بیداری در گذر قرن

بیداری در گذر قرن

 

 

 

 

بهار زندرضوی - اسفند سال 1301 شمسی خبر تاسیس و انتشار نشریه بیداری پشت جلد مجله همای بدین شهر درج شد:

« تبریک - از تاسیس و انتشار جریده شریفه بیداری تبریکات صمیمانه را خدمت موسس محترم آن نامی نیاز داشته موفقیت کارکنان آن روزنامه شریفه را از خدا خواستاریم.»

این آغازی بود برای 90 سال انتشاریک نشریه در ایران که شاید بتوان آن را نماینده ای از فراز و فرودهای تاریخ مطبوعات ایران دانست.

نشریه بیداری به مدیریت سید محمد هاشمی سال 1302 در شهر کرمان تاسیس شد و تا پس از شهریور 1320 به طور روزانه هر نوبت 14 نسخه منتشر می شد و قیمت هر تک شماره آن 2 ریال بود.  در آغاز اگرچه مرتب منتشر نمی شد ولی  از 1310 به بعد با وجود انتشار آن منظم شد.

سید محمد هاشمی در ادوار 12 و 14 مجلس قانون‌گزاری از طرف مردم کرمان به نماینگی مجلس شورای ملی انتخاب می شود و با ورودش به تهران نشریه اتحاد ملی را نیز منتشر می کند. نشریه ای که در ابتدا خط مشی حزب اتحاد ملی را دنبال می کرد ولی بعدا به نشریه ای مستقل تبدیل شد. در همین دوران سید محمد هاشمی به کمک برادران خود، حمید، مجید و احمد هاشمی هر دو نشریه را در کرمان و تهران حفظ می کند و مسئولیت روزنامه رسمی کشور را هم به عهده می گیرد.

در دوره دوم که حدودا به اوایل دهه 1320 برمی گردد، مسئولیت نشریه به سید محمدرضا هاشمی پسر برادر مدیر مسئول دوره اول سپرده می شود. سال 1333 به دلیل ماده قانونی که کارکنان دولت را از داشتن نشریه منع می کرد، فعالیت این نشریه متوقف می شود.

مرور مطالب نشریه که در آرشیو نه چندان مطلوبی نگه داری می شوند، نشان می دهد که نشریه بیشتر خصوصیت محلی داشته و توجه به وقایع محلی شهر کرمان بخش عمده محتوای آن را تشکیل می داده است. نویسندگان بیداری در این دوران علاقه زیادی به رخداد های شهری نشان می دهند. کسانی که در این نشریه می نویسند با وقایع روز شهر به عنوان معلم، اعضای انجمن ادبی هنری وسایر گروه های اجتماعی که عمدتا پیشرو و اصلاح گر زمان خود به حساب می آیند، مرتبط هستند. نشریه بیداری همچون سایرنشریات ایران از فراز و فرودهای تاریخ در امان نمانده است؛ برای مثال از سال 1302 تا 1310 نشریه مشی محلی دارد ومسائل و موضوعات دولتی کمتر در میان مطالب نشریه دیده می شود ولی از 1310 که رضا شاه پایه های حکومتش را مستحکم می کند تا 1320 بخشی زیادی از نشریه به اتفاقات دولتی اختصاص داده شده است. از 1320 دوباره نشریه جان می گیرد. مقطعی که در تاریخ ایران در زمره دوران های آزادی مطبوعات ثبت شده، دوران طلایی نشریه بیداری نیز هست. نکته قابل توجه در این میان آن است که اغب نشریات تاریخ ایران در این دوران به شدت سیاست زده هستند درحالی که این وضعیت در نشریه بیداری کمتر دیده می شود. به عبارت دیگر خیلی به ندرت می توان دید که نشریه بیداری درحال دفاع از جریان خاصی و یا شعار دادن بر علیه جریان دیگر باشد. البته این دوران نیز دیری نمی پاید. در 1332 نشریه بیداری که دوباره ناشر وقایع دولتی شده زیر بار قوانین جدید تعطیل می شود.

در سال های مختلف بزرگان بسیاری با این نشریه همکاری داشته اند، افرادی که  در هر کدامشان را که  بگیری به قصه جالبی می رسی که از حوصله این مطلب خارج است افرادی مانند احمد ناظر زاده کرمانی،حمود دبستانی، حسین بقایی، جواد توانا، عباس افسری، احمد شکوهی و در دوره های بعد تر به افرادی همچون باستانی پاریزی، محمد دانشور، علی اکبر اصفهانی (طنزنویس توفیق و گل آقا)، احمد اسدالله ( طنز نویس ستون همشهری) و بسیاری دیگر می توان اشاره کرد.

نشریه بیداری هیچ وقت چاپخانه مستقل ومختص به خود نداشته و عموما در چاپخانه های اصلی شهر کرمان چاپ می شده است. در دوره اول به صورت سنگی در چاپخانه سعادت و یارمند چاپ می شد به طوری که هنوز دستگاه چاپش در چاپخانه یارمند موجود است.

این نشریه بعد از انقلاب اسلامی با تاخیر در سال 1376 مجددا منتشر می شود. تلاش خانواده هاشمی بر آن بود که این نشریه با نام سابق خود دوباره منتشر شود، تلاشی که بیداری را به قدیمی ترین نشریه در حال انتشار ایران تبدیل کرده است. تلاشی که گویا سال ها با مخالفت مسئولین این امر مواجه بود، اما پس از دو دهه بالاخره این پایمردی به بار نشست ودر حال حاضر نشریه بیداری به همت خانواده هاشمی، با مدیریت سید علی هاشمی و با همکاری فرزندان، دوستان و اطرافیان آنها منتشر می شود. این نشریه فاقد کادر حرفه ای خبرنگاری است و تنها کارمند حقوق بگیرو ثابت این نشریه یک تایپیست است. روندی که شاید برای یک نشریه محلی که با پول آگهی به چرخه خود ادامه می دهد عجیب نباشد. دو هفته نامه ای که با بالارفتن هزینه کاغذ، چاپ و پست هر روز حفظ بقا برایش دشوار تر می شود و اگر روزی دخل و خرجش با هم نخواند منتشر نخواهد شد. روندی که برای بسیاری از مطبوعات خصوصی و مستقل ایران سرنوشتی غم انگیز اما ناگزیر است.

بیداری، فارغ از همه کسانی که تولد خود را مدیون آنهاست، موجودیتی مستقل دارد. نشریه ای که بعد از 90 سال فراز و فرودهای تاریخ مطبوعات استحقاق آن را دارد که بر پای خود بایستد، قد راست کند، ملزومات حرفه ای تولید محتوا را طی کند و با قلم یک روزنامه نگار که در فضای امروز ایران تنفس می کند، می بیند، می شنود و با همه عرقی که به شهرش دارد بی طرفانه واقعیت را نقل کند. بعد از 90 سال  زمان آن فرا رسیده که بیداری از دوران های تاریخ مطبوعات - نشریات دولتی/ نشریات انقلابی- را بزداید و همچون روزهای اول خود پایه ای برای شهر شدن شهرش باشد. زنگ بیدارباش بیداری به صدا در آمده است، اگر گوش شنوایی در شهر باشد.