر اصل جریان آزاد اطلاعات و شرایط  اعمال و محدودیت­های آن، اصل حاکمیت دولت­ها، لزوم تحصیل رضایت قبلی دولت­های گیرنده برنامه­های تلویزیونی ماهواره­ای و بالاًخره طرح موضوع­های مرتبط با حقوق بشر در مباحث پخش تلویزونی ماهواره­ای از مهمترین مباحث حقوق ماهوی بوده و هستند.

جالب توجه آنکه آثار اختلافات دولت­ها در مسائل حقوق ماهوی و فقدان یک سند الزام آور و یا یک مرجع مسئول بین‌المللی سبب شده است که هر کشوری قرائت خاص خود را از مباحث اختلافی داشته و در خصوص مسائل و مشکلات احتمالی قائل به اعمال صلاحیت شخصی خود باشد .

د. ازدیاد روزافزون کشورهای فعال در زمینه پخش تلویزیونی ماهواره‌ای: در طول دهه­های اخیر کشورهای بسیاری که مخالف آزادی بی­حد و حصر پخش تلویزیونی ماهواره­ای بوده اند و بطور رسمی در مجامع بین‌المللی ضرورت اخذ رضایت قبلی کشورهای گیرنده برنامه­های ماهواره­ای را مورد حمایت قرار داده اند. اما در اثر گذشت زمان بطورصریح یا ضمنی از نظر خود عدول کرده اند.

 3- مبحث فرهنگی:                  

 الف. تنوع فرهنگها و تفاوت در قلمرو ارزش­های فرهنگی ملی: تنوع فرهنگ­ها و بعضاً تفاوت در قلمرو ارزش­های فرهنگی حاکم بر جوامع، نبودن تعریفی واحد از بسیاری از مبانی و ارزش­ها و معیارهای فرهنگی و وجود اختلاف­های جدی در این زمینه از عمده­ترین موانع قانونمندی مقوله ارتباطات بین‌المللی به شمار می رود.

ب. تفاوت در الگوی تبلیغات رسانه­ای ملی: الگوی تبلیغات رسانه ای میان کشورهایی که وسایل ارتباط جمعی آنها خارج از کنترل دولت است متفاوت است، از این رو یکی از موانع عمده چالش­های پیش رو در این زمینه است.

4- مبحث فنی:

ماهیت دائم و در حال تغییر و پیشرفت فن­آوری مخابراتی، ارتباطی و فضایی مشکلاتی را بر سر راه تثبیت قوائد و مقررات ایجاد کرده است. از یک سو اندازه و شکل ماهواره‌ها تغییر کرده است و از سویی دیگر، قدرت ماهواره­ها و سطح پوشش آن.

 راه حلهای پیشنهادی در خصوص برنامه­های ماهوارهای:

1- افزایش ارتقای کمی و کیفی فعالیت­های رادیو - تلویزیونی.

2- تأسیس و راه اندازی و افزایش کانال­های ماهواره­ای برای پخش برنامه­های ماهواره‌ای.

3- پخش برنامه­های سالم برای اوقات فراغت.

4- بالا بردن سطح آگاهی مردم نسبت به برنامه­های ماهواره­ای (ناجی،1381).

 منابع :

1- حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای (1380). گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش

2- چالشهای حقوقی پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای در نظام های ملی و بین‌المللی (1380). گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش

3- پخش مستقیم ماهواره‌ای درقرن بیست و یکم (1381). چالشهای حقوقی و فرهنگی؛ گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش

4- کدخدایی، عباس (1379). پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای از دیدگاه حقوق بین‌الملل؛ تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهردانش

5- مجله پژوهش و سنجش؛ سال نهم، شماره 30 و 31، تابستان و پاییز 1381.

6. Martinez , Larry ;Communication satellites: Power poltics in space ;Washington ,Artech House, 1985 .                                         

7.www.unoosa.org.

8. http://www.fasleno.com/archives/001116.php

9. http://hamvatansalam.com/news51469.html

10. . http://shia-mahvareh.blogfa.com

11. http://www.aftabnews.ir/vdciyrat15aw5.htm

12..http://www.golha.net/ir-nojum/satellite.htm

13.http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=article&sid=22742