بررسی موردی بخش های خبری 14 شبکه اول و 20:30 شبکه دوم سیما

تأثیر مدیریت خبر بر شیوه های برجسته سازی اخبار

بررسی موردی بخش های خبری 14 شبکه اول و 20:30 شبکه دوم سیما

چکیده

این پژوهش، به دنبال بررسی تأثیر مدیریت خبر برشیوه‌های برجسته‌سازی اخبار و شناسایی مهم‌ترین مسائل و موضوعات برجسته‌شده در اخبارسیمای جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین، دو بخش خبری ساعت 14 شبکه اول سیما و همچنین 20:30 شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران (به عنوان دو بخش خبری با اهمیت و پرمخاطب خبری تلویزیون) انتخاب و علاوه برشناسایی و بررسی مهم‌ترین مسائل و موضوعات برجسته شده در اخبار این دو بخش خبری، نقش و تأثیر مدیریت خبری هریک ازاین دو بخش خبری بر شیوه های برجسته سازی اخبار این دو بخش خبری مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق، اخبار این دو بخش خبری را از جنبه‌های موضوعات مورد اهمیت، مهم‌ترین منابع و عوامل خبرساز، مهم‌ترین ارزش‌ها و عناصرخبری برجسته در خبر، بار ارزشی اخبار برجسته‌شده، نوع خبر از لحاظ رویدادگرایی و شخصیت گرایی، منطقه رویداد خبر و نوع سبک تنظیم اخبار برجسته شده، مورد بررسی قرار داده شد تا با استفاده از ویژگی‌ها و متغیرهای مورد بررسی، همبستگی دیدگاه مدیریت خبر هریک از این دو بخش خبری را، با شیوه های برجسته سازی اخبار این دو بخش، شناسایی کرده و نقش و تأثیر مدیریت خبری هریک از این دو بخش خبری را بر شیوه های برجسته سازی اخبار این دو بخش خبری مورد بررسی قرار دهیم.

در این راستا، طی 12روز، اخبار ساعت 14 شبکه اول تلویزیون و همچن‍ین ساعت 20:30 شبکه دوم در طول 3 ماه فروردین، اردیبهشت و خرداد سال 1386 به روش "تصادف‍ی س‍یستمات‍یک" انتخاب و با استفاده از روش تحلیل محتوا، موضوعات و مسائل برجسته شده در اخبار این دو بخش خبری، مورد بررس‍ی و سپس مقایسه تطب‍یق‍ی قرار گ‍رفته است. همچنین در ادامه، با استفاده از روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، به بررسی دیدگاه‌ها و نظرات مدیران، سردبیران، دبیران، خبرنگاران و عوامل مرتبط با برجسته سازی خبر، در مورد شیوه های برجسته‌سازی اخبار این دو بخش خبری پرداختیم و در انتها، یافته‌های حاصل از این دو روش تحقیقی را بر اساس الگوی اخذ شده از "رای فانکهاوزر" (دانشمند آمریکایی عرصه رسانه‌ها)، مورد بررسی و مقایسه تطبیقی قرار گرفت. در بخش آخر (سوم) نیز، همبستگی نتایج حاصل از یافته‌های این دو روش، در تک‌تک متغیرها، با استفاده از آزمون معنی‌داری "پیرسون" (Pearson)، مورد بررسی و آزمون آماری قرار گرفت.

مهم‌ترین نتایج حاصل شده از این تحقیق عبارت است از:

  • تفاوت معنی داری بین موضوعات خبری دو بخش خبری 14 و 20:30 وجود دارد.
  • تفاوت معنی داری، میان عوامل موثر خبرساز دو بخش خبری 14 و 20:30 وجود دارد.
  • تفاوت معنی داری بین ارزش‌های خبری دو بخش 14 و 20:30 وجود ندارد.
  • تفاوت معنی داری بین عناصر خبری دو بخش خبری 14 و 20:30 وجود دارد.
  • تفاوت معنی داری میان بار ارزشی خبرهای دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود ندارد.
  • تفاوت معنی داری میان عامل رویدادگرایی و شخصیت گرایی خبرها، در مطالب دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود ندارد.
  • تفاوت معنی داری میان منطقۀ رویداد خبر، در مطالب دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود دارد.
  • میان سبک تنظیم خبر، در مطالب دو بخش خبری 14 و 20:30، تفاوت معنی‌داری وجود دارد.
  • میان دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و شیوه برجسته‌سازی خبرهای این بخش خبری، همبستگی معنی‌داری وجود ندارد.
  • میان دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و شیوه برجسته‌سازی خبرهای این بخش خبری، همبستگی معنی‌داری وجود دارد.

کلمات کلیدی: مدیریت خبر، شیوه‌های برجسته‌سازی اخبار، برجسته‌سازی، خبر

1- طرح مساله

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد دنیای امروز، وجود ارتباطات وسیع و گسترده‌ انسانی است، گسترش ارتباطات به ویژه ارتباطات الکترونیک، جامعه‌ جدید را چنان از جوامع پیشین متمایز ساخته کـه عـصر نو را "عـصر ارتباطات" و جـامعـه‌ امـروز را "جامعه‌ اطلاعاتی" خوانده‌اند. در چنین جامعه‌ای، رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان عنصری کلیدی در ارتباطات، نقشی بس مهم ایفا می‌کنند. رسانه‌های جمعی از میان تمامی ابزارها و فنون جدید، بیشترین تأثیر فرهنگی را دارند. این رسانه‌ها در پیدایش عادات تازه، تغییر در باورها و خلق و خوی و رفتار انسان‌ها، تکوین فرهنگ جهانی و نزدیک کردن جوامع و ملل، سهمی شگرف دارند. البته میزان تأثیر رسانه‏ها و نیز استقبال همگانی از آنها در همه جوامع یکسان نبوده و تابع متغیر رشد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه است.

وسایل نوین ارتباطی مانند روزنامه، رادیو وتلویزیون با گزارش جریان رویدادهای محیط زندگی و بررسی و بیان اندیشه‌ها و عقاید انسانی، در توسعه و تحکیم مراودات اجتماعی و بالابردن سطح آگاهی و فرهنگ افراد، نقش بسیارمهمی برعهده دارند. در محیط وسیع زندگی بشری، هرلحظه وقایع گوناگونی روی می‌دهد. پاره ای از این وقایع مانند جنگ‌ها، انفجارها، آتش‌سوزی‌ها، طوفان‌ها و زمین لرزه‌ها، جنبه مادی دارند و بعضی دیگر مثل اعلامیه‌های سیاسی، نطق‌های پارلمانی، اظهارنظرهای فلسفی و مسلکی، دارای جنبه معنوی هستند. این وقایع کوچک یا بزرگ، شادی بخش یا غم انگیز، هیجان انگیز و یا عادی، به هرحال باید در معرض اطلاع گروه‌های کثیر انسانی قراد گیرند. گروه‌هایی که هر روز و هر ساعت با کنجکاوی منتظر خواندن روزنامه، شنیدن رادیو و دیدن تلویزیون هستند تا آگاهی‌های تازه‌ای بدست آورند و از این راه زندگی خود را با آن تطبیق دهند و نیازهای اجتماعی خویش را برطرف سازند.

بنابراین، جستجوی وقایع و تهیه اخبار مورد توجه عامه، از وظایف اساسی خبرنگاران رسانه‌های جمعی است و اساساً رسانه‌های جمعی، همراه با خبر شکل گرفته‌اند و نخستین روزنامه‌های دنیا صرفاً بر انتقال اخبار منتشر شدند و رادیو و تلویزیون نیز بعد از تولد، انتشار اخبار را مهم‌ترین وظیفه خود قرار دادند. هرچند روزگاری، تهیه وتنظیم خبر، کاری ساده و تقریباً غیرتخصصی بود و هرکس با اندکی استعداد نگارش و مقداری اطلاعات عمومی، می‌توانست تحریرکننده خبر باشد، اما به مرور زمان، این کار به صورت امری پیچیده و حرفه ای کاملاً تخصصی درآمده که علاوه بر تحصیلات دانشگاهی و گذراندن دوره کارشناسی و دانش گسترده، قریحه و استعدادهای خاصی را نیز می‌طلبد.

تلویزیون، روزانه در چندین نوبت، اخبار رویدادها و تحولات جاری را پخش می‌کند و مانند سایر وسایل ارتباط جمعی، اخبار را از میان صدها و هزاران رویدادی که همه روزه در جهان اتفاق می افتد، با استفاده از معیارهایی همچون ارزش‌های خبری، عناصر خبری، اولویت پخش خبر، مدت خبر، داشتن فیلم خبری و خلاصه خبر انتخاب می‌کند. امروزه شناخت میزان تاثیرگذاری برنامه‌های خبری تلویزیون بر "افکار عمومی" (Public Opinion) و شناخت نیاز واقعی مخاطبان و نحوه ارائه خبرها، برای دست‌اندرکاران این رسانه بسیار ضروری می‌نماید. به منظور امکان بهره‌گیری مفید و مؤثر از قابلیت‌های خبری تلویزیون، برنامه‌ریزی اصولی در ارتباطات خبری کشورهایی که از تعداد رسانه‌های محدود برخوردارند، اهمیت مضاعف می‌یابد؛ چرا که به سبب محدودیت منابع خبری ملی، امکان روی‌آوردن مخاطب به رسانه‌های بیگانه فزونی یافته و سازماندهی و هدایت افکار عمومی در جهت منافع ملی، در معرض تهدیدات آشکار رسانه‌های خبری مقتدر و مسلط جهانی قرار می‌گیرد. به همین دلیل تلویزیون، برحسب ماهیت خود، باید نسبت به بافت جامعه مخاطبان کاملا دارای بینش بوده و قادر باشد سلسله نیازهای تعریف شده و منطقی مخاطبان را با نقش‌ها و وظایف خبری خود پیوند دهد.

این تلاش، دست‌اندرکاران رسانه‌ ای چون تلویزیون را به همخوانی و انطباق با شرایطی دعوت می‌کند که مخاطب در آن زندگی می‌کند. در سایه چنین پیوند معقولی است که زمینه جلب اعتماد عمومی برای پیشبرد اهداف پیش‌بینی شده فراهم می‌آید. نیازمندی انسان امروز به اطلاعات و اخبار در جهت دستیابی به رفاه بیشتر، بهتر زیستن و ارضای نیاز کنجکاوی، قدرت ساخت انگاره ها و شکل دهی افکار عمومی را به رسانه ها داده است و رسانه ها به عنوان بهترین منابع شکل دهی افکار وتصورات ما از محیط پیرامون و به ویژه در مورد رویدادهایی که خارج از دسترس، دید و تجربه مستقیم ما قرار دارند، نقش مهم و برجسته ای ایفا می کنند؛ خصوصاً رسانه ای چون تلویزیون که به دلیل استفاده از دو حس بینایی وشنوایی به طور همزمان، سرعت در انتقال اخبار، کثرت مخاطبان، توانایی پخش همزمان صوت و تصویر و استفاده از ماهواره، به وسایل پرقدرتی در جهت اطلاع رسانی در جهان امروز تبدیل شده است.

تلویزیون را رسانه ارتباطی پس از جنگ جهانی دوم می‌نامند. همراه با توسعه تلویزیون، تغییرات اجتماعی زیادی صورت گرفت. انقلابی در تکنولوژی آموزشی رخ داد، بسیاری از معیارها ارتقاء یافت، دانشگاه ها دستکم در کشورهای صنعتی، نسبت به رشد جمعیت گسترش یافتند، بر ثروت ملی افزوده شد، مردم بیشتر به مسافرت رفتند و به طور کلی، تحرک اجتماعی فزونی یافت. در کشورهای ثروتمند، هر خانواده با هر سلیقه، در هر سطح اقتصادی و با هر میزان سواد، دستکم دارای یک دستگاه تلویزیون است (حفاظی، 1368، ص 16).

تلویزیون با وجود برخوردار بودن از عنصر مهم و پر‌قدرت و جذاب تصویر، نقش بسیار مهم و ارزنده‌ای در رساندن اخبار به‌عهده دارد. القاء اطلاعات با توجه به بعد تصویری آن بسیار کار‌ساز و راهگشا است. وقتی تلویزیون،خبری را به مخاطب می‌دهد، مخاطب در مرحله اول، بر اساس وجود عنصر تصویر به این رسانه روی می‌آورد. اگر گردانندگان خبری این رسانه نتوانند در ارائه اخبار از تصویر استفاده مطلوب کنند، مخاطبان از آنها جدا خواهند شد و به رسانه ای دیگر روی خواهند آورد. اگر از عنصر جذاب تصویر در اخبار تلویزیونی استفاده نشود، خبر آن با خبر رادیو تفاوتی نخواهد داشت.

"بیرکوف" (Beerkuv)، محقق ارتباطات در زمینه ویژگی‌های این رسانه می نویسد: 1- تلویزیون همزمان دو حس بینایی وشنوایی را متاثر می‌کند و همین ویژگی آن را در جایگاهی برتر از رادیو ومطبوعات قرار می‌دهد. 2- تلویزیون قادر است اخبار داغ را با سرعت نور به اطلاع بینندگان برساند. 3- برنامه های تلویزیونی برای رسیدن به نظر مخاطبان، نیازی به واسطه ندارد. 4- تلویزیون قادر است همزمان تعداد کثیری بیننده را به مراتب بیشتر از خوانندگان مطبوعات و شنوندگان رادیو زیر پوشش پیامهای خود قرار دهد. (بیرکوف، 1372، ص 146)

اما همه روزه از میان مجموعه موضوعات و مشکلات مطرح شده در یک جامعه، تنها نمونه‌های نادری از این موضوعات و رخدادها از حمایت‌های رسانه‌ای برای تبدیل شدن به خبر روز رسانه‌ها، برخوردار می‌شوند. یقیناً در ازای هر تعداد از موضوعاتی که در یک سال معین از نظر رسانه‌ای دارای "اولویت" (Agenda) بوده‌اند، صدها و یا شاید هزارها موضوع دیگر نیز بوده است که در اولویت رسانه‌های جمعی قرار نگرفته است. "فرایند برجسته‌سازی" (Agenda-setting Process)، شبیه به یک قیف بزرگ است که تعداد زیادی از موضوعات وارد دهانه باز آن می‌شود، ولی تعداد بسیاراندکی از آنها امکان مطرح شدن در "اولویت رسانه‌ها" (Media Agenda) را پیدا می‌کنند. واقعاً در این فرایند، چه اتفاقی صورت می‌پذیرد؟ (راجرز ودییرینگ، 1385، ص 130).

امروزه با تحولی که در رسانه‌ها به وجود آمده است، نقش "دروزاه‌بان خبری"(News Gate-keepers) مانند گذشته پررنگ نیست و با توجه به اینکه رابطه خبر و "مدیریت خبر" (News Management) از رابطه کاملا عمودی گذشته و به یک رابطه کاملا افقی و همسان تبدیل شده است، "مدل‌های تعاملی" (Interactive Models) و دو‌طرفه، جایگزین رابطه یک‌طرفه در عرصه مدیریت خبر شده است. به همین انگیزه، امروزه شناخت "مخاطب" (Audience) را باید اصل ارزشمندی در مدیریت خبر دانست. همچنین رسالت تاثیرگذاری، نحوه و وسیله تاثیرگذاری بر مخاطب، جلب افکار عمومی و بهره گیری خردمندانه از فناوری‌های نوین ارتباطات می‌تواند به بهبود و کارایی مدیریت خبر در رسانه کمک کند. اگر مدیر خبر نتواند نحوه تاثیر‌گذاری بر مخاطب را بشناسد، مخاطب به راحتی می‌تواند خبر مورد نیازش را از کانال‌های دیگر خبری تامین کند. در مدیریت خبر، ضمن در نظر‌گرفتن فاصله و زمان خبر، استفاده از تاکتیک خبری، تصمیم گیری‌های حیاتی و حساس در رابطه با خبر مطرح هستند. یعنی مدیریت خبر باید تصمیم بگیرد که خبری روی آنتن برود یا نرود و به چه شکلی بر روی آنتن برود. این مهم، نیاز به یک مدیریت هماهنگ و منسجم و در نظر گرفتن منافع سازمانی و منافع ملی دارد (سلطانی فر، 1385، ص 36).

امروزه کمیت در رسانه‌ها جای خودش را به کیفیت می‌‌دهد و کیفیت سنگین‌تر می شود. رسانه‌هایی موفق‌ترند که بتوانند کار کیفی بهتری ارائه دهند. توسعه کیفی در مدیریت پخش اخبار، برای اثر بخشی بیشتر بر مخاطبان صورت می‌گیرد. مدیریت خبر، باید ضمن آشنایی با تحولات رسانه‌های خبری دیگر و اوضاع بین المللی، خط مشی‌ها و سیاست‌های اطلاع رسانی خبری را مشخص کند، تا هم در قبال سایر رسانه‌ها و جریان سازی‌‌هایشان عقب مانده نباشد و هم با برنامه ریزی و ایجاد یک جریان خبری برمبنای یک استراتژی مشخص، به اهداف اصلی "برنامه خبری" (News Program) دست یابد (عباسی، 1385، ص 113).

در "جامعه اطلاعاتی" (Information Society) امروز که لازمه توسعه، برخورداری از فناوری رایانه و تولید اطلاعات بیشتر است، "اتاق های خبر" (News Room) رسانه‌های جمعی نقش بسزایی در رشد جوامع دارند و کانون تبادل و عرضه اطلاعات محسوب می شوند. در جامعه اطلاعاتی، این فکر است که با تولید، پردازش و عرضه اطلاعات هدفمند و خلاقیت، کالاهای نو تولید می‌کند و ارزش­های جدید می آفریند و این از عناصر موثر در مدیریت اخبار است که مانند چینش مهره های یک پازل عمل می‌کند.

به طور کلی مدیریت اخبار، عبارت است از کنترل اخبار، هماهنگی عوامل درون سازمانی و برون سازمانی و مسیر ارائه توزیع ونشر خبر. (در این مسیر دروازه بانی خبر، نخستین گام است. پردازش و دروازه بانی اطلاعات و اخبار، یک فرایند است و مدیریت خبر، نقش هدایت‌کنندگی و ساماندهی این فرایند را بر‌عهده دارد (سلطانی فر، 1385، ص66).

تدوین راهنما و نظارت بر حسن اجرای آن، از دروازه بانی تا "پردازش اخبار" (News Produce) در حیطه مدیریت خبر است. شکل ارائه اخبار نیز، نقش مهمی در مدیریت خبر دارد (سلطانی فر، 1385، ص 29).

در حال حاضر، بیش از 3 دهه از آغاز تحقیقات در حوزه برجسته‌سازی اخبار می‌گذرد. این تحقیقات، بیشتر در آمریکا گسترش یافته و ابتدائا توسط "ماکسول مک کامبز" (Maxwell Mc.Combs) و "دونالدشاو" (Donald Show) در سال 1972 آغاز شده است. اکثر این تحقیقات، به بررسی رابطه 3 اولویت رسانه، مردم و سیاست می پردازد. در کشور ما نیز علیرغم انجام تحقیق در این زمینه، باید معترف شد که محققان ارتباطات، کمتر به بررسی تاثیر مدیریت خبری رسانه‌ها بر برجسته سازی اخبار توجه کرده اند و بیشتر تحقیقات این حوزه در داخل، بیانگر میزان و تعداد کمی موضوعات برجسته شده در رسانه ها است. این تحقیقات بیشتر به حجم، میزان و تعداد برجسته شدن موضوعات و محتواهای خبری اشاره داشته اند و تنها از لحاظ کمی، مقدار، پوشش و تعداد موضوعات برجسته شده، مطبوعات ورسانه‌های دیگر را مورد توجه قرار داده اند، اما تاکنون تاثیر عوامل درون‌سازمانی و برون‌سازمانی از جمله تاثیر مدیریت خبری رسانه بر شیوه های برجسته سازی اخبار به ویژه در زمینه "اخبار تلویزیونی" (News Television) مورد بررسی و کنکاش دقیق قرار نگرفته است. بنابراین، انجام پژوهش در رابطه با بررسی عملکرد ابررسانه تلویزیون و نیز بررسی میزان موفقیت آن در ایجاد و گسترش "توسعه سیاسی" (Politic Development) و پاسخ به نیازهای مردم، ضروری به‌نظر می‌رسد.

بررسی تاثیر مدیریت اخبار، بر شیوه های برجسته سازی اخبار دو بخش خبری 14 شبکه اول و 20:30 شبکه دوم سیما، به عنوان دو بخش پراهمیت و پرمخاطب اخبار سیما، می‌تواند ما را در شناسایی اهمیت و اثربخشی اخبار رسانه، دیدگاه مدیریت رسانه به طور اعم و مدیریت خبر به طور اخص و همچنین با نیازهای متنوع مخاطبان (اولویت عموم) یاری کند تا با شناسایی عوامل موثر درون و برون‌سازمانی در برجسته سازی اخبار و با استفاده از امکانات موجود و استفاده مطلوب و بهینه از این رسانه، در جهت اطلاع‌رسانی موثر و مطلوب گام برداشت و زمینه دستیابی به اهداف نظام و توسعه سیاسی را فراهم آورد.

2- تاریخچه‌ای از تحقیق در زمینه برجسته سازی

"رابرت پارک" (Robert Park)، جامعه‌شناس "دانشگاه شیکاگو" (Shicago University) از سال 1915 تا 1935 و شاید اولین دانشمند ارتباطات جمعی که "دروازه‌بانی رسانه" (Media Gatekeeping) را متصور شده، به آنچه که امروزه، "فرایند برجسته سازی" ((Agenda setting process نامیده می شود، این چنین اشاره کرده است: "خارج از همه رویدادهایی که اتفاق افتاده و هر روزه به وسیله گزارشگران، مصححان و سازمان‌های خبری ثبت می‌شود؛ "سردبیر" (Editor) مربوطه، آن مواردی را برای انتشار انتخاب می‌کند که از نظر او، نسبت به سایر موارد از اهمیت و جذابیت بیشتری برخوردار است. او مطالب اضافی را محکوم به فراموشی و انداختن در سطل زباله می‌نماید. بنابراین همه روزه، مقدار بی‌شماری اخبار از بین رفته وجود دارد (Park, 1992, p.22). پارک، بین مسائلی که تبدیل به "موضوعات عمومی" (Public Issue) می‌شدند و آنهایی که چنین نمی شدند، تمایز قائل می‌شد.

"والتر لیپمن" (Walter Lippman)، متخصص "تبلیغات سیاسی" (Propaganda) و افکار عمومی، اولین متفکری بود که درباره مفهوم برجسته سازی، فردی پیشگام و ممتاز محسوب می‌شد. این ستون‌نویس و مفسر تاثیرگذار روزنامه، به دلیل کتابی که در سال 1922 با عنوان "افکار عمومی" (Public opinion) نوشت، در میان سایر محققان، بسیار شناخته شده است (لیپمن در آن کتاب، درباره "جهان خارج و تصاویر موجود در سرِ ما"  (The World Outside and the Pictures in our Heads)، مطالبی را نوشته بود) و استدلال می‌کرد که رسانه‌های جمعی، نقطه اتصال اصلی میان رویدادهایی که در جهان اتفاق می‌افتند و تصاویر این رویدادها در ذهن ما هستند. لیپمن، که هنوز تنها نویسنده بسیار تاثیر‌گذاری بود که درباره نقش رسانه‌های جمعی در شکل‌دهی به افکار عمومی مطلب می‌‌نوشت، سرانجام سنت تحقیقی برجسته سازی را به راه انداخت. لیپمن اگر چه از اصطلاح برجسته سازی استفاده نکرد، با وجود این عقیده داشت که تحقیق بر روی این فرایندها لازم به نظر می‌رسد.

"هارولد لاسول" (Harold D.Lasswell)، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و یکی از پیشروان "مطالعات ارتباطات" (Communication Study) در ایالات متحده آمریکا، سوالی پنج بخشی را که تبدیل به مدلی در "تحقیق ارتباطات" (Communication Research) شد، مطرح کرد: "چه کسی" (Who) می‌گوید؟ "چه" (What) می‌گوید؟ به چه کسی می‌گوید؟ از طریق چه "کانال‌هایی" ( Channels) می‌گوید و با چه "تاثیری" (Impact) می‌گوید؟

بر طبق نظر هارولد لاسول، دو "کارکرد" (Function) از کارکردهای مهم رسانه‌های جمعی در جامعه، "نظارت" (surveillance) و "همبستگی"  (correlation) است. کارکرد نظارت، هنگامی روی می‌دهد که کارکنان خبری رسانه، محیط اطلاعاتی همیشه متغیرشان را (که به وسیله "گزارش‌های پلیس"  (police report)، "مناسبت‌های محلی" (announcements of local events)، "بیانیه‌های خبری"  (press release)و همچنین منابع دیگر به عنوان خبرگزاری‌های وابسته، تغییر داده می‌شوند) بررسی کنند و تصمیم گیرند که چه "رویدادهایی" (Events) باید توجه خبری دریافت کنند. این دستچین کردن مطالب بالقوه از طریق نظارت، اکنون با عنوان "دروازه‌بانی سردبیری" (Editorial Gate-keeping) شناخته شده است. ("شوماخر" (Schomacher)، در 1991 به نقل از راجرز و دییرینگ این بحث را مطرح کرده بود). لاسول (1984) عنوان کرد که رسانه های جمعی، گروه‌های مردمی و سیاستگذاران هر کدام دارای چهارچوب توجه خاص یا دوره‌های زمانی هستند که در طول آن، به موضوعات خاصی توجه نشان می‌دهند (راجرز و دییرینگ، 1385، ص 44). لاسول، اعتقاد داشت که رسانه ها، نقش حائز اهمیتی در توجه مستقیم ما به موضوعات ایفا می‌کنند.

چهل سال پس از انتشار کتاب "افکار عمومی" والتر لیپمن و بعد از گذشت 15 سال از بحث تاثیر گذار لاسول، "برنارد کوهن" (Bernard Kuhen) دانشمند علوم سیاسی با الهام و بر‌اساس ابتکار "اسکات اشنایدر" (schatt Schneider) در سال 1960، مفهوم برجسته سازی را توسعه بیشتری داد. کوهن (1963)، به این دستاورد رسید که مطبوعات، ممکن است در بیشتر اوقات، در گفتن این نکته به مردم که "چه فکر کنند" موفق نباشند، اما به طور عمده در گفتن این نکته به خوانندگان که "راجع به چه فکر کنند"، موفق اند (راجرز و دییرینگ ، ص 51).

مطالعه 1972 به وسیله مک کامبز و شاو، الگوی تحقیقی را ایجاد کرد که اساساً توسط محققان ارتباط جمعی و به‌میزان کمتری به وسیله دانشمندان علوم سیاسی، جامعه شناسان و سایر محققان تطبیق داده شده بود. این الگو، شیوه جدیدی از تفکر در رابطه با قدرت رسانه‌های جمعی را ارئه داد. قبل از سال 1972، دیدگاه مسلط علمی در تحقیق ارتباط جمعی، جستجو برای تاثیرات جهت‌دار پیام‌های رسانه‌ای در تغییر نگرش‌ها و دیدگاه‌های مخاطبان بود. با وجود این، تعداد کمی از «تاثیرات رسانه ای جهت‌دار» بدست آمده بود. مقاله مک کامبز و شاو (با توجه به "همبستگی" (Corrolation + 98%)  بین اهمیت 5 موضوع مطرح در اولویت رسانه و اهمیت متقابل آنها در اولویت عموم) دلیلی تجربی را فراهم کرد که با عقاید محققان در رابطه با قدرت رسانه‌های جمعی، مطابقت داشت. مقاله مک کامبز و شاو (1972) در آثار منتشر شده محققان برجسته سازی، به تفصیل بیان شده است.

نمونه عالی مطالعه‌ای که به وسیله مک کامبز و شاو صورت گرفت، یک روش تجربی را برای آزمایش رابطه «اولویت رسانه - اولویت عموم» فراهم آورد و به این نحو، "الگوی جایگزینی"  (alternative paradigm) را برای تاثیرات رسانه‌ای جهت‌دار کاوش نمود. مقاله تاثیر گذار آنها، نه تنها به انتشار و گسترش مطالعات برجسته سازی کمک کرد‌، بلکه دیدگاه‌های مفهومی و روش‌شناسانه متعددی را نیز به وجود آورد" (راجرز و دییرینگ، 1385، صص 49-53). در دهه 1970، محققان برجسته‌سازی  شروع به گریز از قالب تقریباً کلیشه‌ای تحلیل محتوای اولویت رسانه و پیمایش‌های مخاطبان از اولویت عموم کردند (شاو و مک کامبز، 1977). برخی از محققان یک موضوع خاص را (مثل استفاده از مواد مخدر یا محیط زیست) در طول زمان مورد بررسی قرار دادند. همچنین محققان دیگری نیز (لاینگارد و کیندر 1987)، ‌تجربیات آزمایشگاهی فرایند برجسته سازی عموم را در سطح کوچکی از افراد بررسی کردند (شکل 1-1).

شکل 1-1 : توسعه الگوی تحقیق در مطالعه برجسته سازی

  

مراحل توسعه الگوی برجسته سازی از دیدگاه کوهن

  

رویدادهای عمده در توسعه الگوی تحقیق برجسته سازی

 

1- تدارک برای ظهور الگو

 

 

 

   2- ظهور الگوی تحقیق برجسته سازی

 

  

 

3- علم نرمال : شکل گیری مجمعی غیر قابل رویت پیرامون الگو

 

 

 

4- کاهش در علاقه علمی با شروع حل مشکلات تحقیقی اصلی ، ظهور ناهنجاری‌ها و وقوع تضادهای علمی

 

5- اتمام با انتقال علاقه علمی موجود در پارادایم حاضر به پارادایم جایگزین و جدیدتر

 

1. "مطبوعات نوظهور و کنترل آنها"  (The immigrant press and its control) از "رابرت پارک" (Robert E.park) (1922)، «افکار عمومی»  از والتر لیپمن (1922) و "مطبوعات و سیاست خارجی" (The press and foreign policy)  از برنارد کوهن (1963)

 

  

 2. ماکسول مک کامبز و دونالد شاو (1972)، پارادایمی را در مطالعه "چیپل هیل" (Chapel Hill)، ایجاد کردند که مک کامبز با تحقیق بیشتر در سال‌های بعد آن را دنبال کرد

 

 

3. بالغ بر 537 اثر منتشر شده درباره برجسته سازی از سال 1972 تا 1994 پدیدار شد که در آن این الگو حمایت شده است و در سال‌های اخیر دامنه آن گسترش یافته است

 

 

 4. این مرحله، تاکنون در تحقیق برجسته سازی رخ نداده است

 

 5 . این مرحله تا کنون در تحقیق برجسته سازی رخ نداده است

منبع : راجرز و دییرینگ، 1385، ص 17

1-2. "مطالعه چیپل هیل"  (The Chapel Hill Study)

 اصطلاح برجسته‌سازی برای اولین‌بار، در مقاله‌ای تاثیر‌گذار، توسط "ماکسول مک‌کامبز" (Maxwell . Mc.Combs) و "دونالد شاو"  (Donald L. shaw) در سال 1972 مطرح شد. این محققان در دانشگاه چیپل‌هیل، در "کارولینای شمالی" (North Calorinia)، نقش رسانه‌های جمعی را در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، در سال 1968 بررسی کردند. آنها در مطالعه خود، این فرضیه را مطرح ساختند که رسانه‌های جمعی، برای هر مبارزه سیاسی، اولویت‌هایی را تعیین می‌کنند و بر نگرش‌های مربوط به موضوعات سیاسی اثر می‌گذارند. آنها در مطالعه خود، 100 رای‌دهنده مردد (کسانی که رئیس جمهور مورد نظر خود را انتخاب نکرده بودند) را برگزیدند، زیرا که این رای‌دهندگان احتمالاً از آمادگی بیشتری در پذیرش اطلاعات عرضه‌شده در این رقابت برخوردار بودند. این پاسخ‌دهندگان به صورت شخصی، در طول یک دوره سه‌هفته ای طی ماه‌های سپتامبر و اکتبر سال 1968 مورد مصاحبه قرار گرفتند. اولویت عموم رای دهندگان در رابطه با موضوعات مبارزه انتخاباتی، از طریق مجموعه پاسخ‌های آنها به یک سوال مورد ارزیابی قرار گرفت. آن سوال این بود که "مهم‌ترین موضوعی که این روزها با آن مواجه هستید، چیست؟" (مک کامبز و شاو، 1972). بنابراین، به منظور سنجش اولویت عموم، 5 موضوع اصلی (سیاست خارجی، قانون و نظم،‌ سیاست مالی، سعادت و خوشبختی و حقوق مدنی) مکرراً به وسیله این 100 رای دهنده مردد، نام برده شد (راجرز و دییرینگ ،1385، صص 75-74).

اولویت رسانه، از طریق شمارش تعدادی از "مقالات خبری" (News Article)،‌ "مقالات سردبیری" (Editorial Article) و مطالب رادیو و تلویزیونی در 9 رسانه جمعی که در چیپل هیل فعالیت می‌کردند، مورد سنجش قرار گرفته بود. مک کامبز و شاو تقریباً به همبستگی کاملی میان "رتبه" (Rank)  پنج موضوع مطرح در اولویت رسانه (که به وسیله تجزیه و "تحلیل محتوای" (Content Analysis) "پوشش رسانه ها" (Media Coverage) در مبارزه انتخاباتی، به دست آمده بود) و پنج موضوع مشابه مطرح در اولویت عموم (که بوسیله "پیمایش" (Survey) آنها از صد رای دهنده مردد به دست آمده بود) دست یافتند. برای مثال، "سیاست خارجی" (Foreign Policy) از نظر عموم مردم، به عنوان مهم‌ترین موضوع، اهمیت پیدا کرد و بیشترین "توجه رسانه ای" (Media Attention)  را نیز در دوره منتهی به انتخابات کسب کرد.

مک کامبز و شاو، در تجزیه و تحلیل خود، به این نتیجه رسیدند که این رسانه‌های جمعی هستند که اولویت را برای عموم تعیین می‌کنند. اگر چه مک کامبز و شاو ، هیچ گونه نتایج رفتاری را از اولویت عموم،‌ مورد تحقیق قرار ندادند. اما احتمالاً اولویت عموم در انتخابات ریاست جمهوری دارای اهمیت بوده است، زیرا این نکته را مشخص کرد که چه کسی رای می آورد؟ (راجرز و دییرینگ ،1385، ص77).

هم تجزیه و تحلیل محتوای پیام‌های رسانه‌های جمعی و هم بررسی عقاید عمومی درباره یک موضوع تا آن زمان‌، در تحقیق ارتباط جمعی، موضوعی عمومی بود. پیوندی که مک کامبز و شاو در روش شناسی سنجش برجسته سازی عموم به وجود آوردند، ابتکار جدیدی نبود، زیرا "جیمز دیویس"  James Davis) (1952)، بیست سال قبل از آن، تحلیل محتوا، "تحقیق پیمایشی" (Survey Research) و "شاخص‌های جهان واقعی" (Real Word Indicators) (یک شاخص جهان واقعی، متغیری است که میزان شدت یا خطر یک مشکل اجتماعی را اندازه‌گیری می‌کند)، در آزمایش فرضیه برجسته‌سازی عموم، ترکیب و تلفیق کرده بود. اگرچه او این فرایند را برجسته سازی نام‌گذاری نکرد.

همکاری مک کامبز و شاو در نامیدن رابطه اولویت عموم- رسانه، تحت عنوان برجسته سازی، به روشنی بیان کننده فرضیه برجسته سازی بود. تا از آن طریق بتواند الگویی را برای تحقیق بیشتر و همچنین آموزش و تعلیم دانشجویان ممتاز علاقه‌مند به ادامه تحقیق برجسته سازی فراهم آورد (راجرز و دییرینگ ،1385،صص 50-52).

اولین آثار منتشر شده در این نوآوری علمی

نوآوری های روش شناسانه و نظری در مطالعه فرایند برجسته سازی

1- والترلیپمن (1922)

 

 2- پل لازارسفلدو رابرت مرتون (1984-1964)

 

3- برنارد کوهن (1963)

 

4- دماکسول مک کامبز و دونالدشاو (1972)

 

5- ماکسول مک کامبز و دونالد شاو (1972)

 

6- راجر کاپ و چارلز ایلدر (1983/1372)

 

7- رای فانکهوزر (1973)

 

 

8) شانتولاینگار و دونالد کیندر     (1987)

1) تصور یک رابطه مسلم میان اولویت رسانه و اولویت سیاست

 

2) تعیین کارکرد پرمنزلت رسانه ها در اهمیتی که به موضوعات می دهند

 

3)  بیان استعاره‌ای از برجسته سازی

 

4) دادن یک نام به فرایندهای برجسته سازی

 

 

5) تحقیق فرایند برجسته سازی عموم برای یک سلسله از موضوعات

 

6 )توضیح ، تحلیل و بررسی رابطه شاخص‌های جهان - واقعی در مقایسه با اولویت رسانه

 

7) آغاز مطالعات دراز مدت برجسته سازی عموم، در سطح کلانی از تجزیه و تحلیل و بررسی رابطه شاخص‌های جهان - واقعی در مقایسه با اولویت رسانه

 

8 ) بررسی تجربی برجسته سازی عموم در سطح کوچکی از تجزیه و تحلیل

3-2. مطالعه "فانکهوزر" (J. Ray Founkhoser)

در همان زمان که مک کامبز و دونالد شاو (1972) در حال انجام مطالعات برجسته سازی کلاسیک خود در «چیپل هیل» بودند، ژی رای فانکهوزر (متخصص و استاد ارتباطات) دست به انتشار مقاله ای زد که در‌بردارنده نوع کاملاً متفاوتی از مطالعات برجسته سازی بود. (راجرز و دییرینگ، 1385، ص 77). فانکهوزر و مک کامبز و شاو، تا پیش از زمان ارائه مطالعاتشان در انجمن آمریکایی متخصصان حرفه ای افکار عمومی (The American Association for public opinion Research= AAPOR)، از دستاوردهای یکدیگر آگاهی نداشتند (راجرز و دییرینگ، ص 77). نگرش فانکهوزر (1973) در تحقیق برجسته سازی، با مطالعات مک کامبز و شاو (1972) متفاوت بود. فانکهوزر (به مانند محققان کالیفرنیای شمالی (مک کامبز و شاو)، موضوعات مطرح در اولویت رسانه و اولویت عموم را مورد ارزیابی قرار داد، اما او به مقایسه و رتبه بندی اهمیت موضوعات مطرح شده در این دو اولویت نیز مبادرت کرد. فانکهوزر در مطالعه خود در سال 1971، به این نتیجه رسید که اولویت رسانه و عموم از همبستگی بالایی برخوردارند و بین این دو اولویت، رابطه معناداری وجود دارد. فانکهوزر در مطالعه دیگر خود در سال 1973، به بررسی رابطه 14 موضوع مطرح در اولویت رسانه و اولویت عموم ایالات متحده در دهه 1960 پرداخت (راجرز و دییرینگ، ص 77). اولویت رسانه این 14 موضوع، از طریق تحلیل محتوای مقالاتی صورت گرفت که در 3 مجله هفتگی عمده ایالات متحده ( "تایم" (Time)، "نیوزویک" (News Week) و "یو.اس.نیوز" (U.S.News) ) به چاپ رسیده بود. همچنین اولویت عموم این 14 موضوع، از طریق نظر سنجی عمومی "گالوپ" (Gallop) (که از مردم آمریکا به عمل آمد و طی آن از آنها خواسته شد تا مهم‌ترین معضل پیش روی کشورشان را نام ببرند) صورت گرفت (جدول شماره 3).

جدول شماره (3) رتبه بندی اولویت رسانه و اولویت عموم در مطالعات «رای فانکهوزر»

موضوع

اولویت رسانه

(مهم‌ترین مطالب خبری در رسانه ها به ترتیب اولویت)

اولویت عموم

(مهم‌ترین موضوعات از دیدگاه عموم به ترتیب اولویت)

1. جنگ ویتنام

2. روابط نژادی و اعتصابات شهری

3. اعتراضات دانشگاهی

4. تورم

5. تلویزیون و رسانه های جمعی (شامل به تصویر کشیدن خشونت و سایر انتقادات)

6. جرم

7. مواد مخدر

8. محیط زیست و آلودگی

9. سیگار و سلامتی

10. فقر

11. انقلاب جنسی

12. حقوق زنان

13. علم و جامعه

14. رشد جمعیت

اول


دوم

سوم

چهارم


پنجم

 
ششم


هفتم

هشتم


نهم


دهم

یازدهم

دوازدهم

سیزدهم


چهاردهم

اول


دوم

چهارم

پنجم


دوازدهم

 
سوم


نهم

ششم


دوازدهم


هفتم

هشتم

دوازدهم

دوازدهم


دوازدهم

منبع: فانکهوزر (1973)، به نقل از راجرز و دییرینگ  

جدول شماره 3، بیانگر این مطلب است که نظم موجود در موضوعات مطرح در اولویت رسانه و اولویت عموم، قویاً دارای همبستگی و رابطه است. فانکهوزر (a1973) به این نتیجه رسید که میزان پوشش رسانه‌ای موجود برای یک موضوع در طول یک سال خاص، به روشنی با مطرح‌شدن یا مطرح‌نشدن آن موضوع در نظر‌سنجی عمومی به عنوان یک معضل اساسی، در ارتباط است (a,p.67 Fankhoser,1973، به نقل از راجرز و دییرینگ ، 1385، ص 22 ). قابل ذکر است که فانکهوزر، عامل زمان را به عنوان یک متغیر در فرایند برجسته سازی، مورد تحلیل و بررسی قرار ‌داد. در خاتمه اینکه، فانکهوزر در اقدامی موثر، به ایجاد ارتباط میان اولویت رسانه‌ای مربوط به 14 موضوع مطرح در ایالات متحده و شاخص‌های جهان واقعی مربوط به هر کدام از این موضوعات، اقدام کرد. او اولین محققی بود که نقش شاخص‌های جهان واقعی را در برجسته سازی مورد بررسی قرار داد.

3- روش تحقیق

در این پژوهش، 12 روز از اخبار ساعت 14 شبکه اول تلویزیون و همچن‍ین ساعت 20:30 شبکه دوم در طول 3 ماه فروردین، اردیبهشت وخرداد سال 1386، به روش تصادف‍ی س‍یستمات‍یک، انتخاب، و موضوعات و مسائل برجسته شده در اخبار این دو بخش خبری مورد بررس‍ی وسپس مقایسه تطب‍یق‍ی قرار م‍ی‌گ‍یرد. همچنین درادامه،  با استفاده از روش پیمایشی و با استفاده از ابزارمصاحبه، به بررسی دیدگاه‌ها و نظرات مدیران، سردبیران، دبیران خبر، خبرنگاران و عوامل مرتبط با برجسته سازی خبر، در مورد شیوه‌های برجسته‌سازی اخبار این دو بخش خبری پرداخته و در انتها، یافته‌های حاصل از این دو روش تحقیقی را بر اساس الگوی اخذ شده از «رای فانکهوزر» (دانشمند آمریکایی عرصه رسانه‌ها)، موردبررسی ومقایسه تطبیقی قرارمی‌دهیم.

جامعه آماری بخش اول این تحقیق، کلیه مطالب (‌اخبار) ساعت 14 شبکه اول سیما و 20:30 شبکه دوم سیما، در طول 3 ماهه فروردین، اردیبهشت، خرداد سال 1386 است. انتخاب اخبار 3 ماه این دو بخش خبری، به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انجام می‌شود. انتخاب نمونه‌ها به این صورت انجام می‌گیرد که از هفته اول فروردین ماه، روز شنبه، از هفته دوم اردیبهشت، روز یکشنبه، از هفته سوم، روز سه شنبه و مابقی روزها را نیز به همین ترتیب به صورت سیستماتیک ادامه می‌دهیم تا نمونه کامل شود. در مجموع 12 روز، برای تحلیل محتوای اخبار این دو بخش خبری انتخاب می‌شود. اما جامعه آماری بخش دوم این تحقیق، تمامی افراد موثر در فرایند برجسته‌سازی اخبار این دو بخش خبری، شامل (مدیران کل، سردبیران پخش، دبیران سرویس‌ها و خبرنگاران ارشد) هستند که تعداد آنها در حدود 20 نفر است. برای انتخاب نمونه بخش دوم تحقیق حاضر، از روش نمونه گیری تمام‌شماری استفاده شده است.

4- یافته های تحقیق  

از آنجا که این تحقیق، به دنبال بررسی تأثیر مدیریت خبری دو بخش خبری 20:30 و 14، بر شیوه های برجسته‌سازی اخبار این دو بخش است، لذا محقق بر آن شد تا از دو روش (روش تحلیل محتوا) و (روش پیمایشی) استفاده کند. ابتدا متغیرهای مربوط به شیوه های برجسته‌سازی اخبار در دو بخش خبری 20:30 و 14، که  ازطریق روش تحلیل محتوای اخبار هر یک از این دو بخش خبری بدست آمده است، ارائه می‌شود و سپس به تفصیل، نتایج حاصل از روش پیمایشی که به بررسی نظرات و دیدگاه‌های مدیریت دو بخش خبری 14 و 20:30، در رابطه با شیوه های برجسته‌سازی اخبار می پردازد، بیان می شود. سپس به بررسی همبستگی نتایج حاصل از این دو روش، در تک تک متغیرها خواهیم پرداخت.

1-4. یافته های حاصل از تحلیل محتوای مطالب دو بخش خبری 14 و 20:30

1- در بخش خبری 20:30، بیشترین مقادیر فراوانی موضوع خبری، مربوط به خبرهای سیاسی است. پس از اخبار سیاسی، بیشترین موضوع خبری، مربوط به اخبار اقتصادی و سپس خبرهای اجتماعی است.

2- در بخش خبری 14، بیشترین مقادیر فراوانی موضوع خبری، مربوط به اخبار سیاسی، سپس اخبار ورزشی و سپس خبرهای اقتصادی است. گفتنی است در این بخش خبری، کمترین مقادیر فراوانی موضوع خبری مربوط به خبرهای پزشکی است.

3- در بخش خبری 20:30، بیشترین مقادیر فراوانی عامل خبرساز، مربوط به عامل هیأت دولت است. همچنین عامل خبرساز (دولتمردان، مسئولان و مقامات دولت‌های خارجی) و عامل (مردم سایر کشورها)، در مرتبه دوم و سوم عوامل مؤثر خبرساز در بخش خبری 20:30، قرار می‌گیرد. گفتنی است عامل (سایر عوامل خبرساز)، کمترین درصد فراوانی عوامل خبرساز این بخش خبری را دارا است.

4- در اخبار  بخش خبری 14، بیشترین مقادیر فراوانی عامل خبرساز، متعلق به عامل خبرساز هیأت دولت است. همچنین عوامل خبرساز (ارگان‌ها، اشخاص و سازمان‌های منتصب به حکومت) و عامل خبرساز رئیس جمهوری، دومین و سومین عامل مهم خبرساز، در بخش خبری 14 هستند. همچنین عامل خبرساز (سازمان‌های بین المللی) کمترین درصد فراوانی را در میان عوامل خبرساز در این بخش خبری به خود اختصاص داده است.

5- در بخش  خبری 20:30، بیشترین مقادیر فراوانی ارزش خبری، مربوط به ارزش خبری شهرت، سپس ارزش‌های خبری (برخورد و تضاد) و (تازگی) است. همچنین کمترین درصد مقادیر فراوانی ارزش‌های خبری در این بخش خبری، مربوط به ارزش خبری (شگفتی و استثنا) است.

6- در بخش خبری 14، بیشترین مقادیر فراوانی ارزش خبری، مربوط به ارزش خبری شهرت و سپس ارزش خبری تازگی است. گفتنی است کمترین مقادیر فراوانی ارزش خبری در این بخش خبری، مربوط به ارزش خبری شگفتی و استثنا است.

7- در بخش خبری 20:30، بیشترین مقادیر فراوانی عنصر خبری، متعلق به عنصر خبری "که" و سپس عنصر خبری "چه" است. کمترین مقادیر فراوانی در میان عناصر خبری این بخش، مربوط به عنصر خبری "چگونه" است.

8- در بخش خبری 14 بیشترین مقادیر فراوانی عنصر خبری، عنصر خبری "که" و سپس عنصر "چه" است. عنصر خبری "کی"، کمترین میزان درصد فراوانی را در میان عناصر خبری بخش خبری 14، دارا است.

9- 40 % درصد از مجموع اخبار مورد بررسی در بخش خبری 20:30، دارای بار ارزشی خنثی، 4/31 % درصد از خبرها، دارای بار ارزشی مثبت و 1/28 % درصد از این اخبار، دارای بار ارزشی منفی است.

10- از مجموع اخبار مورد بررسی بخش خبری 14، 50% درصد اخبار دارای بار ارزشی خنثی، 6/29 % درصد از خبرها، دارای بار ارزشی مثبت و 4/20 % درصد از این اخبار، دارای بار ارزشی منفی است.

11- بیشتر مقادیر فراوانی اخبار مورد بررسی در بخش خبری 20:30، اخبار شخصیت‌گرا (3/50 % ) و سپس اخبار رویدادگرا (7/49 %) است.

12- بیشتر مقادیر فراوانی اخبار مورد بررسی در بخش خبری 14، اخبار رویداد‌گرا (3/59% درصد) و سپس، اخبار شخصیت‌گرا (9/40) است.

13-بیشتر مقادیر فراوانی اخبار مورد بررسی در بخش خبری 20:30، از لحاظ بار ارزشی، دارای بار ارزشی خنثی (40% درصد)، سپس دارای بار ارزشی مثبت (4/31% ) و در نهایت، دارای بار ارزشی منفی (1/28%  درصد) است.

14- بیشتر حجم اخبار مورد بررسی در بخش خبری 14، از لحاظ بار ارزشی، دارای بار ارزشی خنثی (50% درصد)، سپس  دارای بار ارزشی مثبت (6/29%) و در نهایت، دارای بار ارزشی منفی ( 4/20% درصد) است.

15- در بخش خبری 20:30، بیشترین مقادیر فراوانی منطقۀ رویداد، مربوط به منطقۀ تهران است. پس از منطقه رویداد تهران، خبرهای مربوط به منطقۀ (ایران غیر از تهران) یا به عبارتی (سایر شهرهای ایران) و سپس اخبار  منطقۀ اروپا، در مرتبه دوم و سوم است. همچین اخبار مربوط به سایر مناطق (به جز مناطق فوق الذکر)، کمترین مقادیر فراوانی مربوط به منطقه خبر را در بخش خبری 20:30 دارا بوده است.

16- در بخش خبری 14، بیشترین مقادیر فراوانی خبرها، مربوط به منطقۀ تهران است و سپس منطقه خاورمیانه در رتبه دوم قرار می‌گیرد. همچنین، اخبار مربوط به منطقۀ آفریقا، کمترین مقادیر فراوانی رویداد خبر را در بخش خبری 14، دارا بوده است.

17- در بخش خبری 20:30، بیشترین خبرها به سبک داستانی تنظیم شده‌اند. پس از این سبک، سبک پایان شگفت‌انگیز، دارای بیشترین مقادیر فراوانی، در این بخش خبری بوده است. کمترین مقادیر فراوانی سبک تنظیم خبر به کار رفته در بخش خبری 20:30، سبک تاریخی بوده است.

18- در بخش خبری 14، بیشترین مقادیر فراوانی سبک تنظیم خبر، مربوط به سبک هرم وارونه است. سپس، سبک تاریخی همراه با لید، در مرتبه دوم قرار گرفته است. کمترین سبک تنظیم خبر به کار رفته، در بخش خبری 14، سبک پایان انگیز بوده است.

2-4. یافته های حاصل از پیمایش دیدگاههای مدیران دو بخش خبری 14 و 20:30

1- مهم‌ترین موضوعات خبری از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 به ترتیب اولویت (پنج اولویت اول) عبارتند از: 1-سیاسی 2-اجتماعی 3-انرژی هسته ای 4-اقتصادی 5-فرهنگی.

2- مهم‌ترین موضوعات خبری از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، به ترتیب اولویت (پنج اولویت اول) عبارتند از: 1-سیاسی 2- اجتماعی 3-اقتصادی 4-انرژی هسته ای 5- حوادث.

3- مهم‌ترین عوامل خبرساز از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 به ترتیب اولویت (پنج اولویت اول) عبارتند از: 1- مقام معظم رهبری 2- رئیس جمهوری 3- قوه مقننه 4- هیأت دولت 5- حوادث و رویدادهای غیر‌منتظره.

4- مهم‌ترین عوامل خبرساز از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، به ترتیب اولویت (پنج اولویت اول) عبارتند از: 1- مقام معظم رهبری 2- رئیس جمهوری 3-قوه مقننه، 4- تنش، چالش‌های سیاسی و تظاهرات اعتراض آمیز 5- هیأت دولت.

5- مهم‌ترین ارزشهای خبری، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14، به ترتیب اولویت (دو اولویت اول)، عبارتند از: 1- شهرت 2- دربرگیری.

6- مهم‌ترین ارزشهای خبری، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، به ترتیب اولویت (دو اولویت اول) عبارتند از: 1- شهرت + برخورد  2- شهرت.

7- مهم‌ترین عناصر خبری، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 به ترتیب اولویت (دو اولویت اول)، عبارتند از: 1- که  2- کی.

8- مهم‌ترین عناصر خبری، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 به ترتیب اولویت (دو اولویت اول) عبارتند از :1- چرا   2-چه.

9- مهمترین بار ارزشی خبرها از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14، اخبار با بار ارزشی مثبت است.

10- مهم‌ترین بار ارزشی خبرها از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، اخبار با بار ارزشی مثبت است.

11- مهم‌ترین نوع خبرها، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14، اخبار رویدادگرا است .

12- مهم‌ترین نوع خبرها، از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، اخبار شخصیت‌گرا است.

13- مهم‌ترین مناطق رویداد خبر از دیدگاه مدیریت بخش خبری14، به ترتیب اولویت (سه اولویت اول) عبارت است از: 1- خبرهای منطقه تهران 2- ایران غیر از تهران 3- خاورمیانه.

14- مهم‌ترین مناطق رویداد خبر از دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30، به ترتیب اولویت (سه اولویت اول) عبارت است از: 1- خبرهای منطقه تهران 2- ایران غیر از تهران 3- خاورمیانه.

15- مهم‌ترین سبک های تنظیم خبر از دیدگاه مدیریت بخش خبری 14، به ترتیب اولویت (دو اولویت اول) عبارتند از: 1- سبک هرم وارونه  2- تاریخی همراه بالید .

16- مهم‌ترین سبک های تنظیم خبر، از دیدگاه مدیریت بخش خبری20:30، به ترتیب اولویت (دو اولویت اول) عبارتند از: 1- سبک هرم وارونه 2- سبک پایان شگفت انگیز.

 

3-4. یافته های حاصل از همبستگی دیدگاه‌های مدیران خبر و خبرهای مورد بررسی

در این بخش، به بررسی همبستگی میان نتایج حاصل از بخش تحلیل محتوای خبرهای هر یک از این دو بخش خبری با نتایج حاصل از پیمایش دیدگاه‌های مدیران هر بخش خبری، در رابطه با تک تک متغیرهای مربوط به شیوه های برجسته‌سازی اخبار، می‌پردازیم:

1- بین دیدگاه مدیریت خبر بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی این بخش، از لحاظ اولویت موضوع خبر، همبستگی معناداری وجود دارد.

2- بین دیدگاه مدیریت خبر بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی این بخش خبری در رابطه با اولویت موضوع خبری، همبستگی معناداری وجود ندارد.

3- هیچ همبستگی معناداری بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی این بخش خبری، از نظر اولویت عامل خبرساز، وجود ندارد.

4 -بین دیدگاه مدیریت خبر بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی خبرهای این بخش خبری از نظر اولویت عامل  خبرساز، همبستگی معناداری وجود ندارد.

5- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی این بخش خبری، در رابطه با اولویت ارزش‌های خبری، همبستگی معنادای وجود ندارد.

6- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی این بخش خبری، در رابطه با اولویت ارزش‌های خبری همبستگی معناداری وجود ندارد.

7- همبستگی معنی داری بین دیدگاه‌های مدیریت بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی این بخش، در رابطه با اولویت عناصر خبری وجود ندارد.

8- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی بخش خبری 14، در مورد اولویت عناصر خبری، همبستگی معناداری وجود دارد.

9- میان دیدگاه مدیریت خبری بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی بخش خبری 20:30، در رابطه با اولویت بار ارزشی خبرها، همبستگی معناداری وجود دارد.

10- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی این بخش در مورد اولویت بار ارزشی، همبستگی معناداری وجود دارد.

11- بین دیدگاه مدیریت خبری بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی بخش خبری 20:30، در رابطه با اولویت نوع اخبار، همبستگی معناداری وجود دارد.

12- میان دیدگاه مدیریت خبری بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی بخش خبری 14، در رابطه با اولویت نوع اخبار، همبستگی معناداری وجود ندارد.

13- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی بخش خبری 20:30، در رابطه با اولویت منطقۀ رویداد خبر، همبستگی معناداری وجود ندارد.

14- میان دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی این بخش خبری، در رابطه با اولویت منطقه رویداد خبر، همبستگی معناداری وجود دارد.

15- بین دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و مقادیر فراوانی بخش خبری 20:30، در مورد اولویت سبک تنظیم خبر، همبستگی معناداری وجود ندارد.

16- میان دیدگاه های مدیریت بخش خبری 14 و مقادیر فراوانی خبرهای بخش 14، در رابطه با اولویت سبک تنظیم خبر، همبستگی معناداری وجود دارد.

5- پاسخ به فرضیات تحقیق

پس از بررسی یافته های تحقیق، در این بخش به بیان نتایج فرضیات این تحقیق می پردازیم :

1- تفاوت معناداری بین موضوعات خبری دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود دارد.

2- تفاوت معناداری، میان عوامل موثر خبرساز دو بخش خبری 14 و 20:30 وجود دارد.

3- بین ارزش‌های خبری دو بخش 14 و 20:30، تفاوت وجود ندارد.

4- تفاوت معناداری بین عناصر خبری دو بخش خبری 14 و 20:30 وجود دارد.

5- تفاوت معناداری میان بار ارزشی خبرهای دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود ندارد.

6- میان عامل رویدادگرایی و شخصیت‌گرایی خبرها، در دو بخش خبری 14 و 20:30، تفاوت وجود ندارد.

7- تفاوت معناداری میان منطقۀ رویداد خبر، در دو بخش خبری 14 و 20:30، وجود دارد.

8- میان سبک تنظیم خبر در دو بخش خبری 14 و 20:30، تفاوت معناداری وجود دارد.

9- میان دیدگاه مدیریت بخش خبری 20:30 و شیوه برجسته سازی خبرهای این بخش خبری، همبستگی وجود ندارد.

10- میان دیدگاه مدیریت بخش خبری 14 و شیوه برجسته سازی خبرهای این بخش خبری، همبستگی معناداری وجود دارد.

منابع:

1- ابراهیمی، بهمن (1382). بررسی مقایسه ای اخبار سایت واحدمرکزی خبر با بخش فارسی سایت بی.بی.سی، تهران: دانشکده صدا و سیما.

2- اعزازی، شهلا (1372). خانواده و تلویزیون. تهران: مرندیز. چاپ اول.

3- یورک،ایور (1381). اخبار تلویزیون. ترجمه محمدرضا حسن زاده. تهران: معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما.

4- بازرگانان، عباس (1376). سرمه. زهره و حجازی، الهه، روش تحقیق در علوم رفتاری، تهران : آگاه .

5- بدیعی، نعیم (1378). "جایگاه و مسئولیت اجتماعی روزنامه". فصلنامه علوم اجتماعی. تهران: دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 1و2، پاییز و زمستان 1370.

6- بدیعی‌، نعیم و قندی، حسین (1382). روزنامه‌نگاری‌ نوین‌. تهران‌: انتشارات‌ دانشگاه‌ علامه‌طباطبایی .

7- بیریوکف، ن،س (1372). تلویزیون و دکترین‌های آن در غرب، ترجمه محمد حفاظتی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، چاپ اول .

8- تافلر، الوین (1371). موج سوم. ترجمه شهیندخت خوارزمی، تهران: نشر علم.

9- دییرینگ، جیمز و راجرز، اورت (1385)، مبانی برجسته‌سازی رسانه‌ها، ترجمه دکتر علی‌اصغر کیا و مهدی رشکیانی. تهران: انتشارات شرکت تعاونی سازمان معین ادارات.

10- رشید پور، ابراهیم (1348). ارتباط جمعی و رشد ملی، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی .

11- رمزی، مجتبی (1376). چهره فرهنگ در تلویزیون. تهران، مجله تئاتر و سینما.

12- روغنی‌ها، محمد تقی (1384). برنامه ریزی و جدول برنامه خبری. تهران ماهنامه افق، سال پنجم، شماره 56 و 57

13- شکرخواه، یونس (1378). خبر. تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

14- فرهنگی علی اکبر (1384). مدیر خبر مساوی است با سنسوری قوی. تهران: ماهنامه افق، سال پنجم، شماره 56 و 57.

15- فرهنگی، علی‌اکبر (1373). مبانی ارتباطات انسانی. تهران: تهران تایمز. چاپ اول.

16 -فرهنگی، علی اکبر (1374). ارتباطات انسانی. تهران: انتشارات رسا.

17- قربانی، فرج الله (1370). مجموعه قوانین و مقررات اساسی مدنی، تهران، انتشارات دانشور .

18- دلاور، علی (1376). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی. رشد.

19- دلاور، علی (1376). روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی، نشر ویرایش.

20- راجرز، اورت. ام (1369). رسانش نوآوری‌ها (رهیافتی میان فرهنگی). ترجمه عزت‌الله کرمی و ابوطالب فنایی، شیراز: دانشگاه شیراز.

21- رشیدپور، ابراهیم (1352). ارتباط جمعی و رشد ملی. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات رادیو و تلویزیون ملی ایران.

22- رشیدپور، ابراهیم (1352). تلویزیون و اطفال، تهران: دفتر انتشارات رادیو و تلویزیون ملی ایران .

23- سلطانی‌فر، محمد، تاکتیک‌های مدیریت خبر (مصاحبه) ، ماهنامه افق، سال پنجم، شماره 56 و 57.

24- کازنو، ژان (1380). عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ. ویراستار ارشد علی پایا. تهران: طرح نو .

25- کازنو، ژان (1364). قدرت تلویزیون، ترجمه علی اسدی. چاپ اول، تهران: امیرکبیر.

26- کازنو، ژان (1354). جامعه‌شناسی رادیو و تلویزیون، ترجمه جمشید ارجمند. تهران: سروش، چاپ دوم.

27- کازنو، ژان (1372). جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، تهران: اطلاعات، چاپ چهارم.

28- معتمدنژاد، دکتر کاظم( 1358). "حقوق ارتباط جمعی". جزوه آموزشی. تهران: انتشارات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

29- معتمدنژاد، کاظم‌  و منصفی، ابوالقاسم‌ ‌(1368). روزنامه‌نگاری‌؛ با فصلی‌ جدید در بازنگری‌ روزنامه‌نگاری‌ معاصر. تهران‌: مرکز نشر سپهر.

30- معتمدنژاد، کاظم (1356). روزنامه نگاری. انتشارت دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی.

31- معتمدنژاد، کاظم (1377). مقدمه کتاب وسایل ارتباط جمعی و امپراتوری امریکا، تالیف هربرت شیلر، ترجمه احمد میرعابدینی. تهران: انتشارات سروش.

32- میرفخرایی، تژا ( 1385 ) مفاهیم نظری و عملی خبر تلویزیونی. تهران: مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما.

33- میرفخرایی، تژا ( 1379). "مقایسه شیوه های ارائه اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران با  شیوه های مطلوب خبر". تهران: مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما.

34- نصراللهی، اکبر (1375)، بررسی ساختار اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران از شبکه های اول و دوم سیما، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

35- هومن، حیدر علی (1373). شناخت روش علمی در علوم رفتاری. تهران: نشر پارسا.

منابع انگلیسی:

36- Dearing, J.W. (1989). Setting the Polling Agenda for the Issue of AIDS. Public Opinion Quarterly, 53(3).

37- Dearing, J .W. (1992). Foreign Blood and Domestic Politics, AIDS: The Making of a Chronic Disease. Berkeley: University of California press .

38- Dearing, J. W. & Rogers, E. M. (1992). AIDS and the Media Agenda. Hillsdale, N: Lawrence Erlbaum.

39- Park, Robert (1992). The Role of Editor in Media Gate-keeping. Texas, Mill-field Publication .

40- Rogers, E. M, & Changes, S. (1991). Media Coverage of AIDS, Challenger and Chernobyl. New York: Greenwood.

41- Rogers, E. M., Dearing, J. W. & Bregman, D.(1993). The Anatomy of Agenda-Setting Research. Journal of Communication, pp.68-69

42- Iyngar, S. kinder, D. R.(1985). Psychological Accounts of Media Agenda- Setting. Beverly Hills, CA: Stage.

43- McCombs, M. E (1977). Newspaper vs. Television: Mass Communication Effect Across Time .London: Sage.

44- McCombs, Maxwell and et al (1992). The Media Agenda in Polling. Chapel Hill: North California.